87/06/02
زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی

آيت الله تبريزي(ره) سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود، تحصيلات علوم جديد خود را در زادگاه خود به پايان رساند، در نجف نيز يكى از شاگردان برجسته آيت الله خوئى (ره) به حساب مي آمد و …
آيت الله ميرزاجواد تبريزي سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود. تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به پايان رساند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى كه هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مي كردند و اعتقاد داشتند كه ايشان از نظر درك مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مى دادند.
اما ايشان به خاطر علاقه زياد به مكتب غنى اهل بيت (ع) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود و پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و على رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال ۱۳۲۳ در سن ۱۸ سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.
آيت الله تبريزى در سال ۱۳۲۷ شمسى شهر تبريز را ترك كرد و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله بروجردى (ره) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز شدند. اين افاده و استفاده ۵ سال يعنى تا سال ۱۳۳۲ شمسى طول كشيد. در طول اين مدت، ۴ سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود كه استادشان مرحوم بروجردى (ره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.
ايشان در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند كه طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض مى بردند.
آيت الله تبريزي (ره) علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (ع) داشت. يكى از آرزوهاى ايشان، اين بود كه به نجف اشرف عزيمت كند امّا به خاطر فقدان امكانات و وجود مشكلات، آرزويى دور مى نمود ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود كه از هر فرصتى براى اين كار استفاده مى كرد. ايشان روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند كه بحثى علمى پيش مى آيد و تنها كسى كه به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند كه باعث خوشحالى جمع مى شود و از ذكاوت و هوش ايشان متعجب مى گردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپكچى) كه فردى متدين و علاقه مند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مى خواهد كه قدرى صبر كند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت مى پردازد و از ايشان مى خواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مى دهند: كه ”من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امكانات نمي توانم”. آن شخص، امكانات و خرج سفر ايشان را فراهم مىكند و آيت الله تبريزى (ره) بعد از گذشت ۵ سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال ۱۳۳۲ شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت كرد و تا سال ها نيز بدون اينكه از شهريه و وجوهات استفاده كنند با امكانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداخت.
ايشان در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عالي مقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداخت. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (ره) و مرحوم آيت الله خوئى (ره) استفاده كرد و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب كرد به طورى كه به شوراى استفتاء معظم له دعوت شد. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شكوفائى و شور و نشاط بود. لذا ايشان با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى كه فراهم آمده بود كمال استفاده را نمود تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمد.
آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره) در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه كرد و مشغول تدريس مكاسب و كفايه در مسجد خضراء و عمران شد و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده شد تا جايى كه عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشكيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (ع) بهره مند گردانيد.
هنگامى كه آيت الله تبريزي (ره) به نجف مشرف شد، در حجره آيت الله شهيد ميرزا على غروى (ره) در مدرسه خليلى مهمان شد سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديك مسجد طوسى در اختيار ايشان قرار دادند. از همان ابتداى امر، آيت الله تبريزي در درس امام خوئى (ره) شركت مى كردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود كه در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و ايشان بعد از اشكال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود سيد الخوئى (ره) مى كند و فرداى آن روز سيد الخوئى از يكى از نزديكان درسشان به نام آقاى توحيدى تبريزى سؤال مى كند اين آقا كيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئى (ره) گفت: اين شخص آينده درخشانى دارد! و همزمان با وفات سيد الحكيم به تدريس خارج فقه بر طبق مكاسب و همچنين اصول از اول دوره مى پردازند و بعد از اطلاع سيد الخوئى از شروع درس خارج ايشان به ايشان تبريك مى گويد و مرحوم آقاى مشكينى هنگامى كه در نجف بودند از سيد الخوئى در خصوص آيت الله تبريزي (ره) سؤال كردند كه سيد الخوئى در جواب مى گويد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.
آيت الله تبريزى (ره) را مى توان يكى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله خوئى (ره) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادش بود و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادش نيز شركت مى نمود و در بحث ها و درس ها با طرح اشكالات و مطرح كردن فروعات، بر بار علمى محفل مى افزود. ايشان طرف مشورت آيت الله خوئى (ره) بود و از اصحاب استفتاء به شمار مى رفت و در سفرهايى مثل كوفه و كربلا، نيز ملازم استادش بود. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احكام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبود و در ايام تبليغى و فرصت هاى مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف مى برد و به تبليغ احكام الله مى پرداخت و از آنجا كه گفتارش با عمل آميخته بوده است اين تلاش ها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است كه مى توان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و مى توان ادعا كرد كه ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از كركوك عراق بود به طورى كه اكثر مردم آن مناطق به واسطه آشنايى با ايشان به مكتب غنى اهل بيت (ع) روى آوردند.
حضرت آيت الله شيخ ميرزاجواد تبريزى پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال ۱۳۵۵ شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (ع) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد.
پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليت هاى خود را از سر گرفت و تا پيش از ارتحال ملكوتي، همچنان از تمامى وقت خود در مسير تحقيق و تأليف و بحث و تدريس و تربيت شاگردان استفاده مى نمود. وي در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكى از شلوغ ترين حوزه هاى درسى بوده است و تا برگزاري آخرين كلاس هاي درسي شان نيز درس خارج فقه ايشان كه صبح ها در مسجد اعظم قم برگزار مى گردد، يكى از پر رونق ترين درس هاى حوزه بود. ايشان در بيان مطالب بسيار دقيق و نكته پردازند و به خاطر آنكه واقعاً درسى مجتهد پرور است فضلايى قوى را به خود جلب كرده است.
به اعتراف همگان، حضرت آيت الله تبريزي (ره) داراى روحيات و نكاتى بود درس آموز و جالب كه هر طالبى را به خود جلب مى كرد و محبتش را در دل او مى افكند. گرچه بايد گفت نمى توان تمام ويژگي ها را بيان كرد، چرا كه بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما تواضع و فروتنى شديد، بى توجهى به ظواهر دنيوى، خضوع و خشوع در عبادت، علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس، نظم از ويژگي هاي بارز ايشان بود.
آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره)، مرجع عالي قدر شيعه تأليفات بسيارى داشت كه بعضى از آنها چاپ و برخى نيز هنوز به زيور طبع آراسته نشده است، از جمله تأليفات ايشان: ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مكاسب محرمه شيخ اعظم انصارى ”ره”، اسس القضاء والشهادات، طبقات الرجال كه بحث وسيع رجالى است، تكمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن، رساله ى توضيح المسائل، مسائل منتخبه، مناسك حج، حاشيه عروة الوثقى، حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى ”ره”، حدود، فى علم الاصول، فى علم الفقه، شرح كفايه الاصول، صراط النجاة در ۶ جلد، قصاص، التهذيب در احكام حج، الأنوار الالهية في المسائل العقائدية، رساله احكام بانوان، رساله احكام نوجوانان و جوانان، استفتائات جديد و چندين جزوه در موضوعات گوناگون است.
شايان ذكر است آيت الله ميرزاجواد تبريزي از مراجع بزرگ تقليد كشور كه به علت بيماري مدتي در بيمارستان كسري تهران بستري شده بود، در آخرين دقايق دوشنبه ۲۹ آبان ماه پس از طي يك دوره بيماري به جوار رحمت الهي پيوست. پيكر اين مرجع فقيد صبح روز چهارشنبه ۱ آذرماه پس از یک تشییع بینظیر و تاریخی در قم از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري (ع) و حرم مطهر حضرت معصومه (س)، در جوار بارگاه ملكوتي كريمه اهل بيت (س) به خاك سپرده مي شود.
منبع:http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_14_Say=30.ay
87/06/02
دیدار دوستانه تیم هاى ملى فوتبال ایران و آذربایجان روز ششم شهریور ماه سال جارى
تیم هاى ملى فوتبال ایران و آذربایجان روز ششم شهریور ماه سال جارى در ورزشگاه آزادى دیدار دوستانه اى را برگزار خواهند کرد
برتى فوگتس پس از تساوى یک - یک تیم ملى آذربایجان برابر تیم ملى ایسلند به شرایط مسابقه اشاره کرد و گفت: برابر ایسلند مسابقه خوبى را برگزار کردیم و نمایش تیمى ما خوب بود. از بازى بازیکنانم به ویژه مهره هاى جوان رضایت کامل دارم. وى ادامه داد: در جریان مسابقه براى دقایق زیادى جریان بازى را کنترل کردیم اما در کار گلزنى چندان رضایتبخش نبودیم و نتوانستیم با پیروزى میدان را ترک کنیم.

بازیکنان جوان نسبت به بازیکنان باتجربه بهتر بازى کردند و ۴ بازیکن زیر ۲۰ سال ما خیلى خوب کار کردند. سرمربى آلمانى تیم آذربایجان در پایان گفت: در دیدار بعدى برابر ایران نمایش متفاوتى نسبت به مسابقه دوستانه برابر ایسلند برگزار خواهیم کرد البته از شرایط حریفان خود در مرحله مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ غافل نیستیم و نماینده هاى ما هنگام برگزارى دیدارهاى آذربایجان به خوبى وضعیت تیم هاى ملى آلمان، روسیه، ولز و فنلاند را پیگیرى مى کنند.
87/05/28
150 هكتار از درياچه اروميه شورهزار شد!
150 هكتار از درياچه اروميه شورهزار شد!
در حالي كه كارشناسان و مسؤولان پيشتر نسبت به بحراني شدن وضعيت درياچه اروميه هشدار داده بودند، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تبديل شدن 150 هکتار از اراضي حاشيهاي اين درياچه به شورهزار خبرداد.
به گزارش ايسنا، درياچه اروميه بزرگترين درياچه درون سرزميني ايران و دومين درياچه آب شور دنياست كه متأسفانه به دلايل متعدد در حال نابودي است.
دكتر دلاور نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه متأسفانه درياچه اروميه هماكنون بسياري از ويژگيهاي زيستي خود را از دست داده است، به ايسنا گفت: افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به حد فوق اشباع (340 گرم در ليتر)، مرگ و مير پرندگان در نتيجه رسوب نمك بر روي بال و پر و بدن آنها و نهايتا عدم قدرت جابجايي و تغذيه، مختل شدن امور تردد شناورهاي دريايي و عدم كارايي اسكلههاي احداث شده در سواحل رشكان، گلمانخانه و جزاير اشك و كبودان، پديدار شدن زمينهاي شوره زار به ميزان حداقل 150 هزار هكتار خصوصا در نواحي پست اطراف درياچه و سواحل جزاير، چسبيده شدن جزاير نه گانه پارك ملي (محل زادآوري گونههاي مهم پرندگان مهاجر) به سواحل جنوبي درياچه (پديدار شدن ارتباط خشكي جزاير فوق با سواحل)، كاهش جمعيت و عدم زادآوري پرندگان مهم ساكن درياچه (پليكان سفيد و فلامينگو)، كاهش مهاجرت پرندگان به زيستگاه پارك ملي درياچه اروميه، كاهش شديد توليد سيست آرتميا در درياچه و بلوري شدن نمك و تشكيل لايههاي ضخيم نمكي در كف و بستر درياچه مهمترين مشكلات كنوني اين درياچه است.
وي افزود: ازسال آبي 75 – 74 تا كنون رقوم ارتفاعي سطح تراز آب درياچه اروميه سير نزولي پيدا كرده و در طول 13 سال بيش از 6 متر كاهش داشته است كه نياز به يك عزم ملي و منطقهاي براي نجات اين اكوسيستم با ارزش و بحران زده است.
اردیسی اوبیری صفحده
منبع :http://www.11007.azadtribun.net/x19234.htm
ادامه مطلب
87/02/02
(غزل مجنون)1
(غزل مجنون)
کفر زلفون سالالی رخنه لر ایمانیمیزا،
سنی گورمک متعذّر گورونور بویله کی ، اشک،
سنه باخدیقجا دولار دیده ی گریانیمیزا
جوور چوخ ائیله مه کیم ، اولمایا ناگه توکنه
اکسیک اولماز غمیمیز بونجاکی ، بیزدن غم آلیب
هر گلن غملی گئدر ، شاد گلیب یانیمیزا
وار هر حلقه ی زنجیریمیزین بیر آغزی ،
غم ایام ، فضولی ، بیزه بیداد ائتدی ،
گلمیشیز عجز ایله داد ائتمه یه سلطانیمیزا
87/01/18
نصرت کسمنلی
نصرت کسمنلی60 ایل بوندان اؤنجه ، باشقا سؤزله دئسک ایکینجی دونیا ساواشینین سون
آنلاریندا1946_نجی ایل ، دکابر آیی نین 29_اینداآذربایجان جمهوریتی نین گؤزه ل
گوشه لریندن بیری اؤلان (قازاق)بولکه سینده دونیایا گؤز آچیب ، بعضی قایناقلاردا اونون
دوغوم تاریخینی 1945_نجی ایله باغلاییرلار.
نصرت کسمنلی سای سیز _حساب سیز اثرلرین مؤلیفی دیر. نصرت 20 جیلده یاخین کیتاب
یازمیش ، 20 دن چؤخ سندلی و بیر نئچه بدیعی فیلیمین مؤلیفی دیر.
قورد اؤغلو قورد
بیر قورد اؤغلو قوردام من
قوردلارلا هنک اؤلماز
اؤووما دوز گئدیم،
قوردلاردا کلک اؤلماز.
گؤیه اوز توتوب اولار،
داغی لرزه یه سالار.
قورد بالاسی قورد اؤلار،
قوردلاردان کؤپک اؤلماز.
قورد اینصافدان اوزاقدی،
هئچ کیم دئمز یازیق دی.
تک قالسا یالقوزاقدی،
کیمسه دن کؤمک اؤمماز.
دؤیوشو قورد دؤیوشو،
قانلی دی هر گلیشی.
گول – چیچکلنه ایشی،
قوردان کپنک اؤلماز...
بیر قورد اؤغلو قوردام من ،
قوردلارا هنک اؤلماز.
اؤووما دوز گئدیرم
قوردلاردا کلک اؤلماز!
نصرت کسمنلی
86/12/29
حیدربابا
بایرام اولوب ،قیزیل پالچیق ازللر
ناقیش ووروب ،اتاقلاری بزللر
طاخچالارا دوزمه لری دوزللر
قیز – گلینن فندقچاسی ، حناسی،
هوسلنه ر آناسی، قاینا ناسی
باکی چنین سوزی،سووی ، کاغذی،
اینکلرین بولاماسی ، آغزی
چرشنبه نین گردکانی، مویزی،
قیزلار دییه ر:آتیل باتیل چرشنبه،
آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه
یومورتانی گویچک ،گلی بویاردیق
چاقیشدریب،سینانلارین سویاردیق
اویناماقدان بیرجه مگر دویاردیق؟
علی منه یاشیل آشیل آشیق وئرردی
ارضا منه نوروز گلی درردی
86/12/28
آخیر چرشنبه مراسم لری
آخیر چرشنبه مراسم لری
آتیل-باتیل مراسمی
نوروز بایرامیله ایلگیلی و اونا حاضر لیق علامتی اولان آخیر چرشنبه گونو مراسم لریندن بیری ده هامان چرشنبه گونونون سحر چاغی تورا – ووردان اجرا اولونان "آتیل –باتیل " مراسمی دیر.
بو مراسم داها چوخ قادینلار قیزلار طرفیندن اجرا اولونور. ایلین سون چر شنبه سی گونو سحر تورا –ووردان قادینلار، خصوصیله یئتیشمیش و بخت عرفه سینده اولان قیزلار ،آلدیقلاری تازا ساخسی کوزه لرله ،منسه ،یاریم سهنگو ... ایله گتیرمک اوچون چشمه باشینا گئدر ،اؤزلریله آزاجیق یاشیل لاشمیش بوغدا ، قایچی ،سورمه وآینا آپارار،اورادا آینایا و یا سویا باخیب، گوزلرینه سورمه چکر ،دیرناقلارینی توتار ، ساچلارینی دارار ،گؤیلری قایچی ایله سویا دوغرار و بو ایشلری قورتاردیقدان سونرا سو آرخینی اوتای –بوتایا هوپپاناراق دئیرلر:
آتیل -باتیل چرشنبه،
بختیم آچیل چرشنبه،
سویون باشی بیزیمدیر،
چاخماق داشی سیزین دیر....
همین سحر تورا –ووردان چشمه لر باشی ائله شلوغ اولارکی ، ایگنه سالماغا یئر اولماز و محله نین تقریبأ بوتون قیز و قادینلاری چشمه باشیندا اولارلار.
جیدیر
آخیر چرشنبه گونو سحر تئزدن ، هاوا ایشیقلانیب ، گون چیخماغا بیر قدر قالاندا کندلر و قصبه لرین معین میدان کنارلاریندا گنجلر آت چاپار و یاریش کئچیردر لر ،کند ویا قصبه نین اهالیسینین اکثری بو میدانین اطرافیندا توپلانار و یاریشا تاماشا ائدیب ، اونو آلقیشلایار – " آتیل –باتیل " لارینی قورتاریب ، تازا منسه لرده ائولرینه سرین وتمیز ایچمه لی سو گتیرن گنج قیزلارین دا هامیسی ،گؤزلری سورمه لنمیش حالدا ،بو بو یاریش میدانینا گلر ، قادینلار و قیزلارا مخصوص اولان یئرده دایاراناق،آت چاپان گنجلره تاماشا ائدرلر . جیدیر مراسمی نوروز بایرامیله ایلگیلی توتولماسادا، مختلف تورک خلقلری داخلینده ، او جمله ده تورکمنلر داخلینده ان قدیم دؤرلردن چوخ یاییلمیش بیر ایدمان و اگلنجه دیر.
آخیر چرشنبه و یئددی له وین
بوتون آذربایجان کندلری و شهرلرینده آخیر جرشنبه گونونون قاباق گئجه سی پیلوو پیشیریب ، شنلیک ائرلر ،سون چرشنبه گونو ایسه کیچیک منطقه لرین مرکزلرینده بؤیوک و طنطنه لی بازار اولار وبوتون کندلی کیشیلر تازا پالتارلارینی گئیمیش اؤز اوغلان و قیز اوشاقلاری ایله یئددی له وین ویا چرشنبه یئمیشی ، اویونجاق و سایره آلماق اوچون بو بازارا گلر ، ناهارا قدر بورادا گزیب ، دولانارلار . آخر چارشنبه بازاری اولدوقجا طنطنه لی و شولوق اولار . بازاردا بولوجا "یئدی لوین " ویا "چرشنبه یئمیشی " ساتارلار . یئددی لوین یئددی چئشید قورو مئیوه نین قاریشیغیندان عبارت اولان مئیوه مجموعونا دئیرلر. معمولا هامی: هم شهر ،هم ده کند اها لیسی ،هر کس عایله سینین سایی له علا قه دار ، معین مقدار یئددی لوین آلیب ، آپارار و اونو نوروز بایرامینین قاباق گئجه سی عایله عضولری ، خصوصیله اوشاقلار آراسیندا پایلایار و معین مقدارینی دا نوروز بایرامی گونو گؤروشه گلنلر اوچون دوزلمیش بایرام سوفره سینه قویارلار.
86/12/27
سوزلوگ
چاغ (زامان ،وقت)
ساناق(Sanaq) = ثانیه
چاغلا(Çağla)=ساعت،زمان سنج
گوندوز(Gündüz) =روز
یئدیلیYedilik) ( =هفته
گون(Gün )=عمر
گئجه یاریسی(Gecə yarısı)=نصف شب
دان(Dan)=صبح سحر
دان(Dan)=شرق سپیده
گون اؤرتا(Gün orta)=ظهر
آخشام اوستو(Axşam üstü)=بعد از ظهر
گئجه نین بیرینجی یاریسی(Gecnin birinci yarısı)=نیمه اول شب
گونش دؤغان(Günəş doğan)=مشرق
دؤغو(Doğu)=شرق
باتی(Batı)=غرب،مغرب
بوگون(Bugün)=امروز
یارین(Yarın)=فردا
دونه ن(Dünən)=دیروز
اؤته ن گون(Ötan gün)=روزگذشته
گه لن گون(Gələn gün)=روزآینده
بو گئجه(Bugacə)=امشب
دون گئجه(Dün gecə)=دیشب
سیراغا گئجه(Sırağa geçə)=پریروز
بئش گون اؤنجه(Beşgün önçə)=پنج روز پیش
اؤته ن ایل(Ötən il)=سال گذشته
کئچه ن ایل،آی(Keçən il – ay)=سال،ماه گذشته
بوتون گوندوزو(Bütün gündüzü)=تمام روزرا
گوندوزو باشاباش(Gündüzü başabaş)=سراسرروزرا
بوگون نه گونودور؟(Bugün nə gündür)=امروز چه روزی
چاغ نه دیر(Çağ nədir)=وقت چیه
اوچه ایشله ییر(üçə işləir)=به سه مانده
چاغلا دؤرددیر(Çağ dürddür)=ساعت 4 است
نه چاغ گلیم؟(Nəçağ galim)= چه وقت بیایم؟
اؤن بیری کئچیر(Onbiri keçir)=از یازده گذشته
اؤن ایکی نین یاریسی(Onikinin yarısı)=یازده ونیم
ایکی چاغلا ایچینده(İki çağla içində)=در مدت دو ساعت
ییرمی ده یقه دن بیر(Yirmidəyzqədən bir)=از هر بیست دیقه
چاغقاجیم یاتیب(Çağqaçım yatib)=ساعتم کار نمی کنی
دؤنه ر(Dönər)=دوره ،روزگار
دؤنه رین نئجه دیر؟(Dönərin naçədir)=روزگارت چطر است؟
دؤنه رگه م دؤنوب(Dönərgam dönüb)= بد آورده ام
آخشام چاغی(Axşam çağı)=هنگام عصر
گون اؤرتا چاغی(Gün ortaçağı)=هنگام ظهر
گئجه چاغی(Gecəcağı)= هنگام شب
چاغ آشیری(Çağ aşır)ı=به مرور زمان
بیر گونلوک(Birgünlük)=یک روزه
گونده لیک(Gündəlik)=روزانه
گون آشیری(Gün aşırı)= یک روز درمیان
ایلده ن ایله(İldən ilə)=سال به سال
بوتون گونومو(Bütün günümü)=تمام عمرم را
اؤباشدان(Obaşdan)=سپیده صبح،اول صبح


