تبليغاتX
صدای آذربایجان=آذربایجانین سسی

87/06/02

زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی

زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی

 

آيت الله تبريزي(ره) سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود، تحصيلات علوم جديد خود را در زادگاه خود به پايان رساند، در نجف نيز يكى از شاگردان برجسته آيت الله خوئى (ره) به حساب مي آمد و …

 

آيت الله ميرزاجواد تبريزي سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود. تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به پايان رساند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى كه هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مي كردند و اعتقاد داشتند كه ايشان از نظر درك مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مى دادند.

اما ايشان به خاطر علاقه زياد به مكتب غنى اهل بيت (ع) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود و پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و على رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال ۱۳۲۳ در سن ۱۸ سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.

آيت الله تبريزى در سال ۱۳۲۷ شمسى شهر تبريز را ترك كرد و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله بروجردى (ره) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز شدند. اين افاده و استفاده ۵ سال يعنى تا سال ۱۳۳۲ شمسى طول كشيد. در طول اين مدت، ۴ سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود كه استادشان مرحوم بروجردى (ره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.

ايشان در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند كه طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض مى بردند.

آيت الله تبريزي (ره) علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (ع) داشت. يكى از آرزوهاى ايشان، اين بود كه به نجف اشرف عزيمت كند امّا به خاطر فقدان امكانات و وجود مشكلات، آرزويى دور مى نمود ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود كه از هر فرصتى براى اين كار استفاده مى كرد. ايشان روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند كه بحثى علمى پيش مى آيد و تنها كسى كه به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند كه باعث خوشحالى جمع مى شود و از ذكاوت و هوش ايشان متعجب مى گردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپكچى) كه فردى متدين و علاقه مند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مى خواهد كه قدرى صبر كند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت مى پردازد و از ايشان مى خواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مى دهند: كه ”من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امكانات نمي توانم”. آن شخص، امكانات و خرج سفر ايشان را فراهم مىكند و آيت الله تبريزى (ره) بعد از گذشت ۵ سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال ۱۳۳۲ شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت كرد و تا سال ها نيز بدون اينكه از شهريه و وجوهات استفاده كنند با امكانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداخت.

ايشان در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عالي مقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداخت. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (ره) و مرحوم آيت الله خوئى (ره) استفاده كرد و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب كرد به طورى كه به شوراى استفتاء معظم له دعوت شد. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شكوفائى و شور و نشاط بود. لذا ايشان با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى كه فراهم آمده بود كمال استفاده را نمود تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمد.

آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره) در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه كرد و مشغول تدريس مكاسب و كفايه در مسجد خضراء و عمران شد و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده شد تا جايى كه عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشكيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (ع) بهره مند گردانيد.

هنگامى كه آيت الله تبريزي (ره) به نجف مشرف شد، در حجره آيت الله شهيد ميرزا على غروى (ره) در مدرسه خليلى مهمان شد سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديك مسجد طوسى در اختيار ايشان قرار دادند. از همان ابتداى امر، آيت الله تبريزي در درس امام خوئى (ره) شركت مى كردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود كه در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و ايشان بعد از اشكال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود سيد الخوئى (ره) مى كند و فرداى آن روز سيد الخوئى از يكى از نزديكان درسشان به نام آقاى توحيدى تبريزى سؤال مى كند اين آقا كيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئى (ره) گفت: اين شخص آينده درخشانى دارد! و همزمان با وفات سيد الحكيم به تدريس خارج فقه بر طبق مكاسب و همچنين اصول از اول دوره مى پردازند و بعد از اطلاع سيد الخوئى از شروع درس خارج ايشان به ايشان تبريك مى گويد و مرحوم آقاى مشكينى هنگامى كه در نجف بودند از سيد الخوئى در خصوص آيت الله تبريزي (ره) سؤال كردند كه سيد الخوئى در جواب مى گويد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.

آيت الله تبريزى (ره) را مى توان يكى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله خوئى (ره) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادش بود و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادش نيز شركت مى نمود و در بحث ها و درس ها با طرح اشكالات و مطرح كردن فروعات، بر بار علمى محفل مى افزود. ايشان طرف مشورت آيت الله خوئى (ره) بود و از اصحاب استفتاء به شمار مى رفت و در سفرهايى مثل كوفه و كربلا، نيز ملازم استادش بود. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احكام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبود و در ايام تبليغى و فرصت هاى مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف مى برد و به تبليغ احكام الله مى پرداخت و از آنجا كه گفتارش با عمل آميخته بوده است اين تلاش ها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است كه مى توان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و مى توان ادعا كرد كه ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از كركوك عراق بود به طورى كه اكثر مردم آن مناطق به واسطه آشنايى با ايشان به مكتب غنى اهل بيت (ع) روى آوردند.

حضرت آيت الله شيخ ميرزاجواد تبريزى پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال ۱۳۵۵ شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (ع) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد.

پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليت هاى خود را از سر گرفت و تا پيش از ارتحال ملكوتي، همچنان از تمامى وقت خود در مسير تحقيق و تأليف و بحث و تدريس و تربيت شاگردان استفاده مى نمود. وي در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكى از شلوغ ترين حوزه هاى درسى بوده است و تا برگزاري آخرين كلاس هاي درسي شان نيز درس خارج فقه ايشان كه صبح ها در مسجد اعظم قم برگزار مى گردد، يكى از پر رونق ترين درس هاى حوزه بود. ايشان در بيان مطالب بسيار دقيق و نكته پردازند و به خاطر آنكه واقعاً درسى مجتهد پرور است فضلايى قوى را به خود جلب كرده است.

به اعتراف همگان، حضرت آيت الله تبريزي (ره) داراى روحيات و نكاتى بود درس آموز و جالب كه هر طالبى را به خود جلب مى كرد و محبتش را در دل او مى افكند. گرچه بايد گفت نمى توان تمام ويژگي ها را بيان كرد، چرا كه بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما تواضع و فروتنى شديد، بى توجهى به ظواهر دنيوى، خضوع و خشوع در عبادت، علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس، نظم از ويژگي هاي بارز ايشان بود.

آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره)، مرجع عالي قدر شيعه تأليفات بسيارى داشت كه بعضى از آنها چاپ و برخى نيز هنوز به زيور طبع آراسته نشده است، از جمله تأليفات ايشان: ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مكاسب محرمه شيخ اعظم انصارى ”ره”، اسس القضاء والشهادات، طبقات الرجال كه بحث وسيع رجالى است، تكمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن، رساله ى توضيح المسائل، مسائل منتخبه، مناسك حج، حاشيه عروة الوثقى، حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى ”ره”، حدود، فى علم الاصول، فى علم الفقه، شرح كفايه الاصول، صراط النجاة در ۶ جلد، قصاص، التهذيب در احكام حج، الأنوار الالهية في المسائل العقائدية، رساله احكام بانوان، رساله احكام نوجوانان و جوانان، استفتائات جديد و چندين جزوه در موضوعات گوناگون است.

شايان ذكر است آيت الله ميرزاجواد تبريزي از مراجع بزرگ تقليد كشور كه به علت بيماري مدتي در بيمارستان كسري تهران بستري شده بود، در آخرين دقايق دوشنبه ۲۹ آبان ماه پس از طي يك دوره بيماري به جوار رحمت الهي پيوست. پيكر اين مرجع فقيد صبح روز چهارشنبه ۱ آذرماه پس از یک تشییع بی‌نظیر و تاریخی در قم از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري (ع) و حرم مطهر حضرت معصومه (س)، در جوار بارگاه ملكوتي كريمه اهل بيت (س) به خاك سپرده مي شود.

منبع:http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_14_Say=30.ay

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:17 |  لینک ثابت   • 

87/06/02

دیدار دوستانه تیم هاى ملى فوتبال ایران و آذربایجان روز ششم شهریور ماه سال جارى

تیم هاى ملى فوتبال ایران و آذربایجان روز ششم شهریور ماه سال جارى در ورزشگاه     آزادى دیدار دوستانه اى را برگزار خواهند کرد

برتى فوگتس پس از تساوى یک - یک تیم ملى آذربایجان برابر تیم ملى ایسلند به شرایط مسابقه اشاره کرد و گفت: برابر ایسلند مسابقه خوبى را برگزار کردیم و نمایش تیمى ما خوب بود. از بازى بازیکنانم به ویژه مهره هاى جوان رضایت کامل دارم. وى ادامه داد: در جریان مسابقه براى دقایق زیادى جریان بازى را کنترل کردیم اما در کار گلزنى چندان رضایتبخش نبودیم و نتوانستیم با پیروزى میدان را ترک کنیم.


بازیکنان جوان نسبت به بازیکنان باتجربه بهتر بازى کردند و ۴ بازیکن زیر ۲۰ سال ما خیلى خوب کار کردند. سرمربى آلمانى تیم آذربایجان در پایان گفت: در دیدار بعدى برابر ایران نمایش متفاوتى نسبت به مسابقه دوستانه برابر ایسلند برگزار خواهیم کرد البته از شرایط حریفان خود در مرحله مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ غافل نیستیم و نماینده هاى ما هنگام برگزارى دیدارهاى آذربایجان به خوبى وضعیت تیم هاى ملى آلمان، روسیه، ولز و فنلاند را پیگیرى مى کنند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:13 |  لینک ثابت   • 

87/05/28

150 هكتار از درياچه اروميه شوره‌زار شد!

150 هكتار از درياچه اروميه شوره‌زار شد!

در حالي كه كارشناسان و مسؤولان پيشتر نسبت به بحراني شدن وضعيت درياچه اروميه هشدار داده بودند، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تبديل شدن 150 هکتار از اراضي حاشيه‌اي اين درياچه به شوره‌زار خبرداد.

 



به گزارش ايسنا، درياچه اروميه بزرگترين درياچه درون سرزميني ايران و دومين درياچه آب شور دنياست كه متأسفانه به دلايل متعدد در حال نابودي است.


دكتر دلاور نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه متأسفانه درياچه اروميه هم‌اكنون بسياري از ويژگي‌هاي زيستي خود را از دست داده است، به ايسنا گفت: افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به حد فوق اشباع (340 گرم در ليتر)، مرگ و مير پرندگان در نتيجه رسوب نمك بر روي بال و پر و بدن آنها و نهايتا عدم قدرت جابجايي و تغذيه، مختل شدن امور تردد شناورهاي دريايي و عدم كارايي اسكله‌هاي احداث شده در سواحل رشكان، گلمانخانه و جزاير اشك و كبودان، پديدار شدن زمينهاي شوره زار به ميزان حداقل 150 هزار هكتار خصوصا در نواحي پست اطراف درياچه و سواحل جزاير، چسبيده شدن جزاير نه گانه پارك ملي (محل زادآوري گونه‌هاي مهم پرندگان مهاجر) به سواحل جنوبي درياچه (پديدار شدن ارتباط خشكي جزاير فوق با سواحل)، كاهش جمعيت و عدم زادآوري پرندگان مهم ساكن درياچه (پليكان سفيد و فلامينگو)، كاهش مهاجرت پرندگان به زيستگاه پارك ملي درياچه اروميه، كاهش شديد توليد سيست آرتميا در درياچه و بلوري شدن نمك و تشكيل لايه‌هاي ضخيم نمكي در كف و بستر درياچه مهمترين مشكلات كنوني اين درياچه است.

وي افزود: ازسال آبي 75 – 74 تا كنون رقوم ارتفاعي سطح تراز آب درياچه اروميه سير نزولي پيدا كرده و در طول 13 سال بيش از 6 متر كاهش داشته است كه نياز به يك عزم ملي و منطقه‌اي براي نجات اين اكوسيستم با ارزش و بحران زده است.

 

اردیسی اوبیری صفحده

  منبع :http://www.11007.azadtribun.net/x19234.htm


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 19:43 |  لینک ثابت   • 

87/02/02

(غزل مجنون)1

(غزل مجنون)

 

 

کفر زلفون سالالی رخنه لر ایمانیمیزا،

 

 

                           کافر آغلار بیزیم احوال پریشانیمیزا

 

 

سنی گورمک متعذّر گورونور بویله کی ، اشک،

 

 

                       سنه باخدیقجا دولار دیده ی گریانیمیزا

 

 

جوور چوخ ائیله مه کیم ، اولمایا ناگه توکنه

 

    

                   آز ائدیب جوور و جفالر قیلیبان جانیمیزا

 

 

اکسیک اولماز غمیمیز بونجاکی ، بیزدن غم آلیب

 

 

           هر گلن غملی گئدر ، شاد گلیب یانیمیزا

 

 

وار هر حلقه ی زنجیریمیزین بیر آغزی ،

 

 

                         متصل وئرمه یه اِفشا غم پنهانیمیزا

 

 

غم ایام ، فضولی ، بیزه بیداد ائتدی ،

 

گلمیشیز عجز ایله داد ائتمه یه سلطانیمیزا

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 15:47 |  لینک ثابت   • 

86/12/29

بایرامیز موبارک

 
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:4 |  لینک ثابت   • 

86/12/15

حداد عادل :منظور از اصل 15 آزادی آموزش زبان اقوام در مدرسه نیست،

حداد عادل در دانشگاه علم وصنعت حجت را بر همه تمام کرد:

 

منظور از اصل 15 آزادی آموزش زبان اقوام در مدرسه نیست،

 

 منظور از آن آزادی برای یادگرفتن زبان اقوام در خانه است.

تاریخ خبر: 1386/12/14 

حداد عادل، رییس مجلس شورای اسلامی ایران که به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت برای پاسخ به سوالات دانشجویان در مورد عملکرد مجلس هفتم به این دانشگاه آمده بود، با اعتراض دانشجویان آذربایجانی این دانشگاه روبرو شد. دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت در سوالی از حدادعادل خواستند که یا در مجلس اقدامی برای اجرای اصل 15 قانون اساسی که خونبهای شهدای آذربایجان و سایر ملل ساکن در ایران است انجام شود یا از این اصل از قانون اساسی حذف گردد.

حداد عادل در پاسخ دانشجوی آذربایجانی اظهار داشت که هم اکنون اصل 15 اجرا می شود و منظور از آن آموزش به زبان مادری در مدارس نیست، منظور این است که اقوام آزادند در خانه های خود به زبان خودشان حرف بزنند! متن کامل سوال دانشجوی آذربایجانی از حدادعادل بدین شرح است:

 

با سلام خدمت ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و حضار محترم

آقای دکتر! آیا به قانون اساسی کشورمان و تمامی اصول آن اعتقاد دارید؟

(حدادعادل: بلی)

آیا قبول دارید همه اصول قانون اساسی لازم الاجرا می باشند؟

(حدادعادل: بلی)

آقای حدادعادل! اصل 15 قانون اساسی می گوید: آموزش زبان اقوام ایرانی در کنار زبان فارسی آزاد می باشد. آیا قبول دارید این اصل تمام اقوام ایرانی و ما آذربایجانیها را برای آموزش زبان مادریمان آزاد گذاشته است؟

(حدادعادل: بلی)

پس این کدامین قانون نانوشته ای است که ما را از آموزش زبان مادریمان، حتی در حالیکه حاضریم تمام هزینه هایش را بپردازیم، باز می دارد. نمونه کوچکش همین دانشگاه خودمان است که علی رغم تلاش های  صورت گرفته برای دریافت مجوز برای برگزاری کلاسهای ترکی آذربایجانی ، با این جواب روبرو شدیم که چه ضرورتی دارد زبان مادریتان را یاد بگیرید !!! آیا اصولا ایشان در آن جایگاه هستند که این ضرورتها را تعیین کنند.

آقای دکتر در تمام ادوار مجلس هیچ اقدامی جهت اجرایی کردن این اصل صورت نگرفته است.

با توجه به تمام این موارد، و با توجه به این که اصل 15 هیچ گونه ضمانت اجرایی ندارد، این اصل چیزی جز یک ژست سیاسی در برابر جوامع بین المللی نبوده و ابزاری برای سرکوب خواسته های برحق اقوام ایرانی می باشد و بدترین نوع توهین به شعور آنان محسوب می شود. لذا از حضرتعالی تقاضا داریم که طرح اولیه حذف این اصل از قانون اساسی را فراهم کنید تا بیش از شاهد توهین به شعورمان نباشیم.

حاشیه ها:

  1. از ابتدای خوانده شدن سوال توسط دانشجوی آذربایجانی تا انتهای آن، حدادعادل می خندید، به حالتی که گویی سوال را جدی نمی داند و مسئله مهمی برایش نیست.
  2. در طی پاسخ حدادعادل به سوال دانشجوی آذربایجانی، از تمام سالن صدای اعتراض دانشجویان آذربایجانی به اظهارات حدادعادل بلند بود.
  3. در انتهای اظهارات حدادعادل، تعدادی از دانشجویان آذربایجانی در اعترض به گفته های رییس مجلس و برای اینکه معنای آموزش را به او متذکر شوند، قصد داشتند به روی سن رفته و حرف بزنند که محافظان حداد جلوی آنان را گرفته و به سر جای خود بازگرداندند.

برای خواندن متن کامل اظهارات حدادعادل درباره سوال دانشجوی آذربایجانی، به وبلاگ نشریه گونش-نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت- مراجعه کنید. www.gunashdargi.blogfa.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:3 |  لینک ثابت   • 

86/12/15

اظهارات حداد درمورد اصل ۱۵ در دانشگاه علم و صنعت

اظهارات حداد درمورد اصل ۱۵ در دانشگاه علم و صنعت

تاریخ خبر: 1386/12/14

من از این دوست عزیزمان سوالی دارم، شما خودتان که قطعا به زبان ترکی حرف می زنید واین زبان را بلد هستید، درست است؟ پس می شود نتیجه گرفت که شما به این زبان آموزش دیده اید. ما مخالف آموزش به زبان ترکی نیستیم، کسی که در یک خانواده ترک متولد می شود، خب ترک می شود دیگر.فارس که نمیشه، ترک میشه(!!!). شما هر کاری بکنید این شخص که در خانواده ترک زبان متولد شده و پدر و مادرش با او به زبان ترکی حرف می زنند، نمی توانید ایشان را فارس کنید. ایشان ترک هستند و خودشان را ترک می دانند. من باز تاکید می کنم که نظام جمهوری اسلامی با آموزش به زبان ترکی مخالف نیست، ولی در زمان های گذشته یعنی قبل از انقلاب، نوشتن به زبان ترکی و داشتن کتاب به زبان ترکی جرم محسوب می شد، ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوست تان عزیز باید بدانند که در سایه این نظام چه خدمات شایانی به اقوام شد. یعنی شما الان علاوه بر این که می توانید ترکی حرف بزنید، این نظام به اقوام شبکه تلوزیونی و رادیویی داده است و اقوام به زبان خودشان روزنامه دارند وکتاب می نویسند ولی در زمان انقلاب هیچ کدام از این ها نبوده است. پس ما مخالف زبان اقوام نیستیم. ولی اینکه نظام جمهوری اسلامی بیاید در مدارس در کنار زبان فارسی‌‌٬ زبان ترکی و زبان سایر اقوام را تدریس کند، این قطعا به ضرر وحدت ملی است. (چندین نفر از حاضران در سالن: کدام وحدت ملی؟) خوب شما وقتی به مناطق مختلف ایران سر می کشید مثلا می روید به خوزستان یا بلوچستان، وقتی می بینید همه به فارسی حرف می زنند، این نمادی از وحدت ملی است و باعث می شود مردم ایران خودشان را یک ملت واحد بدانند.

باز من به عنوان رییس مجلس تاکید می کنم که نظام جمهوری اسلامی مخالف آموزش به زبان اقوام نیست. برایتان مثالی می زنم. در دانشگاه تبریز خب کسانی می خواستند زبان ترکی را یاد بگیرند، درخواست دادند، معلم ترکی(!!!) آوردند و کلاس ترکی راه انداختند(!!!).

البته خب دوستان عزیزمان در صحبت هایشان گفتند مسئولین دانشگاه مجوز کلاس ترکی نمی دهند، با توجه به اینکه این مسئله منع قانونی ندارد و نظام جمهوری اسلامی مخالف آموزش به زبان اقوام نیست، از مسئولین امر( با اشاره به جبل آملی، رییس دانشگاه) می خواهم که مجوز کلاس ترکی را صادر کرده و امکانات لازم را در اختیار دوستان قرار دهند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:1 |  لینک ثابت   • 

86/12/15

واکنش متکی به سوال دانشجوی آذربایجانی در مورد قره باغ در دانشگاه علم وصنعت

در واکنش به سوال دانشجوی آذربایجانی در مورد قره باغ در دانشگاه علم وصنعت:

 

متکی خطاب به خبرنگاران: این قسمت ها را کات آف کنید!

 

 

نشریه گونش(نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت): منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران   که به دعوت بسیج دانشجویی برای پاسخ به سوالات دانشجویان در مورد سیاست خارجی ایران در این دانشگاه حضور یافته بود، با اعتراض شدید دانشجویان آذربایجانی دانشگاه در قبال سیاست های ایران در مورد کشور متجاوز ارمنستان روبرو شد.

در ابتدای برنامه متکی شروع به سخنرانی کرد و سپس نوبت به سوالات کتبی و شفاهی دانشجویان رسید. متکی بعد از پاسخ دادن به تعدادی از پرسشگران که عمدتا از طیف بسیج بودند، و در حالی که انتظار نداشت به این شدت مورد حمله قرار گیرد، با سوالات بسیار محکم و مستدل یکی از دانشجویان آذربایجانی دانشگاه در مورد رابطه ایران با ارمنستلان مواجه شد. او که خودش را باخته بود وهیچ جواب منطقی ای نداشت، به خبرنگاران حاضر در سالن توصیه کرد که این قسمت را کات آف (بایکوت) کنند. همچنین دانشجویان آذربایجانی دانشگاه با سر دادن شعار "قره باغ پاره تن اسلام است" در میان سخنان متکی به استقبال مراسم بزرگداشت شهیدان فاجعه خوجالی که هر ساله در جلوی سفارت ارمنستان برگزار می شود رفتند.

از موارد جالب توجه این که متکی بی شرمانه و در جمع تمام دانشجویان خواست در خبرهایی ارسالی خود این قسمت از برنامه را حذف کنند. در زیر متنی که توسط دانشجوی آذربایجانی دانشگاه علم وصنعت خوانده شد آورده می شود:

 

 

از ابتدای انقلاب ادعای دولت ایران این بوده که اصل مهمی بر سیاست خارجی اش حاکم است که هیچ گاه و در هیچ شرایطی از آن عدول نخواهد کرد: کمک به مسلمانانی که مورد ظلم واقع شده­اند و سرزمین و ناموسشان مورد تجاوز قرار گرفته.  در همین راستا از همان روزهای اول انقلاب مسئله فلسطین و اسرائیل مورد توجه قرار گرفت و کمک شایانی به مسلمانان مظلوم فلسطین شد که این کمک ها تا به امروز ادامه دارد.

اما گویی در این میان استثناهایی هم وجود دارد. یکی از این استثناها کشور غاصب و خونخوار ارمنستان است. این کشور در سال 1992 به جمهوری آذربایجان تجاوز کرده و %20 درصد از خاک این کشور مسلمان شیعه را اشغال کرد و چه جنایت هایی که در آنجا مرتکب نشد.

آقای وزیر! شما به خوبی آنچه در قره باغ گذشته و می گذرد را می دانید و از اعمال وحشیانه ارمنستان خبر دارید. نمونه بسیار کوچکی از این وحشیانه، فاجعه خوجالی است که در آن حیوان صفتان داشناک دهکده خوجالی را با خاک یکسان نموده تمام ساکنان آن را که نزدیک به هزار نفر بودند سر بریدند. از این خوجالی ها در قره باغ فراوان می توان یافت.

آقای وزیر! شما به خوبی می دانید که مساجد قره باغ یا با خاک یکسان شده اند و یا به طویله خوک ها و گاوهای ارمنیان بدل گشته اند.

اما شما و آقای احمدی نژاد وآقای خاتمی و دولت قبلی و دولت فعلی با تمام افتخار و سرافرازی از دوستی با ارمنستان دم می زنید. حتی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور اصولگرای ایران در سخنان خود فرموده اند: "در دوستی ایران وارمنستان هیچ محدودیتی وجود ندارد". ایشان در سخنان خود در دانشگاه علم و صنعت هم بر دوستی و همکاری بین دولت تاکید کردند.

جناب آقای وزیر امور خارجه! چگونه است که چنین کشوری دوست ایران شده است؟ چگونه است که کشور غاصب و فاشیست اسراییل دشمن است و حتی علی رغم تمام هزینه های سنگینی که برای دولت و ملت ایران دارد، آقای احمدی نژاد اظهار می کند : "اسراییل باید از صفحه روزگار محو شود"، اما کشور غاصب و متجاوز و فاشیست ارمنستان دوست دولت ایران می شود؟

پس جناب آقای وزیر! می توان نتیجه گرفت که فاشیست یا اشغالگر بودن و ظلم به مسلمانان و قتل عام مسلمانان باعث نمی شود که روابط دولت ایران با یک کشور تیره شود، بلکه ملاحظات دیگری در کار است.

جناب آقای متکی! با توجه به این که  مرزهای ارمنستان تماما بسته است، آیا قبول دارید که اگر این دوستی شرم آور و همکاری غیر قابل توجیه بین دولت ایران و ارمنستان نبود، جمهوری آذربایجان سال ها قبل خاک های از دست رفته خود را پس می گرفت؟

تمام حرف های قبلی ام ارتباط و دوستی با ارمنستان را از منظر ایدئولوژیک زیر سوال می برد، اما از منظر منافع ملی نیز ارتباط با ارمنستان توجیهی ندارد. کشوری که هیچ آینده ای از نظر اقتصادی ندارد و در مرز ورشکستگی اقتصادی است به گونه ای که رشد جمعیتش منفی است و ساکنانش در حال فرار از آن هستند، چرا باید بر کشوری همچون آذربایجان که سالانه %25 رشد اقتصادی دارد و از طرف کارشناسان کویت دریای خزر شناخته می شود، ترجیح داده شود؟

انتقال گاز مجانی به ارمنستان، گازی که گویا ارمنستان هزینه اش را باید با صادرات برق به ایران بپردازد چه منفعتی برای ایران دارد؟ آیا این برق از منبعی جز گاز صادراتی ایران به ارمنستان تامین می شود؟

سیاست های غلط ایران باعث شد که جمهوری آذربایجان اعتماد خود را ایران سلب نماید و خط لوله خود به ترکیه را که در صورت گذر از ایران هم هزینه اش کاهش می یافت و هم منافع بسیاری برای ایران داشت، از گرجستان عبور دهد.

جناب وزیر! هدف من از مطرح کردن این بحث ابهام زدایی از سوی شما نبود، چون به خوبی می دانم که جواب شما به سوالات من سر بالا خواهد بود، هدف من این بود که آنها که موضوع را نمی دانستند بدانند و بیدار شوند.

آقای وزیر! ارمنستان اگرچه دوست شماست، اما دشمن خونی ماست. از دوستانش هم چندان دل خوشی نداریم.

والسلام

 

لطفا منبع خبر را ذکر کنید:www.gunashdargi.blogfa.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:0 |  لینک ثابت   • 

86/12/12

آذربایجان در جنگ جهانی اول (فجایع جیلولوق) کیتابی

آذربایجان

در جنگ جهانی اول

یا

آذربایجان در جنگ جهانی اول (فجایع جیلولوق) کیتابی

فجایع جیلولوق

دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی

بو گؤزل کیتاب PDF فورمتینده سیزین اوچون سونولور

کیتابی بو باغلانتی لاردان یوکله یین

بیرینجی بؤلوم

ایکینجی بؤلوم

اوچونجو بؤلوم

بو باغلانتی لارین اوستونده کلیک ائدیب و ایسته دیغینیز صحیفه نی آچا     بیلمه یه ن زامان ، لوطفن ، باغلانتی نین اوستونده ساغ کلیک ائدیب و او فایلی دانلود ائدیب و سونرا اوخویاسینیز
Right Click
& choose Save Target as

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 23:23 |  لینک ثابت   • 

86/12/12

آذربایجان بایاتیلاری

azerbaycan bayatilari
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 23:14 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

تضاهرات روز زبان مادری از بازار قاباغي ساعت 4:30 روز پنجشنبه

پخش بيانيه هاي گسترده در دعوت از مردم تبريز:

            

تضاهرات از بازار قاباغي ساعت 4:30 روز پنجشنبه

 

اويرنجي نيوز- بنا به گزارشهاي رسيده از سطح شهر تبريز دهها هزار اعلاميه در دعوت از مردم تبريز براي شركت در تظاهرات روز جهاني زبان مادری در سطح شهر پخش گرديده است. اين بيانيه ها كه به دو زبان توركي و فارسي تنظيم گرديده از مردم تبريز دعوت نموده روز پنجشنبه مصادف با روز جهاني زبان مادري در بازار قاباغي تجمع نموده و با تظاهرات گسترده به طرف اداره آموزش و پرورش حركت نمايند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:23 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

وزير دفاع ارمنستان: اگر دوستي با جمهوري آذربايجان به قيمت قره‌باغ باشد، آن را نمي پذيريم. قصد دوستي

تاریخ خبر: 1386/11/28
آزاد تبریز-  وزير دفاع ارمنستان گفت: قره باغ نمي‌تواند جزيي از جمهوري آذربايجان باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در باكو، ميكاييل آرتيونيان، وزير دفاع ارمنستان با بيان اينكه من نمي‌توانم برخي را كه آرزوي دوستي با جمهوري آذربايجان را دارند، درك كنم، افزود: اگر اين دوستي به قيمت قره باغ باشد من نمي‌توانم با آن موافقت كنم و مردم ارمنستان نيز موافق نيستند.

وي ادامه داد: در صورت دوستي با جمهوري آذربايجان پاسخ كساني كه عزيزانشان شهيد و يا جانباز شدند را چه دهيم؟ پسران آنها براي چه مردند؟

ارتيونيان هم‌چنين با اشاره به اينكه قصد دوستي با تركيه را هم نداريم، اظهار داشت: ما نمي توانيم يك ميليون و 500 هزار قرباني را فراموش كنيم.

وزير دفاع ارمنستان با كاهش قواي نظامي اين كشور موافقت نكرد و گفت: اين كار با توجه به وضعيت مرزي ارمنستان غيرممكن است و قصد افزايش نيروي نظامي هم نداريم زيرا اكنون در موقعيت خوبي از لحاظ تعداد نيروي نظامي به سر مي‌بريم.

منبع:http://www.mytabriz.com/news/?p=10169#more-10169

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:16 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

برگزاری تجمع به مناسبت «روز جهانی زبان مادری» در شهرهای آذربایجان-واحید قاراباغلی

آزاد تبریز-
vahidqarabagli@gmail.com

از زمانی که یونسکو روز 21 فوریه (دوم اسفند) را به عنوان روز جهانی زبان‌ مادری اعلام کرد، آذربایجانی‌های ایران کوشیده‌اند تا آنجا که می‌توانند این مناسبت را جشن بگیرند.

سال گذشته تجمعات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربایجان برگزار شد شماری از فعالان در این شهرها دستگیر شدند که بسیاری از آنها پس از گذراندن چند روز در بازداشتگاه‌های موقت محلی آزاد شدند. درپی این دستگیری‌ها، عفو بین الملل بیانیه‌ای در این زمینه صادر و نگرانی خود را از وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران ابراز کرد. (1)

امسال نیز علیرغم تشدید سیاستهای سرکوبگرانه ی دستگاههای قضایی و نیروهای امنیتی ایران در مقابل حرکت ملی آذربایجان و مطالبات آن فعالان آذربایجانی اعلام کرده اند به مناسبت روز جهانی زبان مادری تجمعات اعتراض آمیزی را دوم اسفندماه در شهرهای مختلف آذربایجان برگزار خواهند کرد.

فعالین آذربایجانی می گویند قصد دارند با این تجمع و با توسل به شیوه های مسالمت آمیز و مدنی اعتراض خود را مبنی بر ممنوعیت فراگیری و تدریس زبان ترکی در ایران را به گوش مسئولان حکومتی و جهانین برسانند.
استفاده از زبان و ادبیات ترکی در رادیو و تلویزیون و آموزش آن در مدارس از عمده‌ترین خواست‌های فعالان آذربایجانی است. گرچه برابر قانون اساسی ایران استفاده از زبان‌های محلی در مدارس و رسانه‌ها مجاز شمرده شده است، ولی دولت مرکزی از اجرای این قانون سر باز می‌زند.

فاخته زمانی مدافع حقوق بشر آذربایجانی می گوید:

«آذربايجانی های ايران خواستار حقوقی در امور فرهنگی و زبان، از جمله حق تحصيل و آموزش به زبان مادری هستند. اما مقامات ايرانی به کسانی که در پی ترويج هويت فرهنگی آذربایجانی هستند، به ديده سوء ظن می نگرند و آنان را توقيف، شکنجه و محکوم به حبس می کنند.»

دولت حاکم همگام با محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت کرده است. در بسیاری موارد این مخالفتها با کشتار و زندانی کردن افراد با برچسب جدایی طللبی و تفرقه افکنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز به رفتار خشن و سرکوب گرانه خلاصه نمی شود بلکه این رویکردها در فرهنگ حاکم جامعه نهادین شده است و به صورت تحقیر و تمسخر ملیتهای غیر فارس خصوصا آذربایجانیها بیشتر از طریق بیان جوک و لطیفه های روزمره حتی در میان روشنفکران فرهنگ حاکم بازتاب می یابد.

فعالان آذربایجانی با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند.

رعایت حقوق اساسی ملل ساکن در ایران، بویژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نیز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ ”

قانون الحاق ایران به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زیر یادآوری می‌کنیم:

«دولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که حقوق شناخته‌شده در این میثاق را در باره‌ی کلیه‌ی افراد مقیم در قلمرو و تابع حاکمیت‌شان بدون هیچ‌گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده‌ی دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب و سایر وضعیت‌ها محترم شمرده و تضمین کنند.»

«هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچکس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.»

·         «هیچکس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

فعالین حرکت ملی آذربایجان براي تحقق موقعيت حقوقي شان به هر اقدام مسالمت آميزي دست زده اند تا در عرصه علني ديده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاري کارگاه و سمينار و تجمعات مسالمت آميز، از تشکيل جمع هايي چون هم انديشي ملیتها، حرکت هاي جهاني ، و صلح، و… تا جمع آوری امضا براي اجرای قوانین معتل مانده، و… سعي و انديشه وافر به کار برده اند تا هريک به شيوه خود فضاي کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب هاي زيادي که لاي چرخ حرکت شان گذاشته مي شود، هزينه پرداخته و تغيير روش مي دهند. افراد زيادي را به اتهامات گوناگون دستگير کرده و برايشان پرونده سازي کنند.

بی شک بی توجهی حاکمیت به مسایل ملی و استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را  بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد.


1- http://www.amnestyusa.org/news/document.do?id=ENGMDE130202007

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:12 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

دكتر طالعي، معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه خواستار خواندن و نوشتن به زبان مادري شد

1a5b3b02-2f80-4d20-bdf3-4a2976d70799.jpg
آزاد تبریز-  اؤيرنجي نيوز: دكتر طالعي، معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه: اگر اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادريمان را ندهند اين كار را به صورت غير قانوني انجام مي دهيم. دكتر محبوب طالعي معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه كه هفته پيش در برنامه تلويزيوني شبكه استاني آذربايجان غربي با موضوع دستاوردهاي علمي پس از انقلاب اسلامي شركت كرده بود با اشاره به خفقان و ديكتاتوري ر‍‍ژيم پهلوي اظهار داشت: قبل از انقلاب هيچ نشريه دانشجويي در هيچ كدام از دانشگاههاي كشور منتشر نمي شد. هرچند امروزه رشد و توسعه منطقه آذربايجان در مقايسه با ديگر مناطق فارس زبان كاملا جاي بحث دارد. ولي خدمات تنها سه ساله انقلاب اسلامي برابر با كل دوران نظام قبل از انقلاب بود، بطوريكه در سال 57 شرايط دانشگاه تبريز مانند دوران فرقه دموكرات آذربايجان در سال 1324 بود. ايشان بعد از برنامه تلويزيوني در جواب خبرنگار اؤيرنجي نيوز كه پرسيد؟ اگر جمهوري اسلامي ايران اجازه تحصيل به زبان مادريمان را ندهد چه بايد كرد؟ اظهار داشتند: اگر اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادريمان را ندهند، ما اين كار را بصورت غبر قانوني انجام خواهيم داد. و در جواب سؤال ديگر مبني بر اين كه آيا قبول داريد پيشه وري خدمات زيادي انجام داده است؟ گفتند: پيشه وري خدمات زيادي  براي توسعه آذربايجان انجام داده است.
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:9 |  لینک ثابت   • 

86/11/15

دادگاه ویژه روحانیت روحانی آذربایجانی را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد

azimi.jpg

آزاد تبریز-آسمک:حجت السلام عبدالعزیز عظیمی قدیم روحانی هویت طلب آذربایجانی از طرف شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت در قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم امروز چهاردهم بهمن ماه در پی احضاراو به دادگاه ویژه روحانیت به وی ابلاغ شده است.

در حکم صادره چنین آمده است:
« مستدرجات پرونده حاکی از آنست که متهم که قبلا در مورخه دهم فروردین ۱۳۸۴ طی دادنامه صادره از شبعه پنجم دادگاه ویژه روحانیت به ده سال محرومیت از پوشیدن لباس روحانیت محکوم و پس از ده سال نیز پوشیدن مجدد لباس روحانیت وی مشروط به تقاضای دادستان مجری حکم و موافقت دادگاه ویژه گردیده است و رای صادره به تاریخ یکم اسفند ۱۳۸۴ به دنبال اعتراض محکوم علیه در دادگاه تجدید نظر ویژه رسیدگی و عینا تایید و قطعیت یافته است. آقای عظیمی قدیم پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک روز حبس محکوم می‌گردد. متهم در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۶در حالی که با تخلف از حکم دادگاه ملبس به لباس روحانیت بوده، به دادسرای ویژه قم مراجعه می‌نماید و در مراحل تحقیق نیز به تخلف از حکم صادره اذعان و بر آن اصرار می‌ورزد… »

دادگاه ویژه روحانیت اتهام انتسابی به حجت الاسلام عظیمی قدیم را محرز و مسلم دانسته و به استناد به تبصره ماده ۴۳ آیین نامه اصلاحی دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت و رعایت ماده ۴۸ قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم نموده است.
این حکم از طرف حسین بهرامی رئیس شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت قم صادر گشته است.
عظیمی قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ به هنگام شرکت در مراسم گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان ، سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت تبریز به يک سال زندان، پنج سال نفی بلد، و تبعيد از استانهای آذربایجان محکوم شد. علاوه بر اين، حجت الاسلام قديمی به جرم «اهانت به حيثيت روحانيت» به مدت ده سال خلع لباس شد. فروردین ماه ۱۳۸۵ حجت الاسلام عظیمی قدیم را برای گذراندان مدت حبس به زندان تبریز فرستادند. او ۶ ماه بعد به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.

سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار مه ۲۰۰۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم صادر کرده است.

چهارده بهمن ۱۳۸۶
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:57 |  لینک ثابت   • 

86/11/12

نامگذاری سال 2008 به عنوان سال بین المللی زبانها

        نامگذاری سال 2008 به عنوان سال بین المللی زبانها
 
 
imageسایت خبری ایران: سال 2008 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان سال بین المللی زبانها نامگذاری شده است.

به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، در پیام کوئیچیرو ماتسورا رئیس عمومی یونسکو به مناسبت بزرگداشت سال 2008 به عنوان سال بین المللی زبان ها آمده است: سازمان یونسکو که وظیفه هماهنگی فعالیتهای سال آتی به آن محول شده است، مصمم است که وظیفه خود را به عنوان یک سازمان راهبردی در این زمینه به طور کامل به انجام برساند.

این سازمان از اهمیت قاطع وحیاتی زبانها در مقایسه با بسیاری از چالشهای دیگر که بشر در دهه های آینده با آنها روبرو خواهد بود، کاملا آگاه است.

زبانها برای حفاظت از هویت افراد وگروهها و همچنین برای همزیستی مسالمت آمیز آنها در جوامع، اهمیت بنیادین دارند. آنها ( زبانها) عاملی استراتژیک برای پیشرفت به سوی توسعه پایدار و ارتباط موزون مابین زمینه های عمومی و محلی می باشند.

در بخش دیگری از این پیام آمده است : زبانها دارای بیشترین اهمیت برای رسیدن به اهداف مصوبات پیشین سازمان ملل در سال 2000 یعنی شش هدف آموزش برای عموم ( با نام اختصاری EFA )و اهداف توسعه هزاره ( با نام اختصاری MDGs) می باشند.

زبانها به عنوان عاملی برای همگرایی اجتماعی در میان گروههای هم زبان ، نقشی استراتژیک برای بر چیدن فقر مطلق و گرسنگی ( MDG1) هستند چرا که آنها در گسترش سواد آموزی عمومی و یاد گیری مهارتهای زندگی موثرند . زبانها برای رسیدن به آموزش ابتدایی همگانی ( MDG2)  مبارزه با ایدز ، مالاریا و سایر بیماریها ( MDG6) اهمیت بنیادی دارند و همه این فعالیتها باید به زبان های ( مادری ) جمعیتهای مورد نظر انجام شوند، اگر واقعا رسیدن به این اهداف مد نظر است. حفاظت از دانش و مهارتهای بومی و محلی و تضمینی محیط زیست پایدار (MDG7 ) ذاتا به زبانهای محلی و بومی وابسته است.

علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی  وابستگی زیادی به تفاوتهای زبانی دارد همانطور که در اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی و برنامه فعالیتهای مرتبط ( 2001) ، میثاق حفاظت از میراث فرهنگی و میثاق پاسداری و ترویج تنوع فرهنگی ( 2005) بر آن تاکید شده است.

اما در فاصله چند نسل آینده، ممکن است بیش از 50 درصد از 7000 زبان رایج دنیا کاملا از بین بروند. کمتر از یک چهارم این زبانها در مدارس و محیطهای آموزشی تکلم و تدریس و در فضای مجازی انترنت بکار برده می شوند و بیشتر آنها بصورت پراکنده استفاده می شوند. هزاران زبان دیگر که هر روزه بر زبان مردم جاری است ، در مکانهای آموزشی و فضاهای نشر و رسانه ها مورد استفاده قرار نمی گیرند.

اکنون ما باید دست به اقدامی عاجل بزنیم ، این گونه که با تشویق و توسعه سیاستهای زبانی ، بگونه ای که هر جامعه زبانی قادر باشد تا ابتدا از زبان اول خود ، یعنی همان زبان مادری خود، هر چه وسیعتر و هر اندازه که ممکن است در امر آموزش استفاده کند و در کنار آن در یک زبان ملی یا منطقه ای و یک زبان بین المللی نیز مهارت پیدا کنند.

همچنین باید افرادی که به زبان غالب ( اکثریت) سخن می گویند را تشویق کرد تا به یک زبان ملی یا منطقه ای دیگر و یک یا دو زبان بین المللی تسلط یابند. تنها در صورتی  که چند زبانی کاملا پذیرفته شود، تمام زبانها جایگاهشان را در دنیای گلوبالیزه شده ما پیدا خواهند کرد.

از این رو سازمان یونسکو از تمام دولتها، ارگانهای ملل متحد، سازمان های جامعه مدنی، سازمان های آموزشی ، انجمنها و سایر موسسات مرتبط و علاقه مند دعوت می کند تا فعالیتهای خود را برای تقویت و مراقبت ویژه از زبانها و ترویج و پاسداری از تمام زبانها، به خصوص زبانهای رو به زوال ، در تمام زمینه های فردی و اجتماعی افزایش دهند.

سال 2008 که نهمین سالگرد روز جهانی زبان مادری است، اهمیتی ویژه خواهد داشت و یک فرصت زمانی ایجاد خواهد کرد برای معرفی شروع اقدامات جدید برای گسترش و ترویج زبانهای مختلف.

هدف مشترک ما این است که اطمینان حاصل کنیم ، اهمیت تنوع زبانی و چند زبانگی در سیستمهای آموزشی ، اداری و حقوقی ، فرهنگی و رسانه ها، اینترنت و تجارت و همچنین اقتصاد در سطوح کشوری ، منطقه ای و بین المللی به رسمیت شناخته شود.

سال بین المللی زبانها (2008) یک فرصت بی همتا ایجاد خواهد کرد تا پیشرفتی قاطع برای رسیدن به این اهداف حاصل شود.
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 15:11 |  لینک ثابت   • 

86/11/08

اوشاق و بوز(شاعیر :میرزه علی اکبر صابر)

اوشاق و بوز

 

اوشاق و بوز

 

 

درسه گئدن بیر اوشاق ،

چیخدی بوز اوسته قوچاق .

 

سوروشدی بیردن – بیره ،

دوشدی اوز اوسته یئره .

 

دوردی اوشاق نئیله دی ؟

بوزا بئله سویله دی :

 

((سن نه یامانسان ، آی بوز!

آدام ییخانسان آی بوز!

 

آز قالیب عمرون سنین ،

یاز گلر آرتار غمین .

 

ارییب سویا دونرسن ،

آخیب چایا گئده رسن !))

 

 

                      شاعیر : میرزه علی اکبر صابر

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:53 |  لینک ثابت   • 

86/10/10

داره یالوارما(علی آقا واحید)

 قالديم يالوارا يالوارا    

             داره یالوارما

 

کونول وفاسیز اولان نازلی یاره یالوارما ،

                    نه اعتبار اونا ، بی اعتباره یالوارما !  

داریخما یاخشی – یامان روزگاریمیز کئچه جک ،

                  بو بئش گون عومره گوره روزگارا یالوارما !  

سنین ده بیر گون اولار نوبهارین ، ائی بولبول ،

                      بو ذوق سوز ، بو صفا سیز بهاره یالوارما.

فقیره ، عاجزه ، مظلومه احترام ائیله ،

                     عدویه ، قان ایچنه ، ظولمکاره یالوارما !

وطن یولوندا اولوم مرد اوچون سعادت دیر،

                     حیات اوچون فله یئ – کج مداره یالوارما !

مخالف اهلینه باش ایمه ، سن ده منصور اول ،

                    ((ان الحق )) اوسته چکیلسنده داره ، یالوارما !

نه اولدو دوولتی جمشید ، مولکئ ایسکندر ؟

                     نه تاجداره نه بیر شهریاره یالوارما !

اگر حیاتینی ،واحید ، خوش ائتمک ایستیرسن ،**

                     نه گول جفاسینی چک ، نه ده خاره یالوارما.

شاعیر :علی آقا واحید

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 18:1 |  لینک ثابت   • 

86/10/10

بایاتیلار (حمید دادی زاده تبریزی)

بایاتیلار

بو کیتابی PDF فورماسیندا دانلود ائدین

بایاتیلار  شیفاهی خلق ادبیاتیمیزین قاینار کوکی

از گنجینه ادبیات فولکلوریک مردم آذربایجان (بایاتیها یا دوبیتی های عامیانه)

حمید دادی زاده تبریزی

                                                     دانلود

بوباغلانتی لارین اوستونده کلیک ائدیب و ایسته دیغینیز بؤلوم نی آچابیلمه یه ن زامان ، لوطفن ، باغلانتی نین اوستونده ساغ کلیکRight Click ائدیب وسونرا

 انتخاب ائدیب و Save target as …

او فایلی دانلود ائدیب و سونرا اوخویاسینیز

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:40 |  لینک ثابت   • 

86/10/05

( اوستاد شهرياردان بير سؤيله نيلمه ميش خاطره )م.ع.فرزانه

هميشه سن گله سن!

                    ( اوستاد شهرياردان بير سؤيله نيلمه ميش خاطره )

م.ع.فرزانه

عشق دامينه گرفتار اولالي ، زار  اولويام،
نه بلادير كي ، اونا بؤيله گرفتار  اولويام ؟
قدرتيم يوخ كي، قيلام كيمسه يه شرح غم دل،
اؤيله كيم عارضه هجر ايله بيمار اولويام
.

( فضولي ليلي و مجنون )

بويوك سؤز اوستادي ، ملا محمد فضولي نين اؤلمز الهي و معنوي سيماسيني گؤز اونونده  جانلانديران بو محتشم توپلانتبدا ، من فضولي ياراديجيليغي نين موسيقي و هاميدان اول بو ياراديجيليغين ان گنيش و گوجلو ساحه سي ساييلان فضولي غزل ليريكاسي نين موغا ماتلانه قدر دريندن و آيريلماز ايلگيلرله باغلي اولدوغوندان دانيشماق ايسترديم . آنجاق بو مسئله يه ياناشار-ياناشماز و اونا عايد قايناقلاري گؤزدن گئچيرمگه باشلار-باشلاماز ، فيكيريم بو موضونو كولگده بوراخدي و اونونلا چوخدا فرقلنمه ين بير خاطره گليب قارشيمداجانلاندي بوخاطره ، معاصرآذربايجان شعر وغزل مكتبي نين ان قدرتلي سون بئشيكلريندن بيري ساييلان اوستاد محمدحسين شهريارين فضولي غزلي و بو غزلده چاغلايان ليريزم دونيا سيله روحي باغليليغي ماجراسينا بير باخيشدير. اون يئددي ايل اؤزومله داشيديغيم بو خاطره ني بوگون سيزينله بؤلوشورم .

1358-نجي ايلين اوللرينده،‌ گونئي آذربايجان معاصر شاعرلري ايچرسينده شهريارين هاميدان چوخ حؤرمت بسله ديگي مبارز شاعر سهندين گؤزله نيلمز اؤلومو ايله ياناشي، تبريزده قورولان خاطره اجلاسيندا شهريار دا چوخ دالغين حالدا اشتراك اتميشدير. او ، بو مجليسده سهند حققينده يازديغي مفصل تاثر نامه ني و داها دوغروسو ايكينجي سهنديه ني اوخودو. اجلاس قورتاراندا ، من سهندين عائله سي و مجليسده اشتراك ائدنلرين منتدارليغيني شاعره بيلديرمك و اونا بيرداها باش ساغليغي وئرمك ايسته ينده، او يئنه برك كؤورلدي و دئدي: باخ،  گؤردون سهندده گئتدي، او هردفعه تبريزه گلنده منه باش چكردي. سن آلله، سن ده آياغين تبريزه چيخاندا مني ياددان چيخارتما . . . و اوندان سونرا هر دفعه يولوم تبريزه دوشنده شاعرين ايسته ييني يئرينه يئتيرمگ خاطره و اوندان حال- احوال بيلمك اوچون زنگ وورار لازم گليرسه شاعرين ياخينلاريندان بيري ايله اونون گؤروشونه  گئدرديم .

1359-نجي ايلين قيشيندا ، تبريزده اولدوغوم سيرادا، يئنه زنگ ووروب شاعردن حال-احوال توتدوم. او چوخ سونوك بير سسله دئدي: گونلريم چوخ آجي گئچير، سويوق امانيمي كسير، نه بير قاپيمي  دؤين وار، نه احواليمي بيلن. گله بيلسن، آخشام اوستو گل، گؤر كي پتويا بورونموشم. بونون آردينجا اليم هئچ يئره چاتماديغيندان، شهريارين ياخين قوهومي و اونون بير پارا ائو ايشلريني يوللانديران آقا ميرشريفه زنگ ووردوم و دئديم: ميري، بالا، اوستادين ائوينده نفت قورتاريب كيشي سويوقدا قاليب. آقا مير شريف دئدي: من دئميشم نفت آپارسينلار، گؤرونور هله آپارماييبلار. بئله ليگله اونونلا بيرليكده تبريزده نفت شعبه سي اولان حيات يولداشيمين عميسي حاج علي آقايا  باش ووردوق . حاج علي آقا بونو ائشيدينجه  دئدي: واي، منه اؤلوم اولسون، باشميز ائله قاريشيقدي كي، هر شئي ياددان چيخاديريق. سيز ناراحات اولمايين، من اؤزوم ايكي ساعاتا جان ايشي يئربه يئر  ائله رم . حاج علي آقا نين  سؤزو ، سؤز ايدي .

آخشام اوستو اوستاد گيله چاتاندا اوتاق ايستي ايدي ، شاعرده پتونو بوراخيب دوشكجه اوسته اوتورموشدو. او مني گولر اوزله قارشيلادي و آلله سني هارادان يئتيردي، لاپ بئزيكميشديم، دئمگله منه يئر گوستردي. خوش - بئشدن سونرا  اليمده كيچيك باغلاماني گؤرونجه دئدي : دئيه سن تهراندان سوغات دا گتيرميسن.

شاعرله قاباقكي آرا-سيرا گؤروشلريميزده بيرچوخ حاللاردا  سؤز گليب آذربايجان غزل دونياسينا چاتاندا، اونون هاميدان چوخ فضولي و واحدين غزللري ايله علاقه لنديگيني دويموشدوم. بونا گؤره ده قاباقكي گؤروشلرده بو ايكي شاعرين ديوان و غزلياتيندان اونا آپارميشديم. بو دفعه ده شاعرين بير نئچه دفعه سؤز آراسي آد چكديگي فضولي نين (( ليلي و مجنون )) اثريني، تهراندا فضولي حققينده حاضيرلادديغيميز موسيقيلي بير كاست ( نوار )  ايله بيرليكده اؤزومله گؤتورموشدوم . كتابي وكاستي هئچ نه دئمه دن اونا وئرديم. او، ((ليلي و مجنونو)) واراقلاييب دئدي: به، به، چوخداندي بونون آرزوسون چكه رم. الين آغريماسين. سونرا دا كاستين اوطرف بوطرفينه باخيب، اونو آستاجا ضبطه بوراخدي. سؤزومون باشلانيشيندا ليلي و مجنوندا ن اوخودوغوم ايكي بيت، مغني روبابه مرادوانين ملاحتلي سسي ايله اوتاغا ياييلدي. شاعر اونو دينله ديكده اوزوندن آيريلاركيمي، باخيشلاري اوزاقلارا، سونسوز لوغا تيكيلدي. سونرا  اؤز-اؤزيله پيچيلداشيركيمي دئدي: نغمه داود، لحن داودي . . . او بيتلرين اوخونماسي قورتاريب سس دگيشيلينجه، نواري بير دفعه يوخ، بلكه بير نئچه دفعه دالا قايتاردي و يني باشدان دينله دي. من اونو  دونياسيندان آييرماق ايستمه سم ده، ديللنديم:  اوستاد، سؤزلرين آردي وار. دئدي بيليرم، قولاق آساجاغام.  آمما بو سس آدامين  اوره يي نين آلوونا سو سپير. بو سس آلله وئرگيسيدي. بونو اوخويان كيمدي ؟ دئديم. ربابه خانم مرادوادي. دئدي: حتما كي، اوتايليدي، دئديم : يوخ ائله بيلرم، ‌بوتايليدي 1325-ده جوان ياشلاريندا اوتايا گئشميش، اورادا آدليم مغني لردن اولموش. دئدي سبحان الله، بو تورپاق، بو ائل-اوبا قوينوندا نه لر بئجه ردير؟

شاعر دينمز اورتوب كيرپيك چالمادانن قولاق آسير و نوارين  سسي سكوتا دا لميش اوتاقدا شوكت خانيم علكبراوانين اينجه و ملوديك سسيله ياييلير :

مني جاندان اوسانديردي، جفادان يار اوسانماز مي؟
فلكلر ياندي آهيمدن، مراديم شمعي يانماز مي؟
شب هجران يانار جانيم،‌ تؤكر قان چشم گريانيم،
اويادار خلقي افغانيم، قارا بختيم اويانماز مي؟
فضولي رند شيدادير، هميشه خلقه رسوادير،
سورون كيم بونه سئودادير، بوسئودادان اوسانمازمي؟

ضبط دن اوجالان سس دوام ائدير. خلقيميزين توكنمز موسيقي ارثي ايچرسينده بيزي دوشوندورن، آرزولاريميزا قاناد وئرن، دويغو لاريميزا ايشيق ساچان، بيزي دريندن كدرلنديرن، دريندن فرحلنديرن ان گوجلو موسيقي هانسيدير؟ بو سورغونون جوابي چوخ آيديندير: موغامات .

آذربايجان شعري نين سؤنمز گونشي فضولي نين ده شعري موغامات قدر زنگين، رنگارنگ،  درين و اؤلمزدير. فضولي شعري هم قالب و هم آنلام باخيميندان موغاماتلا اكيزدير. بو ياخينليق اوراجاقديركي، فضولي شعريني موغاماتسيز و موغاماتي فضولي سيز تصور ائتمك اولماز. فضولي نين غزللري يانيب ياخيلان بير اوره يين آلوودور:

دوست بي پروا، فلك بيرحم، دوران بي سكون،
درد چوخ؟ همدرد يوخ، دشمن قوي، طالع زبون،

فضولي شعرينه بير اؤتري باخيش بئله چوخ آيدين گؤستريركي، فضولي شعري نين ديلي بوگونكو آذربايجان ديليندن فرقله نير. فضولي ديلينده ايشله نن بيرچوخ عرب  فارس سؤزلري وتركيبلري بوگونكو آذربايجان ديلينده آز ايشله نير. بونونلا بئله خلق فضولي شعري نين وورغونودور:

ياخما جانيم، ناله بي اختياريمدن ساقين!
تؤكمه قانيم ، آب چشم اشكباريمدن ساقين!
سو وئرير هر صبحدم گؤز ياشي تيغ آهيمه،
چوخ مني اينجيتمه، تيغ آبداريمدن ساقين!
جور اودي ياخدي مني، يانيمده دورما، اي كؤنول،
بير توتوشموش آتشم، قرب جواريمدن ساقين!
گرچه بيرخاك رهم ، كيمسه مني آلماز گؤزه،
چوخ حقارتله نظر قيلما، غباريمدن ساقين!
شاه ملك محنتم ، خيل وسپاهيم دردوغم،
خيل بيحدو سپاه بيشماريمدن ساقين!

فضولي شعرينده  فيشقيران  بوغم، هجران، حسرت، ايستك، دؤزوم و دويوم، هر بير دويان، دوشونن، سئون، نفرت  بسله ين و بير سؤزله هر بير چيرپينان اورك و آليشان دويغو، اؤز ايسته گينه يئلكن تاپير ...

شرقين عظمتلي عرفان دونيا سيندان چاغلاييب گلن عشق ومحبت فضولي شعري نين ماياسي وتمل داشيدير. بو بشري دويغولار نه اينكه بير شاعر كيمي، بلكه بير انسان كيمي ده فضولي حياتي نين معناسيدير. او اؤز ابدي مرادي اولان عشقين قارشيسيندا،جانيني نذير دئميشدي. عشق اونو(( داخل جرگه كمال )) ائتميشدير. فضولي عشق و محبتين قدرتي ايله حياتين آنلاميني، كايناتين سيريني، خلقين غايه سيني اؤيره نير، فضولي بو عشق ايله دويور، دوشونور، كدرله نير، سئوينير و ياشايير ...

سس  ضبط دن ياييلديقجا شاعر دقتله دينله ييروگاهدان دا نواري دالي قايتاريب ايكينجي دفعه قولاق آسيردي .

نوار قورتارديقدان سونرا اونو آستاجا چيخاردي، اويان بويانينا گؤز گزديريب قابينا قويدو و دئدي: آلله سني هميشه ايشلرينده موفق ائله سين، سن بو گئجه بو كلبه درويشه تك گلمه ميسن، فضولونودا اؤزونله بورا قوناق گترميسن  .سونرا آپارديغيم ليلي و مجنونو اله آليب ورقله دي، بعضي يئرلريني گؤزدن گئچيرديب، نه فيكيرلشديسه، كتابي منه وئريب. آياغا قالخدي و اؤز اؤزو ايله اوتاقدان چيخدي و چوخ چكمه دن سه تاري  ايله قاييتدي  و دئدي:  بيليسن چوخ چوخداندي سه تاري اليمه آلماميشام. اما بو گئجه فضولي اؤز ايلاهي سيماسي ايله  گليب داياندي  گؤزومون اؤنونده. سن آلله گؤتور او ليلي مجنونداكي ساقي نامه لردن  نئچه سيني اوخو ، بلكه من اولاري هاوالانديريم !

غم وئرمه !

غم وئرمه غم عشقه كي، غم آفت جاندير،
عشق آفت جان اولدوغو مشهور جهاندير .
سود ا يستمه، سوداي غم عشقدن هرگز
كيم، حاصل سوداي غم عشق ذنها ندير.    
هر ابروي خم قتلينه بير خنجر خونريز
هر زلف سيه، قصدينه بير افعي ايلاندير. . .
گر ديرسه فضولي كي ، گؤزلرده وفا يوخ
آلدانماكي، شاعرسؤزو البتده يالاندير .

***

بلاي عشق

يارب ! بلاي عشقه ائله آشنا مني !
بيردم بلاي عشقدن ائتمه جدا مني !
آز ائيلمه عنايتني اهل درددن ،
يعني كي، چوخ بلالره قيل آشنا مني !
اولدوقجا من‌، گؤتورمه بلادن ارادتيم ،
من ايسته رم بلاني ، چون ايستر بلامني !..
نخوت قيلوب نصيب فضولي كيمي منه ،
يارب ! مقيد ائلمه مطلق منا مني !

***

اولوبام

عشق دامينه گرفتار اولالي زار اولوبام،
نه بلادير كي ، اونا بؤيله گرفتار اولوبام!..
قدرتيم يوخ كي، قيلام كيمسه يه شرح غم دل،
اؤيله كيم عارضه هجررايله بيمار اولوبام !..
يوخ فضولي، خبريم مطلق اؤزومدن. بس كيم
واله نقش خيال رخ دلدار اولوبام !

غزللر فرقلي بحرلرده اولدوغونا باخماياراق، شهريار اوستادليقلا تاري كؤكله دي و اؤز حزين سسيني تارين اينيلتي سينه قاتدي . . .

اونون مهارتينه آفرين دئديم و مرحبا سؤيله ديم . او تواضع له دئدي: يوخ، مايا مندن دگيل، بلكه غزل اؤزو هاراي چكيب دئيير: من هانسي دستگاهدا سسله نيرم ! من اوگونلرده تهران سينمالاريندا بير فيلم گؤستريليردي 0 فيلمين آدي (( ماهني يوخ، ماهنيني اوخويان )) ايدي من اوستادين جاوابيندا ائله يالنيز بو عنواني ديله گتيرديم 0شهريار قاييديب دئدي : آمما اؤز آراميزدي سن ده سؤزو لاپ ماتينا سالانلاردانسان! گئجه ياريدان گئچميشدي. من گئتمه يه اجازه ايسته ينده، او دئدي ميه ساعات نئچه دي؟ دئديم: گئجه ياريدان گئچيب، دئدي: گؤرورسن خوش ساعاتلار نه تئز گئچير؟ گئجه لر يوخوم گؤيلره چكيلير، گؤزومو اولدوزلارا تيكيرم و اؤزاؤزومه دئييرم: آلله ! گؤره سن سحر هاچان آچيلاجاق؟ و آردينجا اؤزوايله پيچيلداشان  كيمي زمزمه ائتمگه باشلادي:

اولدوز ساياراق گؤزله ميشم هر گئجه ياري
گئج گلمه ده دير يار ، يئنه اولموش گئجه ياري،
گؤزلر آسيلي، يوخ نه قارالتي، نه ده بير سس
باتميش قولاغيم، گورنه دوشورمكده دي داري
ياتميش هامي، بيرالله  اوياقدير، داها بيرمن
مندن آشاغي كيمسه يوخ، اوندان دا يوخاري

كوچه قاپي سينين آرديندا ايديق. او ال وئرنده دئدي: (( هميشه سن گله سن )) و بيردن بيره دولوخسوندو وتيتره رك سسله آرتيردي: آلله سنين او گؤزل آنانا رحمت ائله سين، عزيزه اونو اؤز آناسي كيمي ايستردي . . . ( عزيزه  شهريارين حيات يولداشي عائله سيله بيزله تبريزده قاپي قونشوايديلر ).

آيريلديق، من تبريزين صاف و رؤيائي گئجه لريندن بيري نين درينلرينه جومدوم، شاعرله  گؤروش و اونون ساده و درويش ياشامي، مني يوزلر ومينلر قوجامان تبريزين بو صاف سماسيندا پارلايان علم، ادب، هنر و انسانليق جارچيسي اولان متفكرلرين خاطره سيله اؤزومدن چيخميش بيلمه دن گئده جاغيم ائوي اؤتوب گئچميشديم.

منبع:http://www.varliginsesi.com/vs03/vs0302.htm

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 15:53 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر