تبليغاتX
صدای آذربایجان=آذربایجانین سسی

86/12/15

حداد عادل :منظور از اصل 15 آزادی آموزش زبان اقوام در مدرسه نیست،

حداد عادل در دانشگاه علم وصنعت حجت را بر همه تمام کرد:

 

منظور از اصل 15 آزادی آموزش زبان اقوام در مدرسه نیست،

 

 منظور از آن آزادی برای یادگرفتن زبان اقوام در خانه است.

تاریخ خبر: 1386/12/14 

حداد عادل، رییس مجلس شورای اسلامی ایران که به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت برای پاسخ به سوالات دانشجویان در مورد عملکرد مجلس هفتم به این دانشگاه آمده بود، با اعتراض دانشجویان آذربایجانی این دانشگاه روبرو شد. دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت در سوالی از حدادعادل خواستند که یا در مجلس اقدامی برای اجرای اصل 15 قانون اساسی که خونبهای شهدای آذربایجان و سایر ملل ساکن در ایران است انجام شود یا از این اصل از قانون اساسی حذف گردد.

حداد عادل در پاسخ دانشجوی آذربایجانی اظهار داشت که هم اکنون اصل 15 اجرا می شود و منظور از آن آموزش به زبان مادری در مدارس نیست، منظور این است که اقوام آزادند در خانه های خود به زبان خودشان حرف بزنند! متن کامل سوال دانشجوی آذربایجانی از حدادعادل بدین شرح است:

 

با سلام خدمت ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و حضار محترم

آقای دکتر! آیا به قانون اساسی کشورمان و تمامی اصول آن اعتقاد دارید؟

(حدادعادل: بلی)

آیا قبول دارید همه اصول قانون اساسی لازم الاجرا می باشند؟

(حدادعادل: بلی)

آقای حدادعادل! اصل 15 قانون اساسی می گوید: آموزش زبان اقوام ایرانی در کنار زبان فارسی آزاد می باشد. آیا قبول دارید این اصل تمام اقوام ایرانی و ما آذربایجانیها را برای آموزش زبان مادریمان آزاد گذاشته است؟

(حدادعادل: بلی)

پس این کدامین قانون نانوشته ای است که ما را از آموزش زبان مادریمان، حتی در حالیکه حاضریم تمام هزینه هایش را بپردازیم، باز می دارد. نمونه کوچکش همین دانشگاه خودمان است که علی رغم تلاش های  صورت گرفته برای دریافت مجوز برای برگزاری کلاسهای ترکی آذربایجانی ، با این جواب روبرو شدیم که چه ضرورتی دارد زبان مادریتان را یاد بگیرید !!! آیا اصولا ایشان در آن جایگاه هستند که این ضرورتها را تعیین کنند.

آقای دکتر در تمام ادوار مجلس هیچ اقدامی جهت اجرایی کردن این اصل صورت نگرفته است.

با توجه به تمام این موارد، و با توجه به این که اصل 15 هیچ گونه ضمانت اجرایی ندارد، این اصل چیزی جز یک ژست سیاسی در برابر جوامع بین المللی نبوده و ابزاری برای سرکوب خواسته های برحق اقوام ایرانی می باشد و بدترین نوع توهین به شعور آنان محسوب می شود. لذا از حضرتعالی تقاضا داریم که طرح اولیه حذف این اصل از قانون اساسی را فراهم کنید تا بیش از شاهد توهین به شعورمان نباشیم.

حاشیه ها:

  1. از ابتدای خوانده شدن سوال توسط دانشجوی آذربایجانی تا انتهای آن، حدادعادل می خندید، به حالتی که گویی سوال را جدی نمی داند و مسئله مهمی برایش نیست.
  2. در طی پاسخ حدادعادل به سوال دانشجوی آذربایجانی، از تمام سالن صدای اعتراض دانشجویان آذربایجانی به اظهارات حدادعادل بلند بود.
  3. در انتهای اظهارات حدادعادل، تعدادی از دانشجویان آذربایجانی در اعترض به گفته های رییس مجلس و برای اینکه معنای آموزش را به او متذکر شوند، قصد داشتند به روی سن رفته و حرف بزنند که محافظان حداد جلوی آنان را گرفته و به سر جای خود بازگرداندند.

برای خواندن متن کامل اظهارات حدادعادل درباره سوال دانشجوی آذربایجانی، به وبلاگ نشریه گونش-نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت- مراجعه کنید. www.gunashdargi.blogfa.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:3 |  لینک ثابت   • 

86/12/15

اظهارات حداد درمورد اصل ۱۵ در دانشگاه علم و صنعت

اظهارات حداد درمورد اصل ۱۵ در دانشگاه علم و صنعت

تاریخ خبر: 1386/12/14

من از این دوست عزیزمان سوالی دارم، شما خودتان که قطعا به زبان ترکی حرف می زنید واین زبان را بلد هستید، درست است؟ پس می شود نتیجه گرفت که شما به این زبان آموزش دیده اید. ما مخالف آموزش به زبان ترکی نیستیم، کسی که در یک خانواده ترک متولد می شود، خب ترک می شود دیگر.فارس که نمیشه، ترک میشه(!!!). شما هر کاری بکنید این شخص که در خانواده ترک زبان متولد شده و پدر و مادرش با او به زبان ترکی حرف می زنند، نمی توانید ایشان را فارس کنید. ایشان ترک هستند و خودشان را ترک می دانند. من باز تاکید می کنم که نظام جمهوری اسلامی با آموزش به زبان ترکی مخالف نیست، ولی در زمان های گذشته یعنی قبل از انقلاب، نوشتن به زبان ترکی و داشتن کتاب به زبان ترکی جرم محسوب می شد، ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوست تان عزیز باید بدانند که در سایه این نظام چه خدمات شایانی به اقوام شد. یعنی شما الان علاوه بر این که می توانید ترکی حرف بزنید، این نظام به اقوام شبکه تلوزیونی و رادیویی داده است و اقوام به زبان خودشان روزنامه دارند وکتاب می نویسند ولی در زمان انقلاب هیچ کدام از این ها نبوده است. پس ما مخالف زبان اقوام نیستیم. ولی اینکه نظام جمهوری اسلامی بیاید در مدارس در کنار زبان فارسی‌‌٬ زبان ترکی و زبان سایر اقوام را تدریس کند، این قطعا به ضرر وحدت ملی است. (چندین نفر از حاضران در سالن: کدام وحدت ملی؟) خوب شما وقتی به مناطق مختلف ایران سر می کشید مثلا می روید به خوزستان یا بلوچستان، وقتی می بینید همه به فارسی حرف می زنند، این نمادی از وحدت ملی است و باعث می شود مردم ایران خودشان را یک ملت واحد بدانند.

باز من به عنوان رییس مجلس تاکید می کنم که نظام جمهوری اسلامی مخالف آموزش به زبان اقوام نیست. برایتان مثالی می زنم. در دانشگاه تبریز خب کسانی می خواستند زبان ترکی را یاد بگیرند، درخواست دادند، معلم ترکی(!!!) آوردند و کلاس ترکی راه انداختند(!!!).

البته خب دوستان عزیزمان در صحبت هایشان گفتند مسئولین دانشگاه مجوز کلاس ترکی نمی دهند، با توجه به اینکه این مسئله منع قانونی ندارد و نظام جمهوری اسلامی مخالف آموزش به زبان اقوام نیست، از مسئولین امر( با اشاره به جبل آملی، رییس دانشگاه) می خواهم که مجوز کلاس ترکی را صادر کرده و امکانات لازم را در اختیار دوستان قرار دهند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:1 |  لینک ثابت   • 

86/12/15

واکنش متکی به سوال دانشجوی آذربایجانی در مورد قره باغ در دانشگاه علم وصنعت

در واکنش به سوال دانشجوی آذربایجانی در مورد قره باغ در دانشگاه علم وصنعت:

 

متکی خطاب به خبرنگاران: این قسمت ها را کات آف کنید!

 

 

نشریه گونش(نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه علم و صنعت): منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران   که به دعوت بسیج دانشجویی برای پاسخ به سوالات دانشجویان در مورد سیاست خارجی ایران در این دانشگاه حضور یافته بود، با اعتراض شدید دانشجویان آذربایجانی دانشگاه در قبال سیاست های ایران در مورد کشور متجاوز ارمنستان روبرو شد.

در ابتدای برنامه متکی شروع به سخنرانی کرد و سپس نوبت به سوالات کتبی و شفاهی دانشجویان رسید. متکی بعد از پاسخ دادن به تعدادی از پرسشگران که عمدتا از طیف بسیج بودند، و در حالی که انتظار نداشت به این شدت مورد حمله قرار گیرد، با سوالات بسیار محکم و مستدل یکی از دانشجویان آذربایجانی دانشگاه در مورد رابطه ایران با ارمنستلان مواجه شد. او که خودش را باخته بود وهیچ جواب منطقی ای نداشت، به خبرنگاران حاضر در سالن توصیه کرد که این قسمت را کات آف (بایکوت) کنند. همچنین دانشجویان آذربایجانی دانشگاه با سر دادن شعار "قره باغ پاره تن اسلام است" در میان سخنان متکی به استقبال مراسم بزرگداشت شهیدان فاجعه خوجالی که هر ساله در جلوی سفارت ارمنستان برگزار می شود رفتند.

از موارد جالب توجه این که متکی بی شرمانه و در جمع تمام دانشجویان خواست در خبرهایی ارسالی خود این قسمت از برنامه را حذف کنند. در زیر متنی که توسط دانشجوی آذربایجانی دانشگاه علم وصنعت خوانده شد آورده می شود:

 

 

از ابتدای انقلاب ادعای دولت ایران این بوده که اصل مهمی بر سیاست خارجی اش حاکم است که هیچ گاه و در هیچ شرایطی از آن عدول نخواهد کرد: کمک به مسلمانانی که مورد ظلم واقع شده­اند و سرزمین و ناموسشان مورد تجاوز قرار گرفته.  در همین راستا از همان روزهای اول انقلاب مسئله فلسطین و اسرائیل مورد توجه قرار گرفت و کمک شایانی به مسلمانان مظلوم فلسطین شد که این کمک ها تا به امروز ادامه دارد.

اما گویی در این میان استثناهایی هم وجود دارد. یکی از این استثناها کشور غاصب و خونخوار ارمنستان است. این کشور در سال 1992 به جمهوری آذربایجان تجاوز کرده و %20 درصد از خاک این کشور مسلمان شیعه را اشغال کرد و چه جنایت هایی که در آنجا مرتکب نشد.

آقای وزیر! شما به خوبی آنچه در قره باغ گذشته و می گذرد را می دانید و از اعمال وحشیانه ارمنستان خبر دارید. نمونه بسیار کوچکی از این وحشیانه، فاجعه خوجالی است که در آن حیوان صفتان داشناک دهکده خوجالی را با خاک یکسان نموده تمام ساکنان آن را که نزدیک به هزار نفر بودند سر بریدند. از این خوجالی ها در قره باغ فراوان می توان یافت.

آقای وزیر! شما به خوبی می دانید که مساجد قره باغ یا با خاک یکسان شده اند و یا به طویله خوک ها و گاوهای ارمنیان بدل گشته اند.

اما شما و آقای احمدی نژاد وآقای خاتمی و دولت قبلی و دولت فعلی با تمام افتخار و سرافرازی از دوستی با ارمنستان دم می زنید. حتی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور اصولگرای ایران در سخنان خود فرموده اند: "در دوستی ایران وارمنستان هیچ محدودیتی وجود ندارد". ایشان در سخنان خود در دانشگاه علم و صنعت هم بر دوستی و همکاری بین دولت تاکید کردند.

جناب آقای وزیر امور خارجه! چگونه است که چنین کشوری دوست ایران شده است؟ چگونه است که کشور غاصب و فاشیست اسراییل دشمن است و حتی علی رغم تمام هزینه های سنگینی که برای دولت و ملت ایران دارد، آقای احمدی نژاد اظهار می کند : "اسراییل باید از صفحه روزگار محو شود"، اما کشور غاصب و متجاوز و فاشیست ارمنستان دوست دولت ایران می شود؟

پس جناب آقای وزیر! می توان نتیجه گرفت که فاشیست یا اشغالگر بودن و ظلم به مسلمانان و قتل عام مسلمانان باعث نمی شود که روابط دولت ایران با یک کشور تیره شود، بلکه ملاحظات دیگری در کار است.

جناب آقای متکی! با توجه به این که  مرزهای ارمنستان تماما بسته است، آیا قبول دارید که اگر این دوستی شرم آور و همکاری غیر قابل توجیه بین دولت ایران و ارمنستان نبود، جمهوری آذربایجان سال ها قبل خاک های از دست رفته خود را پس می گرفت؟

تمام حرف های قبلی ام ارتباط و دوستی با ارمنستان را از منظر ایدئولوژیک زیر سوال می برد، اما از منظر منافع ملی نیز ارتباط با ارمنستان توجیهی ندارد. کشوری که هیچ آینده ای از نظر اقتصادی ندارد و در مرز ورشکستگی اقتصادی است به گونه ای که رشد جمعیتش منفی است و ساکنانش در حال فرار از آن هستند، چرا باید بر کشوری همچون آذربایجان که سالانه %25 رشد اقتصادی دارد و از طرف کارشناسان کویت دریای خزر شناخته می شود، ترجیح داده شود؟

انتقال گاز مجانی به ارمنستان، گازی که گویا ارمنستان هزینه اش را باید با صادرات برق به ایران بپردازد چه منفعتی برای ایران دارد؟ آیا این برق از منبعی جز گاز صادراتی ایران به ارمنستان تامین می شود؟

سیاست های غلط ایران باعث شد که جمهوری آذربایجان اعتماد خود را ایران سلب نماید و خط لوله خود به ترکیه را که در صورت گذر از ایران هم هزینه اش کاهش می یافت و هم منافع بسیاری برای ایران داشت، از گرجستان عبور دهد.

جناب وزیر! هدف من از مطرح کردن این بحث ابهام زدایی از سوی شما نبود، چون به خوبی می دانم که جواب شما به سوالات من سر بالا خواهد بود، هدف من این بود که آنها که موضوع را نمی دانستند بدانند و بیدار شوند.

آقای وزیر! ارمنستان اگرچه دوست شماست، اما دشمن خونی ماست. از دوستانش هم چندان دل خوشی نداریم.

والسلام

 

لطفا منبع خبر را ذکر کنید:www.gunashdargi.blogfa.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:0 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

تضاهرات روز زبان مادری از بازار قاباغي ساعت 4:30 روز پنجشنبه

پخش بيانيه هاي گسترده در دعوت از مردم تبريز:

            

تضاهرات از بازار قاباغي ساعت 4:30 روز پنجشنبه

 

اويرنجي نيوز- بنا به گزارشهاي رسيده از سطح شهر تبريز دهها هزار اعلاميه در دعوت از مردم تبريز براي شركت در تظاهرات روز جهاني زبان مادری در سطح شهر پخش گرديده است. اين بيانيه ها كه به دو زبان توركي و فارسي تنظيم گرديده از مردم تبريز دعوت نموده روز پنجشنبه مصادف با روز جهاني زبان مادري در بازار قاباغي تجمع نموده و با تظاهرات گسترده به طرف اداره آموزش و پرورش حركت نمايند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:23 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

وزير دفاع ارمنستان: اگر دوستي با جمهوري آذربايجان به قيمت قره‌باغ باشد، آن را نمي پذيريم. قصد دوستي

تاریخ خبر: 1386/11/28
آزاد تبریز-  وزير دفاع ارمنستان گفت: قره باغ نمي‌تواند جزيي از جمهوري آذربايجان باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در باكو، ميكاييل آرتيونيان، وزير دفاع ارمنستان با بيان اينكه من نمي‌توانم برخي را كه آرزوي دوستي با جمهوري آذربايجان را دارند، درك كنم، افزود: اگر اين دوستي به قيمت قره باغ باشد من نمي‌توانم با آن موافقت كنم و مردم ارمنستان نيز موافق نيستند.

وي ادامه داد: در صورت دوستي با جمهوري آذربايجان پاسخ كساني كه عزيزانشان شهيد و يا جانباز شدند را چه دهيم؟ پسران آنها براي چه مردند؟

ارتيونيان هم‌چنين با اشاره به اينكه قصد دوستي با تركيه را هم نداريم، اظهار داشت: ما نمي توانيم يك ميليون و 500 هزار قرباني را فراموش كنيم.

وزير دفاع ارمنستان با كاهش قواي نظامي اين كشور موافقت نكرد و گفت: اين كار با توجه به وضعيت مرزي ارمنستان غيرممكن است و قصد افزايش نيروي نظامي هم نداريم زيرا اكنون در موقعيت خوبي از لحاظ تعداد نيروي نظامي به سر مي‌بريم.

منبع:http://www.mytabriz.com/news/?p=10169#more-10169

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:16 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

برگزاری تجمع به مناسبت «روز جهانی زبان مادری» در شهرهای آذربایجان-واحید قاراباغلی

آزاد تبریز-
vahidqarabagli@gmail.com

از زمانی که یونسکو روز 21 فوریه (دوم اسفند) را به عنوان روز جهانی زبان‌ مادری اعلام کرد، آذربایجانی‌های ایران کوشیده‌اند تا آنجا که می‌توانند این مناسبت را جشن بگیرند.

سال گذشته تجمعات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربایجان برگزار شد شماری از فعالان در این شهرها دستگیر شدند که بسیاری از آنها پس از گذراندن چند روز در بازداشتگاه‌های موقت محلی آزاد شدند. درپی این دستگیری‌ها، عفو بین الملل بیانیه‌ای در این زمینه صادر و نگرانی خود را از وضعیت اقلیت‌های قومی در ایران ابراز کرد. (1)

امسال نیز علیرغم تشدید سیاستهای سرکوبگرانه ی دستگاههای قضایی و نیروهای امنیتی ایران در مقابل حرکت ملی آذربایجان و مطالبات آن فعالان آذربایجانی اعلام کرده اند به مناسبت روز جهانی زبان مادری تجمعات اعتراض آمیزی را دوم اسفندماه در شهرهای مختلف آذربایجان برگزار خواهند کرد.

فعالین آذربایجانی می گویند قصد دارند با این تجمع و با توسل به شیوه های مسالمت آمیز و مدنی اعتراض خود را مبنی بر ممنوعیت فراگیری و تدریس زبان ترکی در ایران را به گوش مسئولان حکومتی و جهانین برسانند.
استفاده از زبان و ادبیات ترکی در رادیو و تلویزیون و آموزش آن در مدارس از عمده‌ترین خواست‌های فعالان آذربایجانی است. گرچه برابر قانون اساسی ایران استفاده از زبان‌های محلی در مدارس و رسانه‌ها مجاز شمرده شده است، ولی دولت مرکزی از اجرای این قانون سر باز می‌زند.

فاخته زمانی مدافع حقوق بشر آذربایجانی می گوید:

«آذربايجانی های ايران خواستار حقوقی در امور فرهنگی و زبان، از جمله حق تحصيل و آموزش به زبان مادری هستند. اما مقامات ايرانی به کسانی که در پی ترويج هويت فرهنگی آذربایجانی هستند، به ديده سوء ظن می نگرند و آنان را توقيف، شکنجه و محکوم به حبس می کنند.»

دولت حاکم همگام با محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت کرده است. در بسیاری موارد این مخالفتها با کشتار و زندانی کردن افراد با برچسب جدایی طللبی و تفرقه افکنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز به رفتار خشن و سرکوب گرانه خلاصه نمی شود بلکه این رویکردها در فرهنگ حاکم جامعه نهادین شده است و به صورت تحقیر و تمسخر ملیتهای غیر فارس خصوصا آذربایجانیها بیشتر از طریق بیان جوک و لطیفه های روزمره حتی در میان روشنفکران فرهنگ حاکم بازتاب می یابد.

فعالان آذربایجانی با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند.

رعایت حقوق اساسی ملل ساکن در ایران، بویژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نیز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ ”

قانون الحاق ایران به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زیر یادآوری می‌کنیم:

«دولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که حقوق شناخته‌شده در این میثاق را در باره‌ی کلیه‌ی افراد مقیم در قلمرو و تابع حاکمیت‌شان بدون هیچ‌گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده‌ی دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب و سایر وضعیت‌ها محترم شمرده و تضمین کنند.»

«هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچکس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.»

·         «هیچکس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

فعالین حرکت ملی آذربایجان براي تحقق موقعيت حقوقي شان به هر اقدام مسالمت آميزي دست زده اند تا در عرصه علني ديده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاري کارگاه و سمينار و تجمعات مسالمت آميز، از تشکيل جمع هايي چون هم انديشي ملیتها، حرکت هاي جهاني ، و صلح، و… تا جمع آوری امضا براي اجرای قوانین معتل مانده، و… سعي و انديشه وافر به کار برده اند تا هريک به شيوه خود فضاي کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب هاي زيادي که لاي چرخ حرکت شان گذاشته مي شود، هزينه پرداخته و تغيير روش مي دهند. افراد زيادي را به اتهامات گوناگون دستگير کرده و برايشان پرونده سازي کنند.

بی شک بی توجهی حاکمیت به مسایل ملی و استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را  بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد.


1- http://www.amnestyusa.org/news/document.do?id=ENGMDE130202007

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:12 |  لینک ثابت   • 

86/11/29

دكتر طالعي، معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه خواستار خواندن و نوشتن به زبان مادري شد

1a5b3b02-2f80-4d20-bdf3-4a2976d70799.jpg
آزاد تبریز-  اؤيرنجي نيوز: دكتر طالعي، معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه: اگر اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادريمان را ندهند اين كار را به صورت غير قانوني انجام مي دهيم. دكتر محبوب طالعي معاونت دانشجويي دانشگاه اورميه كه هفته پيش در برنامه تلويزيوني شبكه استاني آذربايجان غربي با موضوع دستاوردهاي علمي پس از انقلاب اسلامي شركت كرده بود با اشاره به خفقان و ديكتاتوري ر‍‍ژيم پهلوي اظهار داشت: قبل از انقلاب هيچ نشريه دانشجويي در هيچ كدام از دانشگاههاي كشور منتشر نمي شد. هرچند امروزه رشد و توسعه منطقه آذربايجان در مقايسه با ديگر مناطق فارس زبان كاملا جاي بحث دارد. ولي خدمات تنها سه ساله انقلاب اسلامي برابر با كل دوران نظام قبل از انقلاب بود، بطوريكه در سال 57 شرايط دانشگاه تبريز مانند دوران فرقه دموكرات آذربايجان در سال 1324 بود. ايشان بعد از برنامه تلويزيوني در جواب خبرنگار اؤيرنجي نيوز كه پرسيد؟ اگر جمهوري اسلامي ايران اجازه تحصيل به زبان مادريمان را ندهد چه بايد كرد؟ اظهار داشتند: اگر اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادريمان را ندهند، ما اين كار را بصورت غبر قانوني انجام خواهيم داد. و در جواب سؤال ديگر مبني بر اين كه آيا قبول داريد پيشه وري خدمات زيادي انجام داده است؟ گفتند: پيشه وري خدمات زيادي  براي توسعه آذربايجان انجام داده است.
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:9 |  لینک ثابت   • 

86/11/15

دادگاه ویژه روحانیت روحانی آذربایجانی را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد

azimi.jpg

آزاد تبریز-آسمک:حجت السلام عبدالعزیز عظیمی قدیم روحانی هویت طلب آذربایجانی از طرف شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت در قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم امروز چهاردهم بهمن ماه در پی احضاراو به دادگاه ویژه روحانیت به وی ابلاغ شده است.

در حکم صادره چنین آمده است:
« مستدرجات پرونده حاکی از آنست که متهم که قبلا در مورخه دهم فروردین ۱۳۸۴ طی دادنامه صادره از شبعه پنجم دادگاه ویژه روحانیت به ده سال محرومیت از پوشیدن لباس روحانیت محکوم و پس از ده سال نیز پوشیدن مجدد لباس روحانیت وی مشروط به تقاضای دادستان مجری حکم و موافقت دادگاه ویژه گردیده است و رای صادره به تاریخ یکم اسفند ۱۳۸۴ به دنبال اعتراض محکوم علیه در دادگاه تجدید نظر ویژه رسیدگی و عینا تایید و قطعیت یافته است. آقای عظیمی قدیم پس از ابلاغ حکم قطعی در یک نوبت به لحاظ تخلف از حکم دادگاه و پوشیدن لباس روحانیت محاکمه و به تحمل نود و یک روز حبس محکوم می‌گردد. متهم در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۸۶در حالی که با تخلف از حکم دادگاه ملبس به لباس روحانیت بوده، به دادسرای ویژه قم مراجعه می‌نماید و در مراحل تحقیق نیز به تخلف از حکم صادره اذعان و بر آن اصرار می‌ورزد… »

دادگاه ویژه روحانیت اتهام انتسابی به حجت الاسلام عظیمی قدیم را محرز و مسلم دانسته و به استناد به تبصره ماده ۴۳ آیین نامه اصلاحی دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت و رعایت ماده ۴۸ قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم نموده است.
این حکم از طرف حسین بهرامی رئیس شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت قم صادر گشته است.
عظیمی قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ به هنگام شرکت در مراسم گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان ، سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت تبریز به يک سال زندان، پنج سال نفی بلد، و تبعيد از استانهای آذربایجان محکوم شد. علاوه بر اين، حجت الاسلام قديمی به جرم «اهانت به حيثيت روحانيت» به مدت ده سال خلع لباس شد. فروردین ماه ۱۳۸۵ حجت الاسلام عظیمی قدیم را برای گذراندان مدت حبس به زندان تبریز فرستادند. او ۶ ماه بعد به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.

سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار مه ۲۰۰۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم صادر کرده است.

چهارده بهمن ۱۳۸۶
علیرضا جوانبخت
سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان-آسمک
quluncu@gmail.com

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:57 |  لینک ثابت   • 

86/09/20

احمدی نژاد قره باغی آیاخلادی ارمنستانا یئتیشدی

چرا فلسطین آری ولی قره باغ نه ؟      

 

( قاباخجادان عرض ائلییم کی منیم قصدیم فارسی یازماخدان بودی

 کی هم فارس هم تورک اوخویا بوله) 

اگر ملت مسلمانی صدای فریاد ملت مسلمان دیگری را بشنود وبرای

یاری او شتاب نکند آن ملت مسلمان نیست این شعاری است که

جمهوری اسلامی ایران آن را با خود به یدک می کشد . براستی که

شعاریست درنوع خود بشر دوستانه . به طوری که در طی این سی

سال تمام مبنای سیاست خارجی بر مبنای این شعار قرار گرفته است.

یعنی کمک به بوسنی کشورهای آفریقایی لبنان – سوریه – افغانستان

واصلی ترین موضوع یعنی فلسطین رامیتوان نام برد . وحال آیا

این شعار تا چه حد می تواند درست باشد ویا آیا این شعاریک

سیاست کاربردی است یا یک نوع عقیده ؟ برای پاسخ دادن به این  

سوال باید به عملکردها ونتایجی که بدست آمده است دقت داشته باشیم

وباید توجه داشت که محور اصلی تمامی این عملکردهابرروی هدفی

به نام صدور انقلاب اسلامی ایران می چرخد. حال باید گفت منظور

ازصدور انقلاب چیست ؟ صدور انقلاب یعنی کنترل - سازماندهی و

جهت دهی افکار به سود انقلاب است. ادر واقع با این کار آتش را

درجای دیگر روشن می کند وخودش ازمزایای آن به شکل مطلوب

استفاده می کند . منافع ای که اینها از این عمل بدست می آورند به

نظرخودشان دفاع در خط مقدم و کنترل اوضاع داخلی است. حال

منظور ازکنترل اوضاع داخلی چیست ؟

همان طور که شما بهتر می دانید انقلاب اسلامی توانست با استفاده

ازاحساسات دینی مذهبی مردم بر روی کار بیاید آنها در آن زمان

با بوجود آوردن این افکارکه اسلام در خطر است و تسلط کافران بر

مسلمانان توانستند احساسات مردم راتحت کنترل خود درآورند و

اکنون برای حفظ وضعیت خود از باورهای مذهبی مردم سوء استفاده 

می کنند به طوری که وقایع امروز را نوعی ادامه وقایع مذهبی

می دانند وطوری جلوه می دهند که داشتن اعتقادات مذهبی مستلزم 

قبول این باوراست .ودرهرلحظه با بوجود آوردن یک نماد شیطان 

 مردم را جهت دفاع از اسلام دعوت می کنند.واین بهترین حربه ایست  

که می تواندوجود داشته باشد یعنی هر گونه انتقاد ومخالفت مساوی 

است با مخالفت اسلام واین همان قرآن برسر نیزه ها بردن است یعنی 

پنها شدن درپشت نام اسلام .اگر از پیچیدگی های این موضوع بگذریم

که جای برسی زیادی را دارد برای ما این سوال پیش می آید که پس

چرا سیاست ها در مورد قره باغ طور دیگریست به نظر من برای

رسیدن به جواب باید به برسی سه نکته پرداخت اول این که موقعیت

استراتژیکی کشور ارمنستان بسبت به ایران دوم جایگاه ارمنستان در

در دنیا سوم اینکه یک طرف جریان کشور آذربایجان است در مورد

نکته اول اینکه تفاوت کشور ارمنستان با کشورهای دیگر مانند 

 فلسطین این است که ارمنستان در همسایگی ایران قرار دارد واین که

ایران نمی تواند  درهمسایگی خود اختشاش وآشوب  ایجاد کند

در مورد نکته دوم جایگاه کشور ارمنستان در میان کشورهای دیگر

 همچون روسیه واتحادیه اروپاست وطرف حساب ایران دیگر یک

رژیم یحودی نیست بلکه یک کشور مسیحی است و ایران برای اینکه 

یک متحد نصف ونیمه خود یعنی روسیه را از دست ندهد وبرای

خوب جلوه نشان دادن سیاست خود به اتحادیه اروپا سیاست روباه را

بازی می کند و اما نکته سوم وجود کشور آذربایجان است که طرف

اصلی این مناقشه است آذربایجان برخلاف ارمنستان نه آنچنان مورد

حمایت روسیه است ونه اینکه منافع ایران در آنجا آنچنان قابل تعریف

نیست به طوری که روسیه جهت جلوگیری از نفوزترکیه آذربایجان را

سخت زیر سلطه خود قرار داده است ودر ایران به دلیل وجود ملتی

هم زبان وهم نژاد با مردم کشور آذربایجان ترس این را دارند که در

میان مردم آذربایجان در ایران نوعی بیداری و هویت طلبی بوجود آید.

درضمن من برای کوتاهی مطلب از موارد دیگری همچون تاثیر

ترکیه - مسائل اقتصادی و وجود قومیت های دیگر در منطقه صرف

نظرکردم اما با توجه به مطالب بالا می توان به این نتیجه رسید که این

شعارجمهوری اسلامی ایران یک سیاست کاربردی است نه یک عقیده

وباور.

به امید بیداری.   

                                                        احد (اوغلو) 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 11:28 |  لینک ثابت   • 

86/03/12

مشاجره بين حجت الاسلام عظیمی قدیم و قاضي دادگاو ويژه روحانيت در قم

بسمه تعالي

مشاجره بين حجت الاسلام عظیمی قدیم و قاضي دادگاو ويژه روحانيت  در قم

 

 

 همانطور كه در خبرها آمد اخيرا برخي از فعالان هويت خواه قم به دادسراي ويژه روحانيت احضار و مورد بازجوئي قرار گرفتند. ظاهرا مقامات امنيتي كشور و به تبع آنها اداره اطلاعات قم با رويت فراخوان تحصن در حرم حضرت معصومه (ع) توسط يك يا چند تن از فعالان سایر شهرها كه در اينترنت درج شده بود به وحشت افتاده و براي ممانعت از برگزاري چنين مراسمي فعالان قم را به دادسرا احضار نمودند. سوالات قاضي عبارت بود از:

1-      از چه زماني با جريان پان تركيسم ارتباط پيدا كرديد؟

2-      چه كساني قرار است مراسم قم را به راه اندازند؟

3-       با توجه به اينكه مسئوليت هر گونه اتفاقي به گردن شما خواهد بود براي مقابله با برگزاري اين مراسم چه كمكي به ما مي كنيد؟

4-      آيا در مراسم شركت خواهيد كرد؟

5-      .....

همه احضار شدگان پاسخهاي يكسان و شفافي به اين سوالات داده بودند تا جايي كه قاضي در پايان بازجويي از اين مسئله اظهار تعجب كرده و گفته بود شما حتما قبلا سوالات ما را پيش بيني كرده و در مورد آنها با هم صحبت كرده بودبد كه اين قدر جوابهايتان به هم نزديك است.

اما در ابتداي بازجويي قاضي به زعم اينكه فعالان از حضور در دادگاه  دچار ترس و اضطراب شده اند به كرات آنها را تهديد به برخورد و محاكمه شديد و .. نمود تا اينكه  حجت الاسلام عظیمی قدیم سخنان تكراري و تهديد آميز و موهن او را قطع كرده و به قاضي گفت لطفا زبان تهديد را كنار گذاشته و به اصل مسئله بپردازيد جرا كه در عرض چند دقيقه شايد بيش از ده بار كلماتي چون "برخورد مي كنيم" و "حواسستان جمع باشد" و ... بكار برده ايد سپس قاضي در بين سخنان خود، خود را خدمتگزار نظام خواند در اين حين حجت الاسلام عظیمی قدیم به او گفت آقاي قاضي  به نظر مي رسد ايراد اين كلمات متناسب با وظيفه  بيطرفانه قاضي نیست شما بايد بي طرفانه بين ما و حكومت قضاوت كنيد نه اينكه صراحتا طرفداري خود را از مدعي العموم اعلام كنيد شما در جايگاه همان قاضي نشسته ايد كه بين يك يهودي و امير المومنين (ع) حق را به مرد يهودي داد و هر گز نگفت من خدمتگزار علي (ع)هستم شما قاضي هستيد نه سرباز حكومت.

 سپس قاضي شروع به سوالات كتبي نمود اما وقتي اولين پاسخ را كه حجت الاسلام عظیمی قديم  در چند كلمه نوشته بود مشاهده كرد گفت: پس جرياني به نام پان تركيسم را نمي شناسيد!؟

حجت الاسلام عظیمی قدیم گفت : بله چنين جرياني نمي شناسيم و ارتباطي هم با آن نداريم آنچه ما مي شناسيم و با آن ارتباط داريم حركت حق طلبی است. اما يك سيستمي به نام شوونيسم فارس مي شناسيم اگر مي خواهيد برخي از دانه درشتهاي آنها را مي توانيم بشماريم.

وقتي سوال دوم نوشته شد حجت الاسلام عظیمی قدیم در اعتراض به اين سوال خطاب به قاضی گفت مگر ما عامل و ضابط شما هستيم مگر ما مخبر شما هستيم جرا اين سئوالات را از ما مي پرسيد از كي قرار شده ما اطلاعات حركت خود را در اختيار شما بگذاريم اگر بدانيم هم به شما نمي گوئيم آنها دوستان ما هستند اما شما ما را محاكمه مي كنيد حال انتظار داريد در مورد آنها چيزي به شما بگوئيم؟!

در پاسخ به سوال سوم و نيز مشاجره بعد از پاسخ حجت الاسلام عظیمی قديم گفت آنهايي كه به شما اين  ماموريت را داده اند خوب مي دانند كه اگر اين برنامه مال فعالان قم بود براي آن اطلاع رساني مي كرديم همانطور كه سال گذشته براي مراسم قتل عام خوجالي اين كار را كرديم و تبليغ نموديم

در اين حين آقاي فتح الله ذوقي گفت : آري ما پارسال حتي در نماز جمعه قم اطلاعيه پخش كرديم و ديوارهاي قم را پر از اطلاعيه نموديم.

سپس قاضي گفت : كسي مرا براي اين كار مامور نكرده است بلكه ما از ضابطين دادگاه(مامورين اطلاعات) كار خواسته ايم و حواسستان جمع باشد كه آنها چراغشان روشن هست (با اشاره به خود) قاضي هم اينجا نشسته است . تا حدي كه در بين خود فعاليت مي كنيد كاري نداريم اما اگر در اجتماع كاري انجام دهيد ما با شما برخورد مي كنيم.

حجت الاسلام عظیمی قديم پاسخ داد : جناب قاضي مامورين حكومتهاي  قبل نيز چراغشان روشن بود  و شما هم روشن باشيد ما دلمان نمي خواهد شما خاموش باشيد چرا كه براي ما  تفاوتي نمي كند ما اگر قرار باشد كاري انجام دهيم توجهي به چراغ ديگران نمي كنيم اما اين را هم عرض مي كنم قرار نبود در اين برهه برنامه تحصن در قم داشته باشيم اين مسئله در اينترنت مطرح شده است و اگر كساني تشريف بياورند از آنها استقبال كرده و در خدمتشان خواهيم بود.

جناب سيد حيدر بيات نيز مسئله عمومي بودن شهر قم را متذكر شده و به قاضي گفتند ما نمي توانيم براي كسي تعيين تكليف كنيم شايد دوستاني كه پيشنهاد اين مراسم را داده اند شهر قم را نه به خاطر وجود ما بلكه بنا به موقعيت مذهبي و سياسي آن انتخاب كرده اند.

در همین اثنا قاضی برای تنفس و احتمالا اخذ دستور از بالا به بیرون رفت و بعد از حدود ده دقیقه در حالی که پوشه ای در دست داشت وارد شد و یک برگه پرینت از اعلامیه ای را که در سایتها به امضای آقای عظیمی درج شده بود به ایشان نشان داد و گفت: این را شما نوشته اید؟  آقای عظیمی پاسخ داد بلی من نوشته ام معاون دادستانی قم به فعالان جوان ما توهین کرده است و باید پاسخش را می شنید. قاضی پرسید آیا شما وکیل مردم هسیتد ؟ ایشان جواب داد بلی ما وکیل دوستان خود هستیم. در این حین آقای ذوقی از قباحت عمل معاون دادستان قم سخن گفت و آقای بیات نیز افزود که معاون دادستان نه تنها به دوست فعال ما بلکه به همه فعالان ترک قم و به تعبیر خودش همه آنها که ترکی ترکی می گویند توهین کرده است.

در هر حال روز جمعه فرا رسيد و عوامل اطلاعاتي به شكل باور نكردني حرم را محاصره كرده وبا ماشين آتش نشاني ( احتمالا براي پاشيدن آب ) بي سيم به دست در داخل و خارج حرم از صبح تا شب آماده باش ايستادند. آنها حجت الاسلام عظیمی قدیم را در ساعت پنج بعد از ظهر كه براي خوش آمد گويي به دوستاني كه احتمالا به مراسم آمده باشند به حرم مي رفت با ارائه حكم دادستاني ويژه دستگير و به خانه عودت دادند. در اين حكم اسامي برخي از فعالان قم از آن جمله آقايان سيد حيدر بيات و فتح الله ذوقي نیز ديده مي شد. حجت الاسلام عظیمی قديم در مقابل خانه به مامور اطلاعات گفته بود به فرمانده محترمتان سلام برسانيد و از قول من به او بگوئيد خيال نكند جلوي مراسم ما را گرفت اگر قرار باشد مراسمي در قم برگزار شود با دستگيري من و يا چند فعال نمي تواند آن مراسم را لغو كند كه ان شاء الله چنين روزي در اينده پيش خواهد آمد. مامورين اطلاعات تا پاسي از شب در مقابل درب خانه حجت الاسلام عظیمی قدیم به نگهباني پرداختند.

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:50 |  لینک ثابت   • 

86/03/10

اروميه در انتظار سرنوشتي هما‌‌نند قره باغ ، كركوك ، ايروان و فلسطين

آذربايجان غربي به دليل قرار گرفتن در كنار مرزهاي تركيه و عراق و نزديكي به محل زندگي برادران كرد در هميشه تاريخ از مراكز حساس و مهم بوده و تحولات آن بسيار پيچيده و هميشه مهم و گاه خطرناك بوده است. كوچ دادن قبايل كرد از مناطق مختلف عراق و سوريه به مناطق غربي آذربايجان براي مقابله با دولت عثماني در زمان قاجار هيچ نفعي براي اين منطقه نداشته كه هيچ بلكه باعث بوجود آمدن جو امنيتي و نظامي در منطقه شده است. شورشها و كشتارهايي كه توسط ياغياني چون شيخ عبيداله شمزيناني ، اسماعيل سمكو و عمر شكاك در حدود 100 سال پيش رخ داد ويا حوادث سالهاي اول انقلاب اسلامي مويد اين ادعاست. شورشهايي كه توسط اين شورشيان انجام گرفت ضمن اينكه باعث كشته شدن بسياري از مردم مظلوم شهرهاي اروميه خوي و سلماس و ديگر شهرها و روستاها و مناطق آذربايجان غربي و نابودي اقتصاد منطقه شد بلكه باعث شد كه مردم و سياستمداران اين منطقه از تحولات سياسي كه در مركز كشور به وقوع مي‌پيوست بدور باشند و نتوانند حقوق خود را آنطور كه لازم است مطالبه كنند. درست در زماني كه ستار خان و ديگر مناطق اذربايجان و كشور در حال مبارزه با استبداد و مسائل انقلاب مشروطه بودند مردم مظلوم آذربايجان غربي در فتنه‌اي كه كردها و ارامنه براي آنها درست كرده بودند در فكر حفظ جان و ناموس خود بودند. اين حوادث دوباره در سالهاي بعد در هنگامي كه انقلاب اسلامي به وقوع پيوست تكرار شد و چند روز بعد از 22 بهمن اكراد اين بار به رهبري عبدالرحمان قاسملو سر به طغيان گذاشتند و با خلع سلاح پادگان مهاباد دست به كشتار مردم مظلوم نقده زدند و سالها منطقه اذربايجان غربي را دستخوش ناآرامي و جنگ كردند و با نا امن شدن منطقه امكان سرمايه گذاري و رشد اقتصادي در منطقه از بين رفت و سالها طول كشيد كه دوباره سرمايه‌گذاران به اين منطقه بيايند و دولت نيز بنابه مصالح ملي و جنگي بودن منطقه از سرمايه گذاري در منطقه خودداري كرد. با پايان جنگ و كشته شدن قاسملو در يك تصويه حساب داخلي خطر نظامي حزب دمكرات و كردها تا حدي كم شد اما از بين نرفت و نخواهد رفت اين بار كردها با روش ديگري براي دست يافتن به اين منطقه و توسعه قلمرو خود متوسل شدند. سالها قبل آقاي حسنی در نماز جمعه اروميه با اشاره به محله کردنشين جهودلر داغي (فارسی آن تپه جهود يا يهودي‌ها) گفت که اينها دارند اسرائيل کوچکی(بالا ئيسرائل) درست می کنند. اين گفته آقاي حسنی را خيلی ها جدی نگرفتند و مثل هميشه فقط به حرفايش خنديدند٫ ولی گذشت زمان اين گفته را به واقعيت تبديل كرده است. زماني در اروميه اقليتهايي از اقوام ارمني، يهودي و كرد زندگي ميكردند. بعد از جنگ جهاني اول و حوادث نيمه اول قرن بيستم يهوديها كم كم در فلسطين جمع شدند، و با حمايت انگليس دولت جعلي اسرائيل را ساختند و يهودي‌هاي اروميه نيز به دنبال تشكيل دولت صهيونيستي در فلسطين از اين منطقه رفتند. ارامنه نيز تحت حمايت روسها و فرانسويان با جمع شدن در ايروان(چوخور سعد) و بيرون راندن آذري ها در ارمنستان كنوني ساكن شدند و براي خود كشوري تشكيل دادند. اما مسئله خيلي خطرناك اين است كه اين بار اكراد منطقه ميخواهند با حمايت آمريكا كشوري تشكيل دهند و چون مناطق كوهستاني ديگر ظرفيت جمعيت افزايش يافته آنان را ندارد، رو به سوي دشتهاي آذربايجان غربي آورده اند و قصد دارند با تحريف تاريخ و تئوريزه كردن عقايد ناسيولانيسم شديدا افراطي كردي حضور خود را توجيه كنند و بر مناطق آذربايجان غربي دست يابند و كشور خود را همچون موارد ذكر شده قبلي در بالاي اجساد وكشته‌هاي ملت مظلوم ما تشكيل دهند. اگر مردم آذربايجان غربي نيز همانند مردم مناطق و شهرهاي ياد شده غفلت كنند سرنوشتي بدتر، در انتظار آنان خواهد بود.

مهاجرت دسته جمعي و انبوه اكراد به مناطق شهري آذربايجان غربي از جمله اروميه به عنوان مركز استان ياد آور مهاجرت ارامنه به منطقه قره باغ و ايروان در جنگ جهاني اول براي تشكيل كشوري ارمني‌نشين و يا مهاجرت صهونيستها به فلسطين در سالهاي بين جنگ اول و دوم جهاني براي تشكيل اسرائيل و يا هجوم دسته جمعي اكراد به كركوك در عراق بلافاصله بعد از سقوط صدام را به ياد مي‌آورد. نگاهي به انبوه سايتهاي اينترنتي و خبري و شبكه هاي كردي در سالهاي اخير كه لفظ اروميه را در كنار كردستان، وكردستان شرقي (East Kurdestan)) را براي آذربايجان غربي بكار ميبرند مويد اين ادعاست. كردها و همدستان صهيونيستشان در دايرة المعارف آزاد( ويكي پيديا) هم با زيركي خاصي خواسته اند حضور كردها را در اروميه پر رنگ نشان دهند و در توصيف شهر اروميه همه جا نام قوميت اقليت كرد را در اول آورده اند و خواسته اند اينگونه القا كنند كه كردها حضور پر جمعيت تري دارند.
تحريف تاريخ طرفند جديدي است كه براي رسيدن به نيات پليد خود بدان متوسل شده اند. براي آگاهي تنها يك نمونه از اين سايتها را معرفي ميكنيم، نمونهاي مشابه بسيار زيادند و هر روز مثل سرطان در حال گسترش هستند.
گوشه از تحريف تاريخ توسط اكراد براي توجيه مهاجرت دسته جمعي و معني دار اكراد به اروميه:
مطالب زير از سايتwww.Urmiye.org گرفته شده و در آن به صراحت اروميه و كلاً آذربايجان غربي را ازجزوي از كردستان بزرگ و با عنوان كردستان شرقي معرفي كرده و مردم مظلوم ترك كه صاحبان اصلي آن بوده اند را مهاجر خوانده است.( از كشتارهايي كه توسط اسماعيل سيمتكو و شيخ عبيداله شمزيناني بر عليه تركها انجام گرفته اشارهاي نكرده است.) در اين نقشه حتي با فلش بيشرمانه هجوم اكراد را از كوههاي غربي به طرف اروميه نشان داده است. دراين سايت آيكوني با نام اروميه ديده ميشود و نشان دهنده اهميت تصرف اروميه براي كردها و تلاشي سازمان يافته و همه جانبه آنها در تغيير بافت جمعيتي و شناساندن اروميه به عنوان يك شهر كردي دارد.

درباره‌ ارومیه‌
ارومیه‌ در شرق کردستان قرار گرفته‌ شده‌ است. در شمال آن کوه‌ آرارات و همچنین ایروان و نخجوان میباشد. در غرب ارومیه‌ کردستان شمالی و در شرق ارومیه‌ دریاچه‌ خزر قرار گرفته‌ است. جنوب ارومیه‌ شهر مهاباد و کردستان جنوبی می‌باشد. جمعیت ارومیه‌ حدود هفتصد و بیست و پنج هزار نفر است. در ارومیه‌ ملیتهای مختلفی از جمله‌ کرد، ترک، آسوری، ارمنی و غیره‌ زندگی می‌کنند

کردها و ارومیه‌
شهرستان ارومیه یا همانطور که کردها آنرا اورمی، اورمیه و یا ورمئ مینامند از دیرزمان محل سکونت کردها می باشد. تا پیش ازکوچاندن دسته جمعی طوایف چهارده گانه ترکهای افشار به این خطه توسط شاه عباس صفوی و کوچاندن کردهای منطقه به نقاط دیگر از جمله خراسان فرمانروائی این مناطق در دست حکام کرد بوده و کردها اصلی ترین گروه قومی نقاط غربی دریاچه ارومیه را تشکیل میدادند. اگرچه پیش از این کوچ دست جمعی سلجوقیان و ترکهای غز نیز به این منطقه مهاجرت کرده بودند ولی از شمارشان در حدی نبوده که تاثیری آنچنانی بر دمگرافی منطقه نهند. البته جای ذکر دارد که این جابجائیها قومی و طایفه ای در آن دوران امری عادی بوده است و طوایف و اقوام زیادی بر اثر جنگها و یا مصلحتهای سیاسی به دلخواه خود و یا باجبار توسط شاهان و حکام وقت به مکانهای مختلفی کوچ داده می شدند. در رابطه با کوچ دسته جمعی قبایل چهارده گانه ترک افشار توسط شاهان صفوی به این خطه از خاک کشور، حسن انزلی در کتاب ارومیه در گذر زمان می نویسد < نظر لطف و مساعد شاه عباس به ایل افشار دوباره مزید گشته و بنابه استدعای کلبعلی سلطان اجازه داد تا ایل افشار که عده کثیری گشته و در ولایات عراق، فارس، کرمان و خراسان سکنی داشتند، عموما به ارومیه و نواحی آن مهاجرت کردند؛ کلبعلی خان در این زمان با موافقت شاه عباس کبیر، تمام طوایف ایل افشار را از نقاط مرکزی ایران کوج داده و با فرمان حکومت خود به ارومیه عازم گردید. > همانطور که در بالا آمد قبل از این کوچ بزرگ کردهای شدادی، راوندی، هذبانی و برادوست بر کل مناطق غربی و جنوبی دریاچه ارومیه حاکمیت داشتند. احمد کاویانپور در کتاب تاریخ ارومیه میگوید”در اطراف ارومیه عشایر کردی بنام روادی ساکن بودند…تیره ای از آنان در اطراف اشنویه و سلماس ساکن بودند که آنها را طایفه هذبانی می نامیدند که سردار معروف جنگهای صلیبی “صلاح الدین ایوبی” از این ایل بود.” این طایفه در کرستان و آذربایجان به خصوص در اطراف دریاچه ارومیه حکومت مقتدری تشکیل دادند. هم اکنون صدها جوان کرد ارومیه ای در دانشگاههای کشورهای اروپائی و امریکا مشغول تحصیل و کسب علم می باشند که امید می رود بعد از اتمام تحصیل برای خدمت به همشهریان خود به وطنشان برگردند…..

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 13:18 |  لینک ثابت   • 

86/03/10

دكتر اكبر اعلمي وزراي اطلاعات و كشور را جهت پاسخگويي در مورد حوادث اذربايجان و اقليد به مجلس فراخوان

دكتر اكبر اعلمي وزراي اطلاعات و كشور را جهت پاسخگويي در مورد حوادث اذربايجان و اقليد به مجلس فراخواندş


نماينده تبريز:
وزاري كشور و اطلاعات، مبناي دستگيري جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي وغربي، اردبيل و قم را اعلام كنند
تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده تبريز امروز سوال مشتركي از وزراي اطلاعات و كشور در خصوص مبناي دستگيري و بازداشت جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي وغربي، اردبيل و قم پرسيد.

به گزارش خبرنگار ايلنا، اكبر اعلمي در سوال خود آورده است؛ مبناي دستگيري و بازداشت جمع كثيري از شهروندان استان‌‏هاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي، اردبيل و قم و دستگيري و بازداشت جمعي از فرهنگيان و محروم كردن آنان از برخي حقوق اجتماعي و شهروندي چيست؟
وي در اين سوال خود اورده است، با تاكيد بر لزوم حفظ وحدت و همبستكي ملي و اعلام انزجار نسبت به كساني كه به هر طريق ممكن با رفتار و كردار خود به استقلال و تماميت ارضي كشور خدشه وارد كرده و انديشه هاي تجزيه طلبي و توطئه عليه كشور را در سر مي پرورانند ونيز نظر به بندهاي 6، 7 و 14 اصل سوم و همچنين اصول 9، 15، 19، 20، 22، 23، 26، 27، 32، 36، 37، 38 و 39 قانون اساسي پاسخ فرماييد.
اعلمي در شرح سوال خود از پورمحمدي ومحسني اژه‌‏اي آورده است:
1- آيا اشخاص را به صرف داشتن عقيده‌‏اي و يا ابراز عشق و علاقه آن‌‏ها نسبت به زبان و تاريخ و فرهنگ و علائق قومي خود و تاكيد و اصرار بر لزوم اجرايي شدن اصول 15 و 19 قانون اساسي مي‌‏توان مورد تعرض و مواخذه قرار داد؟
2- آيا به نام حفظ استقلال وتماميت ارضي كشور مي‌‏توان حقوق و آزادي‌‏هاي مشروع نظير آزادي بيان، آزادي عقيده، آزادي تشكيل اجتماعات و شركت در راهپيمايي‌‏هاي بدون حمل سلاح و يا شركت در جمعيت‌‏ها و انجمن‌‏هاي صنفي و حق استفاده از مفاد اصل 15 قانون اساسي را از افراد سلب كرد؟
3- آيا مي‌‏توان به حيثيت، حقوق مسكن و شغل اشخاصي كه خواهان استفاده از حقوق و آزادي‌‏هاي مذكور هستند تعرض كرد و آيا بدون در نظر گرفتن ترتيبات قانوني مي‌‏توان افراد را دستگير و بازداشت كرد. اساسا قبل از اين‌‏كه فردي مرتكب اعمال مغاير با قوانين موضوعه شود؛ آيا مي‌‏توان مرتكب قصاص قبل از جنايت شد و او را دستگير و بازداشت كرد و يا براي مدتي از حقوق اجتماعي‌‏اش محروم ساخت.
4- آيا مي‌‏توان برخلاف اصل 38 قانون اساسي افراد را به شهادت ، ‌‏اقرار و يا سوگند مجبور ساخت؟
5- كسي را كه به حكم قانون دستگير، بازداشت و زنداني شده است، آيا مي‌‏توان هتك حرمت كرد؟
6- آيا مي‌‏توان افرادي كه براي استيفاء حقوق خود و ارايه گزارش عملكرد غيرقانوني برخي از عوامل امنيتي وانتظامي با نماينده خود در مجلس تماس برقرار مي‌‏نمايند مورد تهديد قرار داد و آنها را از اين كار منع و يا تعقيب كرد؟
الف- چنانچه پاسخ جنابعالي به سوالات فوق منفي است؛ لطفا توضيح دهيد كه مبناي دستگيري و بازداشت و برخورد با جمع كثيري از شهروندان و فعالان ترك زبان در استان‌‏هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل ،‌‏قم ، تهران و ... و همچنين دستگيري و بازداشت جمعي از فرهنگيان به بعضي از اتهامات مورد اشاره و عدم رعايت موارد مذكور چيست؟
چرا بعضي از اشخاصي كه با اينجانب تماس گرفته و گزارش مي‌‏دهند، مورد تهديد وتعقيب قرار مي‌‏گيرند؟
ب- ارتكاب قتل هاي زنجيره اي توسط عده انگشت شماري از عوامل خودسر در وزارت اطلاعات ضربه سنگيني بر پيكره اين دستگاه مهم وارد ساخت و زحمات زيادي براي ترميم و بازسازي و ايجاد انگيزش دوباره در نيروهاي سالم و خدومي كه اكثريت اين وزارتخانه را شامل مي شود، صرف شد.
آيا جنابعالي براي پيش گيري از تكرار چنين انحرافاتي كه نتيجه خودسري و قانون شكني تعدادي از افراد بوده است، تدابير لازم را انديشيده و بر عملكرد همه اعضاء و كاركنان اطلاعاتي در سطح استان ها و شهرستان ها نظارت دقيق و كامل اعمال مي فرماييد؟
همچنين، وي، در سوال از مصطفي پورمحمدي وزير كشور علل برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏هاي شديد در شهرستان اقليد را پرسيد.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي، در سوال خود از وزير كشور آورده است؛ مبنا و مجوز برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏هاي شديد و ايجاد خفقان و جو رعب و وحشت در شهرستان اقليد و ضرب و شتم و سركوب شديد مردم و تيراندازي منتهي به نقص عضو نابينا شدن چندين نفر و همچنين هتك حرمت نسبت به بعضي از افراد و خانواده‌‏هاي محترم در اين شهر چيست؟
اعلمي در تشريح سوال خود آورده است؛
تصميم‌‏گيري آني و نامتعارف رييس جمهور مبني بر انتزاع دهستان خسرو و شيرين از اقليد والحاق آن به شهرستان آباده قبل از عبور اين تصميم از فرآيند تصميم‌‏گيري و تصميم‌‏سازي‌‏هاي رايج و بدون در نظر گرفتن حساسيت‌‏هاي ويژه ناشي از تصميمات مربوط به تقسيمات كشوري باعث تحريك و جريحه‌‏دار شدن احساسات مردم اقليد و در نتيجه وقوع ناآرامي‌‏هايي در سطح اين شهر شد.
نظر به اين كه تصميم رييس جمهور و تاثير آن در ناآرامي‌‏هاي ايجاد شده مي‌‏تواند مصداق "سبب اقوي از مباشر" محسوب شود پاسخ فرماييد:
1- برقراري حكومت نظامي و اعمال محدوديت‌‏ها و جلوگيري از رفت و آمدهاي عادي مردم و ايجاد خفقان و جو رعب و وحشت در شهر اقليد كه آثار آن حتي در زمان حضور هيات اعزامي از كميسيون امنيت ملي نيز ملموس و مشهود بود با كدام مجوز صورت گرفته است؟
2- ضرب و شتم مردم و تيراندازي به سوي آن‌‏ها كه با جرح و نقص عضو و نابينا شدن و در يك مورد قتل شهروندان همراه بوده است و نيز دستگيري‌‏ها و بازداشت‌‏هاي گسترده در اين شهر با كدام توجيه و مجوز قانوني صورت گرفته است، مباشران و آمران ضرب و جرح مردم و تيراندازي به سوي آن‌‏ها چه كساني هستند و براي جبران آن چه اقداماتي به عمل آمده است؟
3- ورود به منازل برخي از شهروندان كه نوعا از محترمين شهر محسوب مي‌‏شوند و هتك حرمت آنان با كدام توجيه شرعي و مجوز قانوني صورت گرفته است؟
4- تعداد دقيق مجروحان و دستگير شدگان و خسارات وارده به مردم به چه ميزان است؟
5- چنانچه سال گذشته پس از طرح سوالات اينجانب در مورد وقايع آذربايجان كه با برخوردهاي غيرقانوني بعضي از نيروهاي نظامي و انتظامي مشابه با آنچه در اقليد رخ داد همراه بود تدابير لازم اتخاذ مي‌‏شد و قانون شكنان تحت تعقيب و مجازات قرار مي‌‏گرفتند، آيا باز شاهد تكرار حوادث تاسف بار اخير در اقليد بوديم؟ اگر پاسخ منفي است چرا تمهيدات و تدابير لازم براي جلوگيري از تكرار اقدامات خودسرانه برخي از عوامل سياسي، امنيتي و انتظامي و مغاير با قوانين موضوعه به عمل نيامد؟

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:52 |  لینک ثابت   • 

86/02/31

مقاله ای از عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی

مقاله ای از عباس لسانی فعال سرشناس آذربایجانی


مساله ستم ملی در ایران


                       (عباس لسانی)


 هر نوع بحث راجع به ستم ملی
, غالبا" به از بین رفتن هویت و زبان فرهنگ یک ملت اشاره دارد, که در بعضی از کشورهای جهان سوم حکومت هایی که قلمرو حکومتی آنها ترکیبی از اقوام و ملل مختلف با زبانها و فرهنگ گوناگون است اعمال می کنند. ستم ملی توسط حکومت ها غالبا" با هزاران ترفند اقتصادی, فرهنگی و تبلیغاتی و صرف میلیاردها ثروت ملی صورت می پذیرد.


معمولا" ستم ملی به صور مختلف صورت می گیرد:


1- ستم سیاسی: مانند کنار گذاشتن افراد وابسته به گروه اقلیت از مشارکت موثر در زندگی سیاسی.
2- ستم فرهنگی: مانند ممنوعیت از یادگیری و بکار بردن زبان و یا لهجه ای ویژه و ممنوعیت انتشار و یا استفاده از آن در رسانه های گروهی.


3- ستم اقتصادی: دستگاه حاکم طبق برنامه ای ویژه کوشش می کند تا منافع اقلیت را به حداقل ممکن کاهش دهد و یا آن را نفی کند.


4- ستم فیزیکی: مانند جابجایی اجباری اقلیت ها به منطقه خاص از سرزمین خودشان و یا سرزمینی دیگر و یا اشغال سرزمین آنان بوسیله اسکان افراد وابسته به گروهی دیگر و سرانجام جابجایی گروههای دیگر در سرزمین اقلیت ها بطوری که بافت و نسبت جمعیتی سرزمین گروه اقلیتی دگرگون شود ( خوبروی پاک
, ص136).

 

با به قدرت رسيدن رضا ميرپنج و با حمايت دولت انگليس و ايادی داخلی و خارجی و روشنفکرنما های خود فروخته ، استراتژی يکسان سازی ملل ايران در دستورکار دولت رضا مير پنج قرارگرفت.

و در زمان کنونی نیز سياست ديكته شده از سوي استعمار انگليس بر حاكمان پهلوي (جمهوری اسلامی) نه تنها مو به مو اجرا مي شود بلكه با بهره گيري از تكنولوژي معاصر شدت و حدتي صد چندان به آن بخشيده اند؟ همان سياستي كه هدف نهايي اش نابود كردن عنصر تورك در منطقه، خصوصا در ايران بود. استعمار انگليس به خوبي دريافته بود كه با وجود روح عصيانگر،‌ ظلم ستيز و ضد استبدادي ملت تورك آذربايجان، استثمار ديگر ملل ايران غيرممكن خواهد بود. اينك دو راه براي اجراي پروژه شوم خود در پيش رو داشت: روش اول؛ نسل كشي فيزيكي. روش دوم؛ نسل كشي فرهنگي. اما براي اجراي اين ماموريت بسيار مهم به سرسپردگاني نياز داشت و چه گزينه اي بهتر از خاندان پهلوي. استعمار با اين انتخاب، در جهت اهداف خود نشانهاي ديگري را نيز مي زد. بعد از ورود اسلام به ايران بعد از هزار و اندي سال، حكومت را از دست اكثريت تورك غصب و به دست اقليت فارس سپرد و اين شگرد موذيانه از سياست هاي خطرناك استعمار پير بود كه در اكثر ممالك تحت نفوذ خود اعمال مي كرد؛ مسلط نمودن اقليت بر اكثريت. بعد از بر سر كار آمدن رضا پهلوي هر دو روش فوق الاشاره با تمام توان به اجرا گذاشته شد و اعمال آن سياست بعد از عزل او و نصب پسرش نيز به شدت ادامه يافت. چنانكه در 21 آذر ماه 1325 محمدرضا پهلوي با ياري و دخالت مستقيم نيروهاي آمريكايي قيام ملت آذربايجان را به خاك و خون كشيد كه منجر به شهادت بيش از هفتاد هزار نفر از فرزندان غيور و آگاه اين ملت مطلوم و حق طلب شد. اما اين نيز براي رسيدن به استراتژي مورد نظر كارساز و كافي نبود .زيرا ملتي به آن بزرگي (به لحاظ جغرافيايي و جمعيتي) را نمي شد با قتل عام ها نابود كرد. لذا روش كارسازتري كه از اوايل به قدرت رسيدن رضا پهلوي آغاز شده بود با بي رحمي تمام ادامه يافت؛ يعني سياست هجوم همه جانبه به تمامي اركان فرهنگ اين ملت مغلوب و مظلوم. تحقير زبان توركي در همه ابعاد و ممنوعيت تدريس آن در مدارس و حتي منع استفاده از آن در اماكن عمومي و دولتي به صورت نوشتاري و گفتاري و تحريف تاريخ اين ملت با سرمايه گذاري كلان با مدد جستن از قلم به مزدان داخلي و خارجي از جمله آثار جعلي يهوديان اعمال و اجرا شد. آنان هجمه هاي فرهنگي را نيز كافي ندانسته و اقدام به نابود كردن اقتصاد آذربايجان نمودند تا موجبات در به دري  فرزندان اين ملت و كوچ آنان به استانهاي فارس نشين جهت به دست آوردن لقمه ناني و متعاقب آن شكستن غرور ملي و از دست دادن اعتماد به نفس ملي و بروز فاجعه اي بزرگتر به نام خود كم بيني ملي را موجب شوند كه نتيجه آن استحاله و نابود شدن كامل است. آري! شوونيسم  فارس منابع زيرزميني را چپاول و منابع رو زميني را با روشهاي مختلف نابود كرد.اين در حالي بود كه سرمايه گذاري ملي در آذربايجان عملا ممنوع شده بود و سرمايه گذاران شخصي و خصوصي با انواع و اقسام روشها از منطقه دور نگه داشته مي شدند. اينها فقط ذره اي از مظالمي است كه در طول يك قرن بر ملت آذربايجان رفته است و براي بيان بيش از اين اكنون مجال نبود.

آنچه بر سرزمين ما آذربايجان رفت بدتر از ممالك تحت استعمار و استثمار مستقيم بود و حال همگان شاهديم كه بعد از سقوط شاهان نه تنها وضع تغيير به مثبت نكرده بلكه بدتر هم شده است زيرا حكومت اسلامي نيز تداوم دهنده آن سياست شوونيستي و فاشيستي مي باشد. اما با مكانيزمها و ابزارهاي بس خطرناك.
 اينها همه و همه براي آن بوده و هست تا ملت آذربايجان را در معرض اليناسيون كه در نهايت منجر به آسيميلاسيون و استحاله فرهنگي مي شود قرار دهند و به همان هدف نهايي شوونيسم فارس يعني نابودي معنوي ملت تورك آذربايجان نائل آيند كه در بسياري از مناطق آذربايجان قربانياني هم گرفته شده است. قربانياني چون استانهاي همدان، اراك، قزوين و استانهاي در معرض قرباني شدن از جمله: زنجان، اردبيل و آذربايجان غربي كه با سياست خطرناك و شوم تر ديگري در حال واگذار شدن به كردها مي باشد. اين گونه سياست هاي شوونيسم فارس گام به گام به ثمر مي نشيند و اينها نشد مگر در نتيجه از خود بيگانگي ملت ما با از دست دادن عرق ملي، غرور ملي و اعتماد به نفس. اما براي جلو گيري از اين فاجعه ملي، آگاهان و بيداران اين ملت طي ساليان گذشته براي بيداري ملي اين ملت تلاشهاي فراواني انجام داده اند كه خوشبختانه ثمراتي نيز داده است و يكي از آن دستاوردها قيام و خروش ملي ملت آذربايجان در نيمه اول خرداد ماه 1385 (اطمينان دارم ملت آذربايجان آن روزهاي تاريخي را فراموش نخواهد نمود و روز اول خرداد هر سال را براي ايجاد وحدت، انسجام و قدرت بيشتر در تداوم قيام و همچنين ارج نهادن به استارت جسورانه مردم قهرمان تبريز در آن تاريخ و آن روز به عنوان روز قيام ملي گرامي خواهد داشت.) بود و به رغم برخورد وحشيانه با آن حركت مدني و مسالمت آميز كاخهاي فاشيزم فارس را لرزاند. اما آزاردهنده تر از هر چيز اينكه سركوبگران، محاكمه كنندگان و زندانبانان آن قيام، برادران!!! تورك ما بودند. آنان نيز قربانيان سياست هاي شوونيسم فارس بوده و هستند. اكثر عوامل سركوب و خفقان خودي هاي از خود بيگانه بودند و هستند.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 11:33 |  لینک ثابت   • 

86/02/31

عبدالعزيز عظيمي قديم

بسم الله الرحمن الرحيم

همانطور كه دوستان در خبرها مشاهدهكردنداخيرا جمعي از جوانان و نوجوانان ترك مقيم قم به اتهام فعاليتهاي هويت خواهانه به اداره اطلاعات و دادستاني قم احضار شدند.

در آخرين مورد از اين احضارها معاونت دادستاني قم بار ديگر پرده از سيماي فحاش و موهن شوونيسم فارس برداشت و حقيقت بي نزاكتي خود و اربابان خود را برملا نمود.

آنان كه در مقام مناظره و احتجاج با امثال بنده از دين و اخلاق دم مي زنند جوان ترك را به عمل منافي عفت به واسطه زندانيان ويژه خود تهديد مي كنند. مامورين اطلاعاتي و قضايي حاكميت براي سرخورده كردن جوانان و مجاب کردن آنان هميشه از پايمال شدن خون شهدا توسط فعالان خارج از كشوراز طريق فعاليتهاي به اصطلاح ملي گرايانه سخن به ميان مي آورند. حال اينكه خود در سمت معاونت دادستاني شهر قم از چه مهره بي شرمي استفاده مي كنند. مسئولي كه بايد به اين جوانان به ديده فرزندان خود بنگرد با بي شرمي هر چه تمام او را به چنين اعمالي تهديد مي كند. طبيعي است وقتي عقل از كار بيافتد غضب و هواي نفس جايگزين آن مي شود. وقتي مسئولي خود را غلام حلقه به گوش اربابان پايتخت نشين بداند طبيعي است كه به غير از آنها از هيچ كسي حتي خداوند احديت نترسيده و حيا نخواهد كرد. از هيچ منشور اخلاقي و قانوني به جز اوامر موالي مستبد پيروي نخواهد كرد . آري طبيعي است كه مسئولين ما فوق از او خواسته اند به هر قيمتي شده حركت عدالت جويانه و هويتخواهانه ملت ترك را در شهري كه آن را ميراث پدري خويش مي دانند خنثي نمايد. حال اميدواريم اين بار نيز بهانه نياورند كه خود جعفري نيز ترك است و به فارسها ربطي ندارد!؟ چرا كه هميشه وضع به همين منوال بوده است. هيچ قدرتي نتوانسته است در راه استعمار يك ملت بدون استثمار و بهره گيري از وطن فروشان داخلي آن ملت توفيقي حاصل نمايد. يك صد سال پيش براي رهايي از استعمار انگليس مهمترين مانعي كه مبارزان هندوستاني در مقابل خود احساس مي كردند هموطنان وطن فروش و بيگانه پرست آنها بود. همانها بودند كه خود را سرباز بريتانيا دانسته و هموطنان خود را به خاك و خون مي كشيدند. دولت بريتانيا همه اين بي هويتها را مثل مهره هاي شطرنج، بازي مي داد. اين در حالي بود كه در مقام احتجاج و پاسخگويي به ملت هندوستان مي گفت: انگليس چه بدي در حق شما كرده است؟! هر ناگواري كه بر شما نازل مي شود از جانب دولت خودي و ماموران وطني شما است. مبارزان هندوستاني به اين گروه از وطن فروشان اصطلاح خاصي اطلاق كرده و آنان را بدتر از بريتانيا مي دانستند. اما مرور زمان ثابت كرد كه همه اين مشكلات ناشي از تداوم استعمار بيگانگان بوده است پس از آزادي وطن و رهايي هندوستان از بند استعمار و درخشش خورشيد استقلال بسياري از هموطنان استعمار زده دريافتند كه آنها در گذشته به منزله ستون پنجم دشمن بوده و هيچ اختياري خارج از منويات بيگانگان نداشته اند.

حال نيز نبايد از وجود امثال جعفري ها تعجب كرد. مادامي كه شوونيسم فارس بر روي شانه آذربايجان خيمه زده است  گريز از وجود امثال جعفري ها اجتناب ناپذير خواهد بود.  تا زماني كه اصول قانون اساسي كه به دست خودشان نوشته شده است 28 سال معطل مي ماند!  تا زماني كه آزادي تدريس ادبيات زبانهاي محلي در مدارس را به قدغن بودن آن تفسير مي كنند!  تا زماني كه آزادي اجتماعات را كه از قرنها پيش شاخص سنجش آزادي در يك كشور بوده است نقض نموده و جوانان ملت را به جرم اجتماع در كوچه و خيابان آماج گلوله ها قرار مي دهند تا زماني كه زبان دهها ميليون ترك را زبان خارجي و بيگانه و زبان فارسي را زبان همه مي دانند! تا زماني كه دوستي با ارمنستان تنها همسايه غير مسلمان ايران را به زعم آريايي بودن و شايد همسنگر بودن بر تنها همسايه شيعه ترجيح داده و بدين طريق ملت آذربايجان را گرفتار دشمني هاي ارامنه و نفوذ بدعاقبت وهابيت مي نمايند وجود جعفري ها به عنوان عوامل اين سياست ناپاك آريايي و ضد اسلامی گريز ناپذير خواهد بود. در حال حاضر نمي شود ازامثال جعفري ها و فرهنگي ها بيشتر از اين انتظار داشت هر ملتي بيگانه گراياني دارد ملت ما نيز از این قاعده مستثنی نیست. اگر ورق روزگار برگردد و فارسها تحت استعمار ديگران بروند خواهيم ديد بيگانه گرايان آنها چه بلايي بر سر ملتشان خواهند آورد.  البته مشكل برخي از اين بدبختها تنها استعمار نيست بلكه اينها در دام استحمار نيز گرفتارند. استحمار از طريق حب الوطن دروغين و يا ظواهر مذهب.

حال روي سخن نگارنده نه با اينها بلكه با برادران همفكر و همسنگران پراكنده در اقصي نقاط آذربايجان و جهان است. دوستان عزيز! اگر قرار است جوانان ما را به خون خود بغلطانند و ما نظاره گر آن باشيم! اگر قرار است جوانان ما را به زنداني شدن در بين منحرفان جنسي تهديد كنند و ما فقط شنونده آن باشيم! اگر قرار است شووونيسم فارس  نونهالان ما را از دستمان بگيرد و ما به فكر به كرسي نشاندن ايده هاي خود و غلبه دادن طيف خود بر ساير فعالان باشيم  بهتر است فاتحه خيلي چيزها را بخوانيم. لازمه  رسيدن به هدف مقدسمان كه همان آزادي ملتمان هست ايثار و فداكاري و بردباري ماست. همه بايد احساس وظيفه كرده و مثل يد واحد زنجير اسارت را از بازوان ملتمان باز نماييم.

دوستان عزيز براي نجات آذربایجان عزيزمان از دست استعمار شوونيسم فارس و ايسمهاي ديگر، بايد تمام قدرت خود را جهت ايجاد وحدت بين فعالان واقعي به کار ببریم و در اين راه از راحتي و آزاديهاي توخالي صرف نظر كرده و در پي آزادي واقعي ملتمان باشيم. همانطور كه با خلق حماسه اول خرداد چشم انداز اين آرمان را ترسيم نموديم، اين بار نيز وظيفه همه ماست كه با اعتراض به سياستهاي نژادپرستانه سيستم شئوونیستی كشور با گراميداشت ياد و خاطره شهداي خرداد 85 و پاسخ به تهديدهاي بي شرمانه معاونت دادستاني قم و اهانتهاي مشابه در ساير شهرها  ورق زرين ديگري بر دفتر مبارزات ملي خود افزوده وبا دميدن نفسي تازه درروح مبارزات ملي، شوونيسم آريايي را بيش از پيش نا اميد گردانيم.   

سلام بر شهيدان راه آزادي ملت و امت

و سلام بر رهروان راه پر افتخار آنها. 

 

والسلام عليكم و رحمة الله      

عبدالعزيز عظيمي قديم 

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 11:30 |  لینک ثابت   • 

86/02/30

گزارش آسمک - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر در آذربایجان در آستانه تظاهرات اول خرداد

گزارش آسمک - ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶ دستگیری بیش از ۱۵۰ نفر در آذربایجان در آستانه تظاهرات اول خرداد

. از طرف دیگر منزل و محل کار برخی دیگر نیز در کنترل شبانه روزی قرار دارد. دادستانی بسیاری از بازداشت شدگان میتینگهای اول مهرماه و دو اسفندماه سال گذشته را با اعلام اینکه بزودی ایشان را احضار می کنیم تهدید کرده است. شمار نیروهای یگان ویژه امداد پلیس نیز به طور محسوسی افزایش یافته و حتی در خیابانهای فرعی شهرها نیز به طور دائم افسران و درجه داران در حال گشت زنی هستند. اداره اطلاعات در روند کاملاً غیر قانونی خانواده بازداشت شدگان را از هرگونه مصاحبه و انتشار خبر منع کرده، و تهدید نموده که در صورت انتشار اخبار محکومیت فرد بازداشت شده سنگین تر شده و امکان دستگیری سایر اعضای خانواده وجود خواهد داشت.

با نزدیک شدن به سالگرد قیام خرداد ۱۳۸۵ کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای آذربايجان بیشتر شده است. این فشارها جهت جلوگیری از تظاهراتهای اعتراض آمیزی است که عصر روز سه شنبه اول خرداد ماه در تمام شهرهای آذربایجان صورت خواهد گرفت، همچنین در سولدوز (نقده) علاوه بر آن روز پنجشنبه ۳ خرداد ماه مراسمی با عنوان اولین سالگرد شهدای سولدوز برگزار خواهد شد. در طی دو هفته گذشته هزاران تن از فعالان حرکت ملی آذربایجان به اداره کل اطلاعات و اداره حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی احضار و تهدید شده اند که حق برگزاری یا شرکت در هیچ برنامه ای را ندارند. بیش از۱۵۰ نفر بازداشت شده اند.

از طرف دیگر منزل و محل کار برخی دیگر نیز در کنترل شبانه روزی قرار دارد. دادستانی بسیاری از بازداشت شدگان میتینگهای اول مهرماه و دو اسفندماه سال گذشته را با اعلام اینکه بزودی ایشان را احضار می کنیم تهدید کرده است. شمار نیروهای یگان ویژه امداد پلیس نیز به طور محسوسی افزایش یافته و حتی در خیابانهای فرعی شهرها نیز به طور دائم افسران و درجه داران در حال گشت زنی هستند. اداره اطلاعات در روند کاملاً غیر قانونی خانواده بازداشت شدگان را از هرگونه مصاحبه و انتشار خبر منع کرده، و تهدید نموده که در صورت انتشار اخبار محکومیت فرد بازداشت شده سنگین تر شده و امکان دستگیری سایر اعضای خانواده وجود خواهد داشت.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان ضمن محکوم نمودن سرکوب اعتراضات مدنی در آذربایجان تمام فعالان حقوق بشر، خبرنگاران و خبرگزاریهای آزاد را جهت دفاع از حقوق دستگیر شدگان و همچنین ارسال اخبار و گزارشهای مربوط به یاری می طلبد. همچنین از خانواده ها و دوستان و آشنایان محبوسین می خواهیم که در به تهدیدات توجه نکرده و در ارسال سریع و دقیق اخبار کوشش کنند. به طور قطع امکان صدمه به زندانیانی که گزارشی از آنها منتشر نشده بیشتر خواهد بود.

آخرین اخبار از شهرهای آذربایجان

تبریز: حسین نصیری و نوراله حسینیان از ۲۰ روز پیش توسط مامورین اطلاعات دستگیرشده و هنوز آزاد نگشته اند. خانواده این دو نفر در رابطه با عدم ارسال اخبار ایشان به شدت تهدید شده اند. خانه این دو تفتیش شده و کامپیوتر و کتابهای آنها را مأمورین با خود برده اند. حسین نصیری قبلاً نیز در جریان کنگره بزرگ آذربایجانیها در قلعه بابک دستگیر شده است.

فرخ هاشمزاده که پس از دستگیری در ۱۸ اردیبهشت ۴ روز بعد آزاد شده بود، ۲۵ اردیبهشت ماه دو باره در مغازه خویش واقع در بلوار شهریار تبریز دستگیر شده است.

امیر عباس بناکاظمی ۳۲ ساله روز ۲۴ اردیبهشت پس از یورش مأمورین به خانه دستگیر شده است، چندین مأمور تمام خانه را تفتیش کرده اند. خانواده بناکاظمی از محل نگهداری فرزندشان اطلاعی ندارند.

همچنین ابوالفضل نصیریان، ابراهیم فرجزاده و محمد رضایی نیز در تبریز بازداشت شده اند.

اردبیل: دادگاه تجديدنظر عباس لساني، فعال سیاسی، صبح ۲۶ارديبهشت ماه در شعبه ششم دادگاه تجديدنظر استان آذربايجان شرقي برگزار شد. در این دادگاه اعتراض لسانی نسبت به رأی صادره (يك سال حبس تعزيري) در رابطه با یکی از پرونده های قضایی او رسیدگی شد. عباس لسانی بیش از ۷ ماه است که در زندان اردبیل به سر می برد. لسانی توسط چند نیروی مسلح با دست و پاهای بسته و در حالیکه کیسه بر سرش کشییده بودند از زندان اردبیل به تبریز منتقل شده است.

مهدی محمد پور فعال اردبیلی که روز۲۱ اردیبهشت توسط ماموران اطلاعاتی شهر اردبیل بازداشت شده و بعد از چند روز بازداشت موقت و بازجویی تحت شکنجه آزاد گردیده بود، دیروز ۲۹ اردیبهشت دوباره بازداشت شده است. وی در اعتراضات خرداد ماه ۱۳۸۵ نیز بازداشت و پس از دو ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. مهدی محمد پور خواهرزاده عباس لسانی فعال مشهور آذربایجانی می باشد.

حسین سببی ۲۷ ساله و از فعالین سیاسی اردبیل شب چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت حوالی ساعت ۲۲ بازداشت شده و تحت ضرب وشتم شدید ماموران قرار گرفته است. شدت شکنجه های جسمی تاحدی بوده است که آقای سببی بعد از آزادی مجبور به مراجعه به بیمارستان می شود. او بعد از ۲۴ ساعت بازداشت آزاد شده است. سببی قبلاً نیز چندین بار از جمله اعتراضات اول مهر ۱۳۸۶ (اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس)، اعتراضات روز جهانی زبان مادری (۲ اسفند) و همچنین خرداد ۱۳۸۵ بازداشت شده و به صورت موقت آزاد شده است.

سولدوز (نقده): سال گذشته در جریان سرکوب اعتراضات نقده از طرف مامورین جمهوری اسلامی ایران دهها تن کشته و زخمی شدند. امسال در آستانه سالگرد این اعتراضات بیشترین فشار و دستگیریها در شهرستان نقده صورت گرفته است. همچنین با قطع مکرر اینترنت و اس.ام.اس دستیابی به اخبار این شهر آذربایجان بسیار مشکل شده است. در طول ۱۰ روز گذشته حدود ۶۰ نفر توسط مأمورین اطلاعات بازداشت شده اند. این دستگیریها به منظور جلوگیری از مراسم سالگرد شهدای سولدوز که خرداد ۱۳۸۵ جان خود را از دست دادند صورت می گیرد. مراسم پنجشنبه ۳ خرداد ۲ روز بعد از تظاهرات اول خرداد برگزار می شود. در محله “فورود آباد” نقده ۵ مغازه سی دی فروشی به جرم فروش تکثیر سی دی های آذربایجانی پلمپ شده اند. اخبار رسیده حاکی از سفر سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی جهت سازماندهی برای سرکوب شورش احتمالی به نقده می باشد.

ائلمان (مهدی) نوری فعال ۲۱ ساله حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی عمران دانشگاه آزاد نقده که روز سه شنبه ۱۸ اردیبهشت در شهر نقده توسط مامورین اداره اطلاعات این شهردستگیر شده بود، اکنون در زندان ارومیه به سر می برد.
طبق گفته های پدر ایشان ماموران اداره اطلاعات استان آذربایجان غربی ابتدا مهدی را بازداشت و هنگامی که با اعتراض خانواده و وکیل مدافع وی مواجه گردیدند، مدعی شدند که مهدی نوری جهت اجرای حکم پرونده قبلی خود در جریان اعتراضات خرداد ماه ۸۵ آذربایجان دستگیر شده است و حکم قطعی وی در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانغربی از ۷ سال حبس تعزیری به ۲ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است و این حکم باید اجرا گردد. سپس بلافاصله وی را از اداره اطلاعات نقده به زندان مرکزی ارومیه منتقل کردند. طبق گفته فیضی وکیل مدافع مهدی نوری هیچ دادنامه ای مبنی بر ابلاغ حکم دادگاه تجدیدنظر استان در اختیار وی قرار نگرفته است وشیوه به کاررفته بر خلاف قانون و رویه دستگاه قضایی است. مهدی نوری پس از اعتراضات خرداد ۸۵ در نقده دستگیر و پس از ۸۰ روز بازداشت تؤام با شکنجه در بازداشتگاههای نقده و اورمیه و حبس در زندان تبریز روز ۱۹ شهریور با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.

سایر دستگیر شدگان در نقده:

میرعلی رضایی، فعال حرکت ملی آذربایجان، سرپرست موسسه فرهنگی “بیلیم یولو” شعبه سولدوز، فارغ التحصیل زبان و ادبیات ترکی از دانشگاه ملی نخجوان، او تاکنون چندین بار بصورت موقت بازداشت شده است. ماموران اداره اطلاعات نقده چند روز پیش در بازرسی منزل پدری وی مقادیر زیادی کتاب و نشریه، و عکسها و سی دی های خصوصی و خانوادگی وی را به همراه خود برده اند.

محمد صادق معین زاده، ۳۶ ساله، فوق لیسانس علوم تربیتی، مولف کتابهای ادبیات کودکان، معلم، متاهل

ابراهیم معینی، ۳۹ ساله، فعال سیاسی، وی قبلاً نیز بارها از جمله در مراسم اعتراض به فاجعه قتل عام ترکهای خوجالی از طرف ارمنستان و اعتراضات خرداد ماه گذشته دستگیر و ماهها در بازداشت بوده است.

فرامرز غلامزاده، ۳۰ ساله، عضو گروه رقص آذربایجانی سولدوز

بهزاد قوچایی، ۲۷ساله، وی خرداد ۱۳۸۵ نیز دستگیر شده بود و بعد از آن به طور مداوم از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.

کریم نعیمی، ۳۷ ساله ، معلم ، متاهل، وی نیز تاکنون چندین بار از سوی اداره اطلاعات نقده تحت فشار قرار گرفته است.

مصطفی قاسمی، ۵۵ ساله،بارها از طرف اداره اطلاعات نقده احضار شده است.

مهدي واحدي، ۲۶ ساله، او در دوم اسفند ۱۳۸۵ در جریان اعتراضهای روز جهانی مادری نیز جزو دستگير شدگان بود.

مهندس اسماعيل بهرامي (يانان)، ۵۵ ساله، شاعر ملي آذربايجان، از فعالان حرکت ملی آذربایجان

همچنین عيسي يگانه نویسنده و روزنامه نگار دستگیر و آزاد شده است.

اورمیه: ظرف یک هفته روز گذشته قریب به ۲۵ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان در این شهر بازداشت و به سلول های انفرادی اداره اطلاعات انتقال یافته اند. اسامی بسیاری از بازداشت شدگان مشخص نشده است. عصر روز ۲۶ اردیبهشت مأموران واحد اطلاعات و امنیت نیروی انتظامی در متطقه حسین آباد و بازارباش اورمیه به چند قهوه خانه حمله برده و بعد از تفتیش مشتریان چند نفر را که در جیب هایشان اعلامیه کشف شده بود با خود برده اند. یکشنبه ۲۳ اردیبهشت محمد حسين پورقربانی صاحب توليدی لباس آذربايجان در خيابان بعثت اورميه توسط نيروهای اطلاعات و عمليات نيروی انتظامی بازداشت شد، از محل كار اين فعال حركت ملی مقدار زيادی فراخوان های تجمع اول خرداد در اورميه كشف شده است. همچنین يكی از كارگران اين کارگاه توليدی لباس به نام خانم شفقی به جرم پخش اعلاميه بازداشت شده است. این دو نفر صبح ۲۵ اردیبهشت پس انتقال به دادگاه انقلاب اورمیه و تفهیم اتهام از سوی قاضی رجبی با قرار بازداشت موقت تحویل وزارت اطلاعات گردیده اند و هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات واقع در خیابان شهر چایی اورمیه و در سلول انفرادی به سر می برند. محمد حسين پورقربانی اول مهر سال گذشته نيز به هنگام پخش اعلاميه های حركت ملي در جریان اعتراضات اول مهر(اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس) بازداشت و بعد از ۲۰ روز حبس به قيد وثيقه آزاد و در محاكم قضايی به شش ماه حبس تعليقی محكو م شده بود.

عیوض طهامی ۳۵ ساله مدیر مؤسسه تبلیغاتی و تابلونویسی “کوراوغلو” واقع در خیابان مدنی یک اورمیه روزسه شنبه ۲۵ اردیبهشت ماه به جرم تکثیر و پخش فراخوان های تجمع اول خرداد، از سوی نیروهای اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی بازداشت شد. طهامی در بازداشتگاه اداره اطلاعات و عملیات نیروی انتظامی واقع در خیابان همافر به سر می برد و مؤسسه وی نیز از سوی مقامات قضایی پلمپ شده است.

روز ۲۶ اردیبهشت سعید نصیری (۱۷ ساله)، وحید بهادری، ایرج ملاپرس آذر (کارمند بانک ملت که در محل کار خود بازداشت شده است)، تورج ملا پرس آذر و باقر احمدیان به جرم پخش فراخوان های تجمع اول خرداد اورمیه توسط نیروی انتظامی بازداشت گردیده اند. همچنین اکبر پاشایی دانشجوی دانشجوی اورمیه توسط حراست دانشگاه احضار و مراجعه نکرده است.

زنجان: ضا عباسی عضو هیئت مؤسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان آسمک بیست و ششم اردیبهشت بعد از تحمل ۱۱ ماه حبس در زندان زنجان آزاد شد. این فعال حقق بشر آذربایجانی در ششم تیرماه ۱۳۸۵ پس از اعتراضات و تظاهرات خرداد و در آستانه مراسم قلعه بابک دستگیر و پس از چهار ماه حبس در قرنطینه زندان مرکزی زنجان به یک سال زندان تعزیری محکوم شده بود.

اهر: در آستانه اعتراضات تعداد زیادی از فعالان سیاسی از جمله فرج نوری، ابراهیم نوری(۱۵ ساله)، حمداله اوغلانلاری و رضا خضری (کتابفروش) دستگیر شده اند. همچنین بیش از ۷۰ نفر از دستگیر شدگان خرداد ماه سال قبل که با وثیقه آزاد شده اند، در انتظار دریافت احکام خود از دادگاه می باشند.

ماراغا (مراغه): با نزدیک شده اول خرداد و پخش اعلامیه در شهر مراغه نیروهای اطلاعات با فراخواندن فعالین این شهر به اداره اطلاعات آنان را تهدید نمودند که در صورت مشاهده آنان در خیابان در این روز آنان را مورد ضرب و شتم قرار خواهند داد. در این ارتباط داوود عظیم زاده- مجید پژوه فام- حامد یگانه پور- علیرضا حقی و مصطفی قلیزاده احضار و مامورین با مراجعه به مغازه پدر یاشار حکاک پور او را تهدید کردند تا از آمدن پسرش که در خدمت سربازی است بعنوان مرخصی به مراغه جلوگیری کند.

خیاو (مشکین شهر): بیت اله بازرگان فعال حرکت ملی آذربایجان یک هفته قبل توسط اطلاعات دستگیر شده است. فعالان مشکین شهر از او به عنوان دوست نزدیک جلیل عابدی که در اعتراضات خرداد ماه گذشته جان خود را ازدست داد، یاد می کنند.

قوم (قم): حمید شفاجو جوان آذربایجانی كه نوزدهم ارديبهشت ماه به دادستاني احضار شده بود پس از معرفي خود به دفتر دادستان به اتاق معاون هدايت شده و در آنجا مورد ضرب و شتم ماموران و هتاكي جعفري معاون دادستان قرار گرفته است. شفاجو تهديد شده است كه در صورت انجام هر گونه فعاليتي دستگير و در ميان منحرفين جنسي زنداني خواهد شد. جعفري ركيكترين فحشها را در مورد شفاجو به زبان آورده و در عين حال به سربازان دستور مي داده است وي را ضرب و شتم كنند. شفا جو جوان ۲۲ ساله بهمن ماه سال ۱۳۸۵ به اتهام شعارنويسي در رابطه با روز زبان مادری بر ديوار دستگير و بازداشت شده بود.

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک)

منبع :http://www.baybak.com/?p=896

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 10:38 |  لینک ثابت   • 

86/02/27

وزير کشور براي پاسخگوئي به نماينده مردمي آذربايجان در مجلس حضور نيافت٫ مجلس بايد بازخواست کند

وزير کشور براي پاسخگوئي به نماينده مردمي آذربايجان در مجلس حضور نيافت٫ مجلس بايد بازخواست کند

 

. اعلمي به سوال خود از مصطفي پورمحمدي وزير كشور اشاره كرد و گفت: بنده در خردادماه سال گذشته در مورد اتفاقات ناگوار در آذربايجان و برخورد غيرقانوني با مردم و همچنين برخورد اخير با مردم اقليد، سوالي را از وزير كشور مطرح كرده‌ام.

وي تاكيد كرد: سه روز است كه بنده به شيوه‌ها و راه‌هاي مختلف تحت فشار هستم كه سوال خود را از پورمحمدي مطرح نكنم. اعلمي ادامه داد: شب گذشته معاون وزير كشور در تماسي تلفني از بنده خواست تاريخ طرح سوال را تغيير دهم.

نماينده تبريز از باهنر (رئيس مجلس) سوال كرد: اگر با بنده موافق هستيد، بگوييد چگونه وزير كشور را بازخواست خواهيد كرد؟

نماينده تبريز در مجلس‌‏هفتم گفت: اگر قرار باشد ساز مطبوعات و مجلس را شوراي عالي امنيت ملي كوك كند، مطمئن باشيد كه به زودي شاهد استبدا و خفقان در كشورخواهيم شد.

اعلمي در تذكري با استناد به اصل ۸۸ قانون اساسي و ماده ۱۹۴ آيين‌نامه داخلي مجلس گفت: وزير مورد سوال نمايندگان مجلس مكلف است حداكثر ظرف ۱۰ روز از تاريخ ابلاغ سوال در مجلس حضور يابد و پاسخ دهد.

وي افزود: اگر چنين كاري را وزير انجام ندهد، از طرف رييس مجلس بازخواست مي‌شود، مگر آنكه وزير رسما و با عذر موجه تقاضاي تاخير حداكثر مدت يك ماه را كرده باشد.

اعلمي ادامه داد: قبول اين تقاضا هم مشروط به راي مثبت مجلس است.

اين نماينده مجلس‌‏هفتم، با بيان اينكه هر نماينده مجلس در برابر تمام ملت مسؤول است، اظهار داشت: نمايندگان مجلس حق دارند در تمامي مسايل داخلي و خارجي كشور اظهارنظر كنند.

اعلمي به سوال خود از مصطفي پورمحمدي وزير كشور اشاره كرد و گفت: بنده در خردادماه سال گذشته در مورد اتفاقات ناگوار در آذربايجان و برخورد غيرقانوني با مردم و همچنين برخورد اخير با مردم اقليد، سوالي را از وزير كشور مطرح كرده‌ام.

وي يادآور شد: پاسخ پورمحمدي در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي قانع‌كننده نبوده است كه مقرر شد اين سوال در صحن علني مطرح شود.

نماينده تبريز در مجلس‌‏هفتم، با بيان اينكه يك سال در نوبت طرح سوال هستم، اظهار داشت: در دستور هفتگي اين سوال بنده از وزير كشور چاپ شده بود. امروز هم توسط منشي‌ هيات‌‏رييسه اين سوال اعلام وصول شد.

وي تاكيد كرد: سه روز است كه بنده به شيوه‌ها و راه‌هاي مختلف تحت فشار هستم كه سوال خود را از پورمحمدي مطرح نكنم. اعلمي ادامه داد: شب گذشته معاون وزير كشور در تماسي تلفني از بنده خواست تاريخ طرح سوال را تغيير دهم.

اعلمي خطاب به محمدرضا باهنر كه رياست جلسه B62 علني را برعهده داشت، گفت: با توجه به يادداشتي كه به بنده داده‌ايد، اعلام كرديد اخطار بنده را وارد مي‌‏دانيد.

وي تصريح كرد: اگر تذكر بنده وارد است، به جز مجلس در كجا بايد اين حوادث رسيدگي شود. آيا شوراي عالي امنيت ملي و وزير كشور مي‌توانند خودسرانه به نماينده مجلس اعلام كنند كه امروز در مجلس براي پاسخگويي به سوال حاضر نمي‌شوم.

نماينده تبريز از باهنر (رئيس مجلس) سوال كرد: اگر با بنده موافق هستيد، بگوييد چگونه وزير كشور را بازخواست خواهيد كرد؟

اعلمي يادآور شد: بازخواست بايد رسما از طريق تريبون مجلس اعلام شود.

باهنر در پاسخ به اين تذكر اعلمي گفت: اين اخطار وارد است.

وي افزود:‌ در مورد تاخير درخصوص حضور وزيران در مجلس در موعد مقرر ۱۰ روزه بارها صحبت شده است. وزير موظف است طي ۱۰ روز در مجلس براي پاسخ به سوال نماينده حضور يابد.

نايب رييس اول مجلس ادامه داد: ما از نظر قانون اساسي و آيين‌نامه‌اي موظف هستيم اما به ‌دليل وجود تعداد زياد سوالات نمايندگان، نمي‌توان نوبت ۱۰ روزه را به وزيران داد.

باهنر تصريح كرد: اما هنگامي‌كه تاريخ پاسخ براي وزير تعيين مي‌شود و وزير نيز مي‌پذيرد، طبيعي است كه وزير بايد در مجلس حضور يابد. وي يادآور شد: اگر وزير مي‌خواهد حضور خود را در مجلس به تاخير يك ماهه بياندازد، بايد به تصويب مجلس برسد.

نايب رييس اول مجلس درعين حال به وقوع برخي اتفاقات غيرمترقبه براي وزيران اشاره كرد و گفت: در برخي مواقع ممكن است سفر و يا يك ديدار ضروري بين‌المللي باشد. طي درخواستي مي‌توانند از مجلس نسبت به تاخير انداختن سوال طي ۳ روز شوند كه اين با توافق با مجلس انجام مي‌شود.

نايب رييس مجلس افزود: از وزير كشور در مورد علت عدم حضور در نشست علني امروز مجلس سوال خواهد شد.

وي در مورد اعلام رسمي بازخواست از وزيران نيز گفت: در آيين‌نامه داخلي چنين موردي اشاره نش 75E ده است. سوال اعلمي از وزير كشور در اولين فرصت مطرح مي‌شود.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 13:7 |  لینک ثابت   • 

86/02/27

اکبر اعلمي: براي رئيس‌‏جمهور كلاس بگذاريم

اکبر اعلمي: براي رئيس‌‏جمهور كلاس بگذاريم

 

وي خطاب به حدادعادل ادامه داد: اخيرا جنابعالي ضمن تاكيد بر لزوم ارايه گزارش نظارت و ارزيابي پيشرفت برنامه توسط رئيس‌‏جمهور براي حضور ايشان يك ضرب‌‏الاجلي را تعيين كرده‌‏ايد ولي با وجود اينكه در حال حاضر نزديك به ۲ هفته از اين ضرب‌‏الاجل گذشته است، متاسفانه هنوز رئيس‌‏جمهور به آن تذكر و تاكيد شما وقعي ننموده است.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ادامه داد: متاسفانه ما در موارد ديگر هم شاهد اين هستيم كه از سوي رئيس‌‏جمهور و برخي از اعضاي دولت نسبت به قوانين مصوب مجلس بعضا بي‌‏اعتنايي مي‌‏شود.


نماينده تبريز در مجلس‌‏هفتم گفت: پيشنهاد مي‌‏كنم براي حفظ شأن و اقتدار مجلس يك كلاس توجيهي براي آقاي رئيس‌‏جمهور در مجلس بگذاريم تا از اين پس نسبت به رعايت قوانين خود را ملزم بدانند.

به گزارش ايلنا، اكبر اعلمي در تذكر آيين‌نامه‌‏اي خود در جلسه علني امروز مجلس با ا B34 ستناد به بند ۱۱ ماده ۲۳ آيين نامه گفت: بعد از قانون اساسي برنامه ۵ ساله يكي از مهم‌‏ترين قوانيني است كه توسط مجلس به تصويب مي‌‏رسد و طبعا بي‌‏توجهي به مواد اين قانون به منزله بي‌‏توجهي مجلس و دولتي است كه اين قانون را تنظيم و تصويب كرده است.

وي افزود: براساس ماده ۱۵۷ برنامه مقرر شده به منظور حسن اجراي برنامه چهارم، رئيس‌‏جمهور گزارش نظارت و ارزيابي پيشرفت هر سال برنامه را حداكثر تا پايان آذرماه سال بعد به مجلس ارايه كند.

اعلمي اضانه كرد: عرف هم اين بوده است كه در دوره‌‏هاي قبل رئيس‌‏جمهور اين گزارش را تهيه مي‌‏كرد و با حضور در مجلس آن را تقديم هيات‌‏رئيسه كرده و توضيحاتي نيز به مجلس ارايه مي‌‏كرد.

وي خطاب به حدادعادل ادامه داد: اخيرا جنابعالي ضمن تاكيد بر لزوم ارايه گزارش نظارت و ارزيابي پيشرفت برنامه توسط رئيس‌‏جمهور براي حضور ايشان يك ضرب‌‏الاجلي را تعيين كرده‌‏ايد ولي با وجود اينكه در حال حاضر نزديك به ۲ هفته از اين ضرب‌‏الاجل گذشته است، متاسفانه هنوز رئيس‌‏جمهور به آن تذكر و تاكيد شما وقعي ننموده است.

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي ادامه داد: متاسفانه ما در موارد ديگر هم شاهد اين هستيم كه از سوي رئيس‌‏جمهور و برخي از اعضاي دولت نسبت به قوانين مصوب مجلس بعضا بي‌‏اعتنايي مي‌‏شود.

وي ادامه داد: بنابراين پيشنهاد بنده اين است كه براي حفظ شأن و اقتدار مجلس يك كلاس توجيهي براي آقاي رئيس‌‏جمهور در مجلس بگذاريم كه از اين پس نسبت به رعايت قوانين خود را ملزم بدانند.
در اين هنگام شماري از نمايندگان با فرياد عدد دو مخالفت و اعتراض خود را نسبت به سخنان اعلمي اعلام داشتند.

حدادعادل در پاسخ به اين تذكر گفت: رئيس‌‏جمهور به زودي در مجلس حاضر مي‌‏شوند و گزارش عملكرد برنامه چهارم را خواهند داد.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 13:5 |  لینک ثابت   • 

86/02/23

عصیان گرگهای خاکستری برای آزادی

عصیان گرگهای خاکستری برای آزادی

 

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:30 |  لینک ثابت   • 

86/02/17

آذربایجان تورک میللتی! تبریزین ایگید اوغلانلاری، قیزلاری! آقالار، خانیم­لار! (بیلدیریش)

آذربایجان تورک میللتی! تبریزین ایگید اوغلانلاری، قیزلاری! آقالار، خانیم­لار! (بیلدیریش)
 
 
 
 
آذربایجان تورک میللتی! تبریزین ایگید اوغلانلاری، قیزلاری! آقالار، خانیم­لار!
( فارس دیلینده یازدیغیمیز اوچون بیزی باغیشلایین)
اینجا تبريز است؛ شهر کهنسالی لمیده در سایه کوه سهند و البته خسته! خسته از نامردی روزگار. خسته و درمانده در زیر چکمه­های سیاه مأموران رژیم منحسوس فارس. رژیمی که مالیات­های سنگین بر تاجرانش می­بندد، پسرانش را در بیکاری به اعتیاد می­کشاند، دخترانش را در هلاکت عصمت قرار می­دهد، کودکان معصومش را به قتلگاه زبان مادریشان می­کشاند، خاک زرخیزش را تاراج و معادنش را غارت می­کند، کارخانه­هایش را به یغما می­برد، روزنامه­ نگاران و روشنفکرانش را محبوس و زندان­هایش را از انبوه خلق مقروض و مظلوم و مغبون پر می­سازد، زبان مادریش را ممنوع و مراجع دینی­اش را محجور می­سازد، معلمانش را بی­حرمت، کارگرانش را بی­مزد و مواجیب، فرش­ بافانش را ورشکست، نیروی انتظامیش را بی­مقام و منزلت، خیابان­ها و جادده­هایش را قتلگاه مسافران و رانندگان، کشاورزانش را نشاننده بر خاک سیاه و در یک کلام آبادیش را به ویرانه و بهشتش را به جهنم تبدیل می­کند. شاعر بزرگ آذربایجان، حضرت شهريار چه خوش به این نکته اشاره می­کند:
بهشتیمیز جهنم اولماقدادیر / ذیحجّه­میز محرم اولماقدادیر
آری، اینجا تبريز است! شهری بدون کارخانه مادر، بدون امکانات مناسب بهداشتی و بیمارستانی، بدون امکانات تفریحی و رفاهی، بدون گردشگاه های مناسب و ... و شهری در عزا و ماتم. شهری که روی شادی نمی­بیند و مردمش نالان از گرانی و بیکاری. مسئولانش چون چپاولگرانی هستند که برای چپاول این ملت کیسه­ها دوخته­اند. اعتماد و محبت واژگانی هستند که این رژیم ستمگر آنها را از ملت گرفته و با جیره­خوران فارس زده خود جو پلیسی و امنیتی را حتی تا خانه­های مردم کشانده است:
محبتی ائلیمیزدن آلیب­لار / نه خوش بیزی یامان درده سالیبلار (شهريار)
و تبريز با همه زیبایی­هایش، با "امره قيز"ش، "قيرخ متير"ش، با "سرچشمه­اش"اش، با "عباس آباد"ش و با تک تک محله­های کوچک و بزرگش و روستاهای لمیده در دامنه­های کوههای سرسبزش و با آب و هوای استثنائی­اش در حال ویران شدن است. هر آنچه از خاک زرخیزش بدست می­آید برای آبادی مناطق فارس­نشین و کویری اصفهان و یزد و کرمان و کاشان و ... بخشیده می­شود. باسوادانش در پی لقمه­ای نان قصد دیار غربت کرده­اند و مسئولان بی­لیاقتی را همه کاره این ملت نموده­اند. خدا و پیغمبر و امامان این ملت را نیز به ملعبه کشیده­اند و بازیچه سیاست­های کثیف فارسی خود نموده­اند: مساجدش را به خلوتگاه آمال کثیفشان تبدیل نموده­اند و منابرش را بلندگوی تهمت و افترا به ملتی نموده­اند که جز ایمان به ذات اقدس الهی نمی­داند. این رژیم منحوس فارس روزی این ملت را "ترک خر" و روز دیگر "سوسک" می­نامد! حدیثهای جعلی نژادپرستانه و برتری طلبانه بر پشت اسکناس­های 5000 تومانی خود می­نویسند و کلمات نژادپرستانه فارس و پارس و پارسیان را نقش هر کوی و برزن.
و ما ساکت نخواهیم نشست! چرا که  سکوت هر آزاد مرد و شیر زن آذربایجانی خیانت به گذشته و آینده این ملت است. ملتی که خداوند او را مأمور برقراری عدالت در جهان نموده است و او را اسوه آزادگی، غیرت، شرف و انسانیت قرار داده است و در یک کلام: شمشیر عدالت گستر اسلام ماییم!
از اول خرداد سال 1385 و قیام پرشکوه ملت آذربایجان بر علیه شووینیزم و فاشیزم فارس یکسال می­گذرد. سالی که ملت آذربایجان بارها و بارها شاهد تحقیرها و توهین­های مداوم از رادیو، تلویزیون و روزنامه­های این رژیم منحوس بود و می­باشد. سالی که جوانان این مرز و بوم را به دلایل واهی راهی زندان­های ستمفارسی خود کردند و بر شیپور فارس-فارس-فارس خود بارها دمیدند. در سالگرد اول خرداد همه با هم بار دیگر حماسه­ای دیگر خواهیم آفرید. بگذار دشمنان این ملت بدانند که بابک­ها، ستارخان­ها، خیابانی­ها، پیشه­وری­ها، شریعتمداری­ها، کسایی­ها، باکری­ها، و ... هنوز زنده­اند و تا خون در رگ دارند اسیر ذلت و خواری نخواهند شد. اول خرداد 1386 در مقابل بازار شهرمان تجمع خواهیم کرد و روز جمعه، چهارم خرداد 1386 به زیارت حضرت معصومه در قم خواهیم رفت و شکایت ظلم این رژیم فارسگرا را محضر خواهر گرامی حضرت امام رضا (ع) خواهیم برد. بیایید ابوالفضل گونه  زبانمان را، دینمان را، و هویتمان را یاری کنیم و پرچم­های سرخ حق­خواهی حسین (ع) را برافشانیم:
یا حضرت معصومه، گلمیشیک قوما زییارته / دیلیمیزی دینیمیزی آلانلاردان شیکایته
یوردوموزون تورپاغینین تالاندیغین حیکایته / خبر وئرک قاراباغدا ائرمنی لر تورددییی جینایته
آت بئلینده ایسلام یایان تورک اوغلو تورک بیز اولموشوق / محمده، فاطیمیه، علییّه قوربان اولموشوق
موسلمانلار سایی­سیندا هاممیدان چوخ بیز اولموشوق / مچیدلرین گونبزینده آی اولدوزلار بیز قویموشوق
جددین حوسئینین حرمین کربلادا بیز تیکمیشیک / قارداشیوین زریحینه قیزیل نیگاره وئرمیشیک
ایندی گوناهیمیز ندیر والله داها بیز بئزمیشیک / دیلیمیزده دانیشماغا سنه توسل ائتمیشیک
رسميت يافتن زبان تورکی آذربايجانی == رسميت يافتن هويت ملت تورک آذربايجان
رسميت يافتن هويت ملت تورک آذربايجان == رسميت يافتن خواسته­های ملت تورک آذربايجان
تبريز آذربايجان ميللی حرکتی ( حرکت ملی آذربايجان – تبریز)

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:31 |  لینک ثابت   • 

86/02/15

سوز سوز اکیز

 

 

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 15:21 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر