تبليغاتX
صدای آذربایجان=آذربایجانین سسی

87/06/02

زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی

زندگی نامه مختصر آیت العظمی میرزا جواد تبریزی

 

آيت الله تبريزي(ره) سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود، تحصيلات علوم جديد خود را در زادگاه خود به پايان رساند، در نجف نيز يكى از شاگردان برجسته آيت الله خوئى (ره) به حساب مي آمد و …

 

آيت الله ميرزاجواد تبريزي سال ۱۳۰۵ شمسى در تبريز و در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود. تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به پايان رساند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى كه هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مي كردند و اعتقاد داشتند كه ايشان از نظر درك مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مى دادند.

اما ايشان به خاطر علاقه زياد به مكتب غنى اهل بيت (ع) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود و پس از سپرى نمودن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و على رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال ۱۳۲۳ در سن ۱۸ سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.

آيت الله تبريزى در سال ۱۳۲۷ شمسى شهر تبريز را ترك كرد و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شكوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى همچون مرحوم آيت الله سيد محمّد حجت و مرحوم آيت الله بروجردى (ره) شدند و همزمان با آن مشغول تدريس كتب سطح نيز شدند. اين افاده و استفاده ۵ سال يعنى تا سال ۱۳۳۲ شمسى طول كشيد. در طول اين مدت، ۴ سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى استفاده كامل نمودند و در نزد مرحوم آيت الله بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود كه استادشان مرحوم بروجردى (ره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه، انتخاب نمودند.

ايشان در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند كه طلاب و فضلاء بسيارى از محضر درسشان فيض مى بردند.

آيت الله تبريزي (ره) علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (ع) داشت. يكى از آرزوهاى ايشان، اين بود كه به نجف اشرف عزيمت كند امّا به خاطر فقدان امكانات و وجود مشكلات، آرزويى دور مى نمود ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود كه از هر فرصتى براى اين كار استفاده مى كرد. ايشان روزى در محضر علماء و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند كه بحثى علمى پيش مى آيد و تنها كسى كه به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند كه باعث خوشحالى جمع مى شود و از ذكاوت و هوش ايشان متعجب مى گردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپكچى) كه فردى متدين و علاقه مند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مى خواهد كه قدرى صبر كند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت مى پردازد و از ايشان مى خواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مى دهند: كه ”من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امكانات نمي توانم”. آن شخص، امكانات و خرج سفر ايشان را فراهم مىكند و آيت الله تبريزى (ره) بعد از گذشت ۵ سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال ۱۳۳۲ شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت كرد و تا سال ها نيز بدون اينكه از شهريه و وجوهات استفاده كنند با امكانات همان شخص، در نجف به درس و بحث پرداخت.

ايشان در نجف اشرف در محضر درس اساتيد برجسته و عالي مقام آن زمان حاضر شده و به خوشه چينى پرداخت. اما عمدتاً از افاضات مرحوم آيت الله حاج سيد عبدالهادى شيرازى (ره) و مرحوم آيت الله خوئى (ره) استفاده كرد و در بدو ورود به درس ايشان، توجه استاد را به خود جلب كرد به طورى كه به شوراى استفتاء معظم له دعوت شد. در آن روزگار، حوزه هاى درس نجف اشرف در اوج شكوفائى و شور و نشاط بود. لذا ايشان با تمام توان و تلاش خود در محضر اساتيد حاضر شدند و از موقعيتى كه فراهم آمده بود كمال استفاده را نمود تا به مدارج عالى علم و مقام بلند اجتهاد نائل آمد.

آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره) در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه كرد و مشغول تدريس مكاسب و كفايه در مسجد خضراء و عمران شد و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده شد تا جايى كه عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشكيل گرديد و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (ع) بهره مند گردانيد.

هنگامى كه آيت الله تبريزي (ره) به نجف مشرف شد، در حجره آيت الله شهيد ميرزا على غروى (ره) در مدرسه خليلى مهمان شد سپس حجره اى در مدرسه قوام نزديك مسجد طوسى در اختيار ايشان قرار دادند. از همان ابتداى امر، آيت الله تبريزي در درس امام خوئى (ره) شركت مى كردند و درس اصول بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد خضراء بود كه در آن زمان بحث در خصوص (هل يجب الفحص في الشبهات الموضوعية أم لا) بوده و ايشان بعد از اشكال در قسمتى از درس، بحثى با استاد خود سيد الخوئى (ره) مى كند و فرداى آن روز سيد الخوئى از يكى از نزديكان درسشان به نام آقاى توحيدى تبريزى سؤال مى كند اين آقا كيست؟ گفته بود اهل تبريز است و از قم آمده! سيد الخوئى (ره) گفت: اين شخص آينده درخشانى دارد! و همزمان با وفات سيد الحكيم به تدريس خارج فقه بر طبق مكاسب و همچنين اصول از اول دوره مى پردازند و بعد از اطلاع سيد الخوئى از شروع درس خارج ايشان به ايشان تبريك مى گويد و مرحوم آقاى مشكينى هنگامى كه در نجف بودند از سيد الخوئى در خصوص آيت الله تبريزي (ره) سؤال كردند كه سيد الخوئى در جواب مى گويد: ميرزا جواد فاضل و مجتهد مطلق است.

آيت الله تبريزى (ره) را مى توان يكى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله خوئى (ره) به حساب آورد كه هميشه مورد عنايت و توجه خاص استادش بود و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادش نيز شركت مى نمود و در بحث ها و درس ها با طرح اشكالات و مطرح كردن فروعات، بر بار علمى محفل مى افزود. ايشان طرف مشورت آيت الله خوئى (ره) بود و از اصحاب استفتاء به شمار مى رفت و در سفرهايى مثل كوفه و كربلا، نيز ملازم استادش بود. اين مرجع والا، علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احكام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبود و در ايام تبليغى و فرصت هاى مناسب به نقاط مورد احتياج تشريف مى برد و به تبليغ احكام الله مى پرداخت و از آنجا كه گفتارش با عمل آميخته بوده است اين تلاش ها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است كه مى توان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و مى توان ادعا كرد كه ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از كركوك عراق بود به طورى كه اكثر مردم آن مناطق به واسطه آشنايى با ايشان به مكتب غنى اهل بيت (ع) روى آوردند.

حضرت آيت الله شيخ ميرزاجواد تبريزى پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال و جدّى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال ۱۳۵۵ شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (ع) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران فرستاده شد.

پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليت هاى خود را از سر گرفت و تا پيش از ارتحال ملكوتي، همچنان از تمامى وقت خود در مسير تحقيق و تأليف و بحث و تدريس و تربيت شاگردان استفاده مى نمود. وي در طول ساليان دراز تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يكى از شلوغ ترين حوزه هاى درسى بوده است و تا برگزاري آخرين كلاس هاي درسي شان نيز درس خارج فقه ايشان كه صبح ها در مسجد اعظم قم برگزار مى گردد، يكى از پر رونق ترين درس هاى حوزه بود. ايشان در بيان مطالب بسيار دقيق و نكته پردازند و به خاطر آنكه واقعاً درسى مجتهد پرور است فضلايى قوى را به خود جلب كرده است.

به اعتراف همگان، حضرت آيت الله تبريزي (ره) داراى روحيات و نكاتى بود درس آموز و جالب كه هر طالبى را به خود جلب مى كرد و محبتش را در دل او مى افكند. گرچه بايد گفت نمى توان تمام ويژگي ها را بيان كرد، چرا كه بسيارى از آنها از امور باطنى و قلبى است و از ديد ما پنهان، اما تواضع و فروتنى شديد، بى توجهى به ظواهر دنيوى، خضوع و خشوع در عبادت، علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس، نظم از ويژگي هاي بارز ايشان بود.

آيت الله ميرزاجواد تبريزي (ره)، مرجع عالي قدر شيعه تأليفات بسيارى داشت كه بعضى از آنها چاپ و برخى نيز هنوز به زيور طبع آراسته نشده است، از جمله تأليفات ايشان: ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مكاسب محرمه شيخ اعظم انصارى ”ره”، اسس القضاء والشهادات، طبقات الرجال كه بحث وسيع رجالى است، تكمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن، رساله ى توضيح المسائل، مسائل منتخبه، مناسك حج، حاشيه عروة الوثقى، حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى ”ره”، حدود، فى علم الاصول، فى علم الفقه، شرح كفايه الاصول، صراط النجاة در ۶ جلد، قصاص، التهذيب در احكام حج، الأنوار الالهية في المسائل العقائدية، رساله احكام بانوان، رساله احكام نوجوانان و جوانان، استفتائات جديد و چندين جزوه در موضوعات گوناگون است.

شايان ذكر است آيت الله ميرزاجواد تبريزي از مراجع بزرگ تقليد كشور كه به علت بيماري مدتي در بيمارستان كسري تهران بستري شده بود، در آخرين دقايق دوشنبه ۲۹ آبان ماه پس از طي يك دوره بيماري به جوار رحمت الهي پيوست. پيكر اين مرجع فقيد صبح روز چهارشنبه ۱ آذرماه پس از یک تشییع بی‌نظیر و تاریخی در قم از بيت آن مرحوم به سمت مسجد امام حسن عسگري (ع) و حرم مطهر حضرت معصومه (س)، در جوار بارگاه ملكوتي كريمه اهل بيت (س) به خاك سپرده مي شود.

منبع:http://www.hbayat.azerblog.com/1385_09_14_Say=30.ay

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 17:17 |  لینک ثابت   • 

87/01/18

نصرت کسمنلی

نصرت کسمنلی60 ایل بوندان اؤنجه ، باشقا سؤزله دئسک ایکینجی دونیا ساواشینین سون

آنلاریندا1946_نجی ایل ، دکابر آیی نین 29_اینداآذربایجان جمهوریتی نین گؤزه ل

گوشه لریندن بیری اؤلان (قازاق)بولکه سینده دونیایا گؤز آچیب ، بعضی قایناقلاردا اونون

دوغوم تاریخینی 1945_نجی ایله باغلاییرلار.

نصرت کسمنلی سای سیز _حساب سیز اثرلرین مؤلیفی دیر. نصرت 20 جیلده یاخین کیتاب

یازمیش ، 20 دن چؤخ سندلی و بیر نئچه بدیعی فیلیمین مؤلیفی دیر.

                                   قورد اؤغلو قورد

بیر قورد اؤغلو قوردام من

قوردلارلا هنک اؤلماز

اؤووما دوز گئدیم،

قوردلاردا کلک اؤلماز.

گؤیه اوز توتوب اولار،

داغی لرزه یه سالار.

قورد بالاسی قورد اؤلار،

قوردلاردان کؤپک اؤلماز.

قورد اینصافدان اوزاقدی،

هئچ کیم دئمز یازیق دی.

تک قالسا یالقوزاقدی،

کیمسه دن کؤمک اؤمماز.

دؤیوشو قورد دؤیوشو،

قانلی دی هر گلیشی.

گول – چیچکلنه ایشی،

قوردان کپنک اؤلماز...

بیر قورد اؤغلو قوردام من ،

قوردلارا هنک اؤلماز.

اؤووما دوز گئدیرم

قوردلاردا کلک اؤلماز!

                                                                     نصرت کسمنلی

نوشته شده توسط احد(اوغلو) در 14:22 |  لینک ثابت   • 

86/03/07

خلق شاعیری « بولود قاراچورلو٫ سهند»

خلق شاعیری « بولود قاراچورلو٫ سهند» و اونون یارادیجیلیغی (۱۳۵۸-۱۳۰۵) - واحید قاراباغلي

بای بک | يئلگؤن, ۲۲-ي گؤلن , ۱۱۰۰۷ اینجی ایل, چولا ۱۷:۴۸ | شعر, مقاله, تورکجه

. بولود قاراچورلو سهند رضا خان استبدادی نین ان قورخونج ایللرینده دوغولوب, بویا باشا چاتدی. او درس اوخوماق اوچون گئتدیگی مدرسه ده اوز آنا دیللینده اوخویوب – یازماق و حتی دانیشماغا حقلی اولماسا بئله, یارادیجیلیغا باشلادیغی گوندن شعر و منظومه سی نین اساس حیصه سینی آنا دیلینده یازماغا باشلادی و عومرونون سونونا قدر ده بو دوزولمز شرایطه باخمایاراق اوز وارلیغی, دیلی, تاریخی, مدنیتی یولوندا یورولمادان و یئنیلمه دن جار چکیب قلم چالدی. آذربایجان ملی حکومت چاغلاری سهند یاخشی نفس چکیردی بو دوورده او بعضی ادبی ییغینجاقلاردا ایشتیراک ائتمک له ادبیات لا داها آرتیق تانیش اولموش و شاعیرلر مجلیسینده دویغولو شعرلر اوخویاردی, شاعرین ایلک شعر نمونه لری ۱۹۴۵-ده تبریز ده بوراخیلان شاعیرلر مجلیسی انتولوژیسینده بوراخیلدی.

معاصر آذربایجان ادبیاتینین گورکملی شاعیری بولود قاراچورلو سهند ۱۳۰۵ اینجی ایلده مراغه شهرینده بیر ایشچی عایله سینده دوغولموشدور.
شاعیریمیز سهند اولکه میزده اوز وئرمیش بویوک تاریخی حادیثه لرین شاهیدی و میللی حرکاتین ایشتراکچی سی اولموشدور.

 بولود قاراچورلو٫ سهند

بولود قاراچورلو سهند رضا خان استبدادی نین ان قورخونج ایللرینده دوغولوب, بویا باشا چاتدی. او درس اوخوماق اوچون گئتدیگی مدرسه ده اوز آنا دیللینده اوخویوب – یازماق و حتی دانیشماغا حقلی اولماسا بئله, یارادیجیلیغا باشلادیغی گوندن شعر و منظومه سی نین اساس حیصه سینی آنا دیلینده یازماغا باشلادی و عومرونون سونونا قدر ده بو دوزولمز شرایطه باخمایاراق اوز وارلیغی, دیلی, تاریخی, مدنیتی یولوندا یورولمادان و یئنیلمه دن جار چکیب قلم چالدی. آذربایجان ملی حکومت چاغلاری سهند یاخشی نفس چکیردی بو دوورده او بعضی ادبی ییغینجاقلاردا ایشتیراک ائتمک له ادبیات لا داها آرتیق تانیش اولموش و شاعیرلر مجلیسینده دویغولو شعرلر اوخویاردی, شاعرین ایلک شعر نمونه لری ۱۹۴۵-ده تبریز ده بوراخیلان شاعیرلر مجلیسی انتولوژیسینده بوراخیلدی.بای.

بو شعر لرده سسله نن :

تاریخلر بویونجا ای بویوک وطن

یاغیا, دوشمنه اییلمه دن سن

بو گون طبیعت دن ایلهام آلدیم من

کئچدی سحر وقتی بو سوز اوره ک دن

اینسانا روح وئره ن دیلینه آلقیش

او ایللرده , گونئی آذربایجاندا قورولان ملی دموکراتیک ایستکلرینی عمله کئچیرمگه موفق اولدو, بیر ایلدن اوزون چکمه ین بو حکومت رضا خان ایستیبدادینین قوربانی اولدو, لاکین قانا بویانمیش آذربایجاندا کوزه رن اوجاق سونمه دی, شاعیر چوخلو آذربایجان یازیچی لاری کیمی شاه ایستیبداد رژیمینین طرفینده ن حبسه آلینیب, سونرا سورگون ائدیلدی. شاعیریمیز چوخلو شکنجه لره معروض قالدی آمما آنا دیلینه, آنا یوردونا و دوغما ائللرینه وفالی قالاراق, ائللر ایچینده محبت , سئوگی, ایگیدلیک و انسانیت دن نغمه لر قوشوب دستانلار یاراتدی. سهند ۱۹۵۱ ایللرینده دوستاقدا ایکی بویوک منظومه, بیریس « آراز» و او بیریسی « خاطیره» نی یازدی. بو منظومه لرده بویوک بیر خلقین باشینا گلن تاریخی فاجیعه لرده ن سوز اچیر.
شاعیر آراز منظومه سینی بو سوز ایله باشلیر :

من آراز آدیلان

چوخ زاماندیر تانیشام

ان کیچیک یاشلاریمدان

اونو روانلامیشام

قوجا بابام نه واخت کن

بوغازیم آغرییاردی

آراز کئچمیشه م دئیه

بوغازیمی سیخاردی

سوروشاردیم : آی بابا

آراز نه دیر کئچمیسه ن ؟

سویوندان ایچمیسه ن؟

سئوالیمدان بابامین

یاشالاردی گوزلری

اوزونون چیینلرینده

گیزله نردی کدری

اوزومه مایوس, مایوس

باخیب دئمزدی بیر سوز

گورردیم آنجاق اولوب

اونون توکلری بیز- بیز

سونرادا قارداشیمین

آدین قویدولار آراز,

لاکین, اوندا دا منه

آیدینلاشمادی بو راز

آمما اراز بئشیکده

یاتیب ییرغانان زامان

بو سوزلری دینلردیم

آنامین لایلاسیندان:

آرازی آییردلار,

قوم ایلن دویوردولار,

من سندن آیریلمازدیم,

ضولم نن آییردیلار.

شاعر سهند « خاطره» منظومه سینده ایسه ظلم ادونا یانمیش یوردو بئله تصویر ائدیر :

گزیرم چوللری کورا یوللاری,

کولک پیچیلدادیر قورو کوللاری

قاریشما چیخیر بیر سورو داوار

بوتونسورو گوله میر, کئچی-قویونلار

بیر – بیرینه کئچمیش قابیرغالاری

دوز تک یالاییر بوش قاب لاری

اون ایکی یاشیندا کیچیک بیر چوبان

چیگنینده آسیلی بوش داغارجیقدان

ساکیت دایانمیشدیر, نه سمیر نه سس

گاهدان بیر چکیردی دریندن نفس

اوزونده غصه دن گیزلی بیر ایز وار

اینتیظار گوزلری یولدا قالمیشدیر

بیلمم توتگینی هارایا سالمیشدیر

گورونور چوخداندیر نغمه چالماییر

داغلارا, داشلارا هرای سالماییر

اونون دا روحونو اولدورمیش ستم

اونون دا قلب ائوین ظلم الی ییخمیش

بوتون نغمه لری یادیندان چیخمیش

سهند تهراندا سورگون اولان زامان لاردا دا ادبی ییغینجاقلاردا گئنیش شکیلده ایشتیراک ائتمک له بیر چوخ شاعیر و یازیچی لاریلان داها آرتیق یاخیندان تانیش اولور. سهندین تانیش اولدوغو کیمسه لردن کی قاباقجادا اونلا آز – چوخ تانیش ایدی اوستاد محمد علی فرزانه ایدی, سهندین اوستاد فرزانه ایله تانیش اولماسی سهندین یاشاییشیندا بیر دونوک نقطه حسابا گله بیلر, نییه کی اوستادین تاپشیریقلاری و گوستریشلری نتیجه سینده سهند « سازیمیمن سوزو» کیمی شاه اثری یاراتدی.بک.

بو بیرینجی درجه لی شاعیر هله ایراندا تورکلرین آنا کیتابی ساییلان « ده ده قورقود» چاپ اولمامیشدان اونجه, اونون بیر سیرا بویلارین نظمه چکمیش و دئمک منظوم «ده ده قورقود» یارادا بیلمیشدی.

سهندین بو شاه اثرله ماراقلانماسی و تانیشلیغی بو مسئله نی ثبوتا یئتیریرکی شاعیر کولتورونه و مدنیتینه آرتیق اوستونلوک وئریردی و بونا اساس دا شاعیرین اثری خلق طرفیندن ماراقلانیب و نئچه دفعه لرله چاپ اولوندو.بای.

سهند بیر آزادلیق سئون شاعیر ایدیکی اینسانچیلیق, قارداشلیق و میللتچیلیک شعرلرینده اوز یئرین توتا بیلمیشدی. او شعرینین بیرینده بئله دئییر : اییه ر من تورک لردن دفاع ائدیرم سه بو او دئمک دئییل کی اونلاری اوستون بیر عرق (نژاد) بیلیرم بلکه اونلارین اینسانی حقوقلارینی طلب ائدیرم. سهند ائله او شعرینده بونا گوراکی آذربایجان میللتینه ظلوم اولونیر , اعتراضینی بئله دئییر :

من دئمیرم, اوستون نژاد دانام من,

دئمیرم, ائللریم ائللردن باشدیر,

منیم مسلکیمده, منیم یولومدا

میللت لر هامیسی دوست دور, قارداشدیر

چاپماق ایسته میرم من هئچ میللتین

نه دیلین, نه یئرین نه ده امگین

تحقیر ائتمه ییرم هده له مییرم

کئچمیشین, ایندیسین یا گله جگین

من آییرماییرام, آیری سالماییرام

قارداشی – قارداشدان, آروادی- اردن

آنانی- بالادان, اتی- دیرناقدان

اورکدن, قانادی- پردی

پوزماق ایسته میرم بیرلیکلری

اینسانلیق بیرلیگی ایده آلیم دیر

قارداشلیق, یولداشلیق, ابدی باریش

دونیادا ان بویوک ارزولاریمدیر

آنجاق بیر سوزوم وار: من ده اینسانام

دیلیم وار-خلقیم وار, یوردوم-یووام وار

یئردن چیخمامیشام گوبه لک کیمی

آدامام, حقیم وار, ائلیم – اوبام وار

قول یارانمامیشام یاراناندا من

هئچ کسه اولمارام, نه قول نه اسیر

قورتولوش عصریدیر اینسانا بو عصر
اسیر اولانلاردا بوخوون کسیر.

سهند ۱۳۴۶ اینجی ایلده شاعیر شهریارا مکتوبلار یازدی. بو مکتوب دا شاعیر ائلین دردلرینی سویله مکدن سونرا شهریاردان ایسته ییر بو یارالارا مرهم قویسون. سهند مکتوبونون بیر چوخ یئرینده اوستاد شهریارا چوخ ناراحات حالدا یاناشیر . سهندین فیکرینجه « هر بیر هنر صاحیبی ائلینه گووه نیب ائلینه آرخالانماسا, ائلین گوزوندن دوشوب کنارا قویولاجاقدیر».

سهندین شهریارا یازدیقی مکتوبوندان :

ئوزگه چیراغینا یاغ اولماق بسدیر

دوغما ائللریمیز قارانلیقدادیر

یانیب یاندیرمایاق یادین اوجاغین

ائویمیز سویوقدیر, قیشدیر, شاختادیر

شهریاری اوزگه لره چیراغ اولملق یئرینه اوز ائلی نین دردلرینی سویله مگه چاغیریر, کی بو مکتوب آیری بیر مجالدا اراشدیرماق گره کدیر.
او مکتوب شهریاردا بیر شعله نین آلوولانماسینا سبب اولور و شهریارین شاه اثرلریندن اولان « سهندیه» شاعیر سهند خطاب یارانیر.بک.

اوستاد شهریار حقلی اولاراق ن سهندیه» ده شاعیر سهند حاققیندا یازیر:

اودا شعرین, ادبین شاه داغی دیر, شانلی سهندی

اودا سن تک آتار اولدوزلارا شعر ایله, کمندی

اودا سیمرغ دان الماقدادی فندی

شعر یازاندا قلمیندن باخا سان دور سپه لندی

سانکی اولدوزلار الندی

سوز دئینده گوروسن قاتدی گولو, پسته نی, قندی

یاشاسین شاعیر افندی

او نه شاعیر کی داغین وصفینه مصداق اونو گوردوم

من سنین تک اوجالیق مشقینه مشتاق اونو گوردوم,

عشقه, عشق اهلینه مشتاق اونو گوردوم.

یوخاریداکی مصراعلاردا گورینیرکی, استاد شهریار سهندی قاف داغیندا یاشایان سیمرغا تشبیه ائدیب و اونون هنرین, شعرین و یارادیجیلیغینی ده یرلندیریر.بای.
دوز دور شاه رژیمی بوتون وار گوجو ایله باجارا بیلمه دی سهندین قوللارین زنجیرله ییب اسیر ائتسین, دوستاقلارا, سورگونلره محکوم ائتمک له, حقیقت سویله ین دیلینی باغلایا.

شاعیر بو قورتولوش عصرینده اعتراض سسینی شاه رژیمینه قارشی بئله اوجالدیر:
طالعیمه سن باخ, دوشونجه لریم یاساق,

دویغولاریم یاساق

کئچمیشیمدن سوز آچماغیم یاساق

گله جگیمدن دانیشماغیم یاساق

آتا بابامین آدین چکمه ییم یاساق

بیلیر سن؟

آنادان دوغولاندان بئله

اوزوم بیلمیه, بیلمیه

دیل آچیب دانیشدیغیم- دیلده

دانیشماغیم یاساق ایمیش, یاساق.

سهند ائل دردینی سویله مگی شاعیرلرین وظیفه سی (گووره وی) بیلیر و بیر یئرده بئله سویله ییر :

دیلیمی دالیمدان چیخارتسالاردا

قوی قارداش دردیمی دئییم باری بیل

گونئی دن قوزئیه, شرق دن غربه

هانسی خلقی گوردون بیزیم تک ذلیل؟

سهند اوز خلقینی قطعی بیر مبارزه یه چاغیریر و بئله اینام بسله ییر:

کیم دئییر اولومدور جانیندان کئچمک؟

بو اولومدن دوغور باشقا بیر حیات

اینسان اوز جانیندان کئچمه سه دئمک

ابدی حیاتا چاتارمی؟ هیهات

شاعیر حقی- حقیقتی اینسان سیز کور بیلیر . بو باخیش شاعیرین اینسانا اعتقادیندان و احترامیندان سو ایچیر:

حقین حقیقتین باغچاسی هر واقت

اینسانلا گولور, اینسانلا سولور

ان بویوک حقیقت اینساندیر آنجاق

اینسانسیز حقیقت اولسا کور اولور.

شاعیر اوزو اوچون بیر گوزه ل عالم یارادیب, اونون دونیاسیندا آزادلیق وار, سئوگی و محبت وار, اینسانلار شان حیات سورور.

من گوردوگوم دونیادا

هر شئی آشکار آیدیندیر

گونش واردیر, ایشیق وار

اینسانلار محکوم دئییل

چیچک آچیر بار وئریر,

حیاتیندان ذوق آلیر

اینسانلیق وار, دوستلوق وار

سئوگی وار, محبت وار

من گوردویوم دونیادا

شاعیر سازیمین سوزو اثرینده بیر متفکر کیمی حیاتین درینلیکلرینه جوماراق خلقی اوزونو تانیماغا , سوندورولموش ملی شعوری اویاتماغا قارانلیقلاردا مشعل آختاران لارا آزادلیق و مبارزه یوللارینی گنج لره نشان وئرمگه چالیشیر.

بعضا” اونا ائله گلیرکی هر شئی حیات, طبیعت حتا اینسانلار بئله درین یوخویا دالمیش دونیانین خیرینی- شرینی آتمیشلار.

گئجه نین بوینوندا وقارلی داغلار,

سانکی ابدی بیر یوخویا باتمیش

دره لر, تپه لر, مئشه لر, باغلار

دونیانین خیرینی-شرینی آتمیش

باشقا بیر یئرده دئییر :

اینسان حققینی ایتیره ن گوندن,

باشی داشدان-داشا دگیر هر زامان

سعادت جیرانی قاچیر اونوندن

سیلدیریم یوللاردا قالیر سرگردان

آزیب اوزلوگوندن ایتگین دوشنده ن,

قورد کیمی, اوزونون قانینی ایچیر

چالایلار, تیکانلار آیاغین بیچیر.

شاعیر یولونو ایتیرمیش, چاشمیش, مقداراتینی یابانجیلارا تاپشیریب, حقینه گوز یومموش خلقه, بابالارینین مردانه لیک لرینی اوزلرینه چکه ره ک دئییر:

ازل گوندن قهرمانلیق,

مردانه لیک, قوچاقلیق

آد سانیلان یاناشیدیر

دوغروداندا هر اینسانلیق

فخری اولان سجیه لر,

بو ائللرین-اوبالارین

ائکیز تای بیر قارداشیدیر

و داها سونرا بئله دئییر :

هر دردین داواسین آختارماق گره ک

نه چیخار ییخیلیب, زاریلداماقدان؟

تلاشسیز قوللارین قوتیاولماز

یول گئتمسه چاتماز مقصده اینسان

سحری آختاران گئجه دن قورخماز

آلیرام الیمه تلاش عصاسین

اگر گویدن یئره قطران یاغسادا

اوزوب کئچمه لییم ظلمت دریاسین

گورولدویو کیمی شاعیر اوز هدفینه چاتماق اوچون, هر بیر چتینلیگه دوزوب حتا جانیندان کئچمه گی ده لازیم بیلیر.
سهند ین ذهنینده اینسانلار هر زامان بیر بیر ایله قارداشدیر:

من اینسانلاری بیر, بیرینین

قارداشی دیر, سیرداشی دیر دئیه

بیر گون , ایکی گون یوخ

عومور بویو هارای چکیب

قلم چالیب, بوغاز یئرتیب

شعر یازیب یاراتمیشام

حیاتیمین کیتابچاسین

واراقلا باخ

گورکی آنجاق

هئچ دردیمی, هئچ آغریمی

محکوم اینسان دردلریندن

آییریبان بولمه میشم

من اوزومو, اوز ائلیمی

یاخین, اوزاق اینسانلیقدان

هئچ ده ارتیق سئومه میشم

من یاغلیمی, یاوانیمی

هر یئردنسه, هر ائل دنسه

اولور اولسون, هر گون هر آن

آج یالاواج اینسان ایلن

بولمک لیگه حاضیر اولوب

بو سوزومده صادیق دوروب

تا وارلیقا دایانمیشام

لاکن هله, یازیق دونیا

«ملت چی لیک» خولیاسینا

عنادینا دوام ائدیر

«اومانیزمی» سایان کیمدی؟

اینسانلیقا باخان کیمدی؟

حیاتی و یاشایشی تکجه اوزو اوچون آختارمیر شاعیر :

من تک ئوزوم دگیلم,

خلقیمین, ائللریمین

نبضی من ایلن وورور.

هر قلبیم چیرپینارکن,

کوکسومده بیر اوره ک یوخ,

میلیون اوره ک چیرپینیر,

من او گپنه گم کی,

دونیادا حیات آدلی

شعله یه وورولموشام

یانسامدا باکیم یوخدور

ازلدن بو سودادا

یانماغا دوغولموشام

آذربایجان و فارس شعرینین هر ساحه سینده شعر یازان و حتا شاه اثرلر یارادان شاعر لر چوخ اولموشدور. آنجاق خلقه میللی شعورو آشیلایان, کئچمیشینی و گله جگینی بو قدر گوزه ل آنلادان شاعیر یوخ, درجه ده آز اولموشدور.

اوزللیکله گونئی آذربایجان دا پهلویلر دوورونده حاکم اولان بوغونتولو هاوادا فارس شئونیزمی نین مطلق حاکیمیتی دورونده.
سهند بیر شاعیر اولاراق, وطنینی آزاد, خلقینی خوشبخت گورمک ایسته ییردی.

سون دا سوزلریمی سهندین یاخین دوستو و همکاری بیزیم گورکملی یازیچیمیز رحمتلیک گنجعلی صباحی نین سهندین وفاتی مناسیبتیله یازدیغی بیر پاراگرافلا بیتیرمک ایسته ردیم:
« افسوس… کی آمانسیز اولوم اونو آزادلیغین ایلک هاریندا سهند, ساوالان, حیدربابا داغلاری نین اتکلری لاله یاسمنله دولدوغو, کهلیکلری قاققیلداداغی, بولبوللری چهچه باشلادیغی زامان, او بویوک اینسانی, شعر و ادب شاهینی بیزدن آییردی, آنجاق او اولمه ییب, او آلوولاندیردیغی شعر و هنر مشعله سی له اوزونه بیر ابدیت یارادیب».

بئله لیکله سهند (۲۲ فروردین ۱۳۵۸ ه.ش) اوز میللی آرزولارینان بیرگه بیزلردن آییریلدی امما اونون اولمز اثرلری ایله اولمز لیکده یاشایان بیر کووره ک اوره کلی شاعیر دیر.
اوزو دئدیگی کیمی :

آنجاق ائلی اوچون یاشایانلارین

اولوب گئتمک ایله ن عومرو قورتولماز

اولومله حیاتدا بیر بوتونلوک وار

گول توخوم اولماسا, توخوم گول اولماز.

قایناقلار :
۱- وارلیق – بولود قاراچورلو سهند اوچون اوزل سای – ۱۳۵۸ – تهران
۲- پیک آذر درگی سی- ایکینجی ایل ۱۶-اينجی سای – مرداد ۱۳۸۱ – زنجان
۳- شمس تبریز هفته لیگی – سهند اوچون اوزل سای – ایکینجی نومارا- دوردونجو ایل – ۹۳-اونجو سای- ۳ اسفند ۱۳۷۹ – تبریز
۴- سهندیه-شهریار – ایران جام یایین ائوی - ۱۳۷۵
۵- تریبون درگی سی- ۳-اونجو سایی- یاز ۱۹۹۸ - سوئد

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:6 |  لینک ثابت   • 

86/02/23

صمد وورغون

Samad vurgun

آذربايجانين بؤيوك شاعيري و ضییالي‌سی صمد وورغون آذربايجان بديعي مدنيیت تاريخينده اؤز دولغون ياراديجي‌ليغي ايله تاريخي بير خيدمت گؤسترميش‌دير. اونون اثرلري فورما و مضمونجا سئچيلير و دوغما شعريميزين گؤزه‌ل و كامیل اؤرنكلري ساييلير. شاعیرين كلاسيك اوسلوبدا ياراتديغي شعرلر بو گونده اؤز طراواتيني ايتيرمه‌ميشدير .

صمد وورغون(صمد يوسف اوغلو وكيلوف) 1906ـ جي ايل مارت آيي‌نين 21ـ‌ده(نوروزون ايلك گونو) آذربايجانين قازاخ ناحيه سينين قيراق ساحيلي كندينده آنادان اولموشدور. او ايلك دفعه اولاراق آذربايجان علملر آكادمياسي‌نين آكادئميكي اولموشدور. 1948-1941-جي ايللرده آذربايجان يازيچيلار بيرليیي‌نين صدري 1956-1954-جي ايللرده آذربايجان علملر آكادمياسي نين پرزيدنت معاوني اولموش‌دور.

ياراديجيليغينا 1920- جي ايللرين اوللرينده باشلاميشدير. 1937-جي ايلده اؤزونون؛ واقيف؛1939-جو ايلده «خانلار»،1941-جي ايلده« فرهاد و شيرين» 1945-جي ايلده «انسان» منظوم دراملاريني يازميشدير.

«گنجلر پوئماسي» و «آيگون» اثرلري اساسيندا فيلملر چكيلميش شعرلرينه موسيقيلر بسته‌لنميشدير. صمد وورغون بين الخالق صلح مجلس لرينده فعال اشتراك ائتميشدير «دونيا شاعیر و يازيچيلاري ل.آراقون كونستانتين سيمانوف، ناظم حكمت، غفور غلام، كارلو لئونيدزي و لوقووسكوي، صمد وورغون ياراديجيليغينی يوكسك قيمتلنديرميش، حقينده شعر، مقاله و خاطیره‌لر يازميشلار. باكيدا ائو موزه سي ، يوخاري ساحیلي كندينده شعر ائوي ياراديلميشدير آذربايجان جمهوريسينده هر ايل صمد وورغون شعر گونلري كئچيريلير. باكيدا و قازاخ دا هئيكلي قويولموشدور.

صمد وورغون 1986-‌جي ايلده 50 ياشيندا ايكن باكيدا گؤزلريني ابدي اولاراق یومدو. صمد وورغون مركب و اوزون بير ياراديجيليق يولو كئچميش و اللي ايلليك عؤمونون اوتوز ايلدن چوخونو شعره، صنعته حصر ائتميشدير. او وطنداشليق دویغولاری ايله دولو ليريك ، حماسي و طنزلي شعرلر يازميش ، خلق قهرمانليغي روحوندا دراملار ياراتميشدير . او صنعت، ادبيات و مدنيتين مختلف ساحه‌لرينه عاييد كيفيتلي ، تنقيدي ـ قزئت‌چي‌ليك مقاله‌لرين مولفي‌دير . اونون مختليف خلقلرين كلاسيك و معاصر ادبياتلاریندا چوخلو ترجمه‌لري وار‌دير. دقته لاييق جهت او دوركي، ايستر ياراديجيليغي‌نين ، ايسترسه ده هميشه پارلاق شكليده اؤزونو گؤسترميشدير.

ائله صنعتكارلار اولور كي بير زامان بولور آينا كيمي پارلاميش اثرلري زامان كئچديگجه پارلاقليغيني ايتيرير ، زامان اونلارين اوستونو بير نوع توزلا، پاسلا، اؤرتور. بو ايل آنادان اولماسي‌نين يوزبیر ايللي‌یي تامام اولان صمد وورغون تامام باشقا روحدا اثرلر قويوب گئتميشدير، ايللر كئچديگجه بو اثرلرين تاثيري ، بديعي قيمتي و قودرتي آرتير.

صمد وورغون ادبياتدا چوخ سورعتله بوي آتدي ، شاعيرلي‌یی‌نين ايلك قلم تجربه‌سي دوورو چوخ تئز قورتاردي . بيرينجي شعريني چاپ ائتديرديكدن دؤرد ـ بئش ايل سونرا آرتيق او يئتگين بير صنعتكار كيمي چيخيش ائتمه‌یه و شعرين يوكسك طلبلرينه جاواب وئره‌ن اثرلر يازماغا باشلادي 1930-1920 ـ جو ايلده صمد وورغون سسي جيددي صورتده ادبي محيطين و گئنيش اوخوجو كوتله‌لري‌نين نظريني جلب ائتدي. مثبت اينسان صورتلري و ايدئالاري نين صمد وورغون شعرينده پارلاق و تاثيرلي چيخماسينا سبب اودور كي بو شعرلرده حيات مركبليگي ايله اينساني دويغو و چيرپينتيلار گؤزه ل، اوره ك آچان بير طرزده اؤز بديعي ايفاده سيني تاپميشدير. بو كيفيت صمد وورغون ياراديجيليغينا كيناردان گلمه ميشدير ، ادبي تاثيرلر و يا صنعتي ايستكلر نتيجه سي دگيلدي بير صنعتكار اولاراق اونون طبيعتيندن دوغور، حياتي ادراكي نين نتيجه سي دي.

صمد وورغون آذربايجان شعرينده منظومه نوعونون بويوك ياراديجي‌سي دير. آذربايجان ادبياتي تاريخينده شعرله خلق قهرمانليق دراملاري‌نين ياراديجيسي دا صمد وورغون دور.

صمد وورغون ياراديجيليغي يالنيز اؤز خلقي اوچون دگيل ، بوتون صنعت و حقيقت عاشيقلري اوچون قيمتلي و عزيز اولموشدور.

منبع:http://www.azsavlar.com/Bioqrafi/B5.htm

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 12:49 |  لینک ثابت   • 

85/12/15

شهردار شهر عشق

                                                             سردار شهيد آقا مهدي با كري............الله بنده سي     

    شهردار كجاست ؟
 در يك شب باراني پس ا ز 12 ساعت بارندگي،
تلفني به ما اطلاع دادند كه در بعضي از
نقاط سيل آمده است. ما آقا مهدي را كه در
آن زمان شهردار اروميه بود خبر كرديم و
ايشان به سرعت گروه‌هاي امداد را به
منطقه سيل زده اعزام كرد. نيروهاي آماده
درشهرداري و افراد داوطلب به ياري آسيب
ديدگان شتافتند و آقا مهدي همراه آخرين
گروه به سمت منطقه حركت كرد. همه در حال
كمك بودند، كف كوچه‌ها تا نزديك زانو از
گل و لاي بود. با خراب شدن ديوار، سقف
خانه‌ها فرو مي‌ريخت. در كنار يك خانه
پيرزني به شيون نشسته بود و فرياد
مي‌كرد و مردم براي بيرون آوردن اثاثيه
منزلش تلاش مي‌كردند. در ميان
ياري‌دهندگان چشم پيرزن به آقا مهدي كه
سخت كار مي‌كرد، افتاد. به او نزديك شد و
گفت: «خدا عوضت بدهد مادر! انشاءالله خير
ببيني! نمي‌دانم اين شهردار كجاست. اي
كاش يك ذره از غيرت و شرف شما در وجود او
بود.» آقا مهدي لبخند مليح بر لب آورد و
گفت: «بله مادر، اي كاش بود!»


منبع:كتاب خداحافظ سردار

منبع :http://www.urmoo.blogfa.com/

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 2:50 |  لینک ثابت   • 

85/10/30

اولوسوموزون باشی ساغ اولسون!


اوستاد فرزانه نین اؤلومونون بیرینجی ایل دؤنومونه:

«هر اؤلوم ارکن دیر
بونو بیلیرم آنجاق تانریم» جمال ثریا

اوستاد فرزانه نین؛ آرامیزدان آیریلدیغیندان بیر ایل گئچدی. بیر ایلدیر «فرزانه»سیز یاشاییر اولوسوموز. بو بیر ایلده ایسه؛ چوقلو اونوتولماز تاریخسل اولایلار اولدو، باشی بلالی یوردوموزدا: «هارای؛ هارای من تورکم» دییه، گؤک یوزونه باغیران بیر اولوسون، اولو سسی، فرزانه نین ایللر بویونجا: «منیم دیلیم؛ منیم کیملیگیم» دئدیگی ابدی سسینه قاریشدی: آه! دئییریز، او گونلری گؤرسه ایدی فرزانه، اؤلومو ائرته لردی بلکی…
فرزانه ، یالنیزجا دیلیمیزین، کولتوروموزون «بیلگین»ی دئگیل ایدی. او آذربایجان تورکونون، تاریخین درین-گؤرونمز قاتلاریندان قایناقلانان،« کولئکتیوشعور آلتی» سنی گؤزلریمیزین اؤنونه سرگیله ین، هر بیر توتوم وداورانیشییلا، بیزلره اؤرنک و یول گؤستریجی اولان، گرچک بیر چاغداش «بیلگه» ایدی.
اوزگون روحوموزون گوزگوسونو بولانیق گئچمیشدن، آجیلار دولوسو ایندیلیگه و ایندیلیکدن، آیدین و موتلو بیر گله جگه گؤتورمگه چالیشان، «بیلگه فرزانه» نین یولونون یورولماز یولجولارینا عشق اولسون!

اؤلولری دیریلتن او ار هاردادیر
او دا (می) دوشدو اؤلوم توزاغینا (ان سوندا)؟
قوتادغوبیلیک
اوستاد فرزانه نین یوتوبوری-ده کی الیازمالاری قوروما گوروپو:

صدیقه عدالتی
علسگر اصغرنیا
سلیمان اوغلو

منبع:http://www.barama.org/?p=151#more-151

نوشته شده توسط در 14:32 |  لینک ثابت   • 

85/10/30

اوستاد فرزانه نین دونیادان کؤچمه سی موناسیبتیله(نیگارخیاوی )


اوستاد فرزانه نین دونیادان کؤچمه سی موناسیبتیله
نیگارخیاوی

سن هئی ی ی…
تورکجه میزین قووغالی باشی
دونیانین دوغما قارداشی

باش گؤتوروب هارایا گئدیرسن بئله دیک - دیک
اؤزوندن باشقا هارانی تانیرسان
باش آچمیش باهاریمیزی کیم باشارار
کیم ائده بیلر اونا ییه لیک

شیرین دیللیم!
هانسی سئوگیلی گؤروشه چاغیرمیش سنی
بلکه باشقا یئرده اؤزونه محتاج گؤرورسن وطنی

بالام هئی ی ی …
هارایا گئدیرسن
قیویریق روحونون آلتینا آلیب ائللری، دیللندیریرسن
آخی سن، آخی سن… آی گولوم
سنین آخشاملارین دیر
بوراسی سنین آلانلارین دیر…
نییه گئدیرسن؟

من عاشیق
نئچه بوداق یول اولورسان
نئچه یول یوللانیرسان
یئنه باشقا میدانمی اوخورسان؟
نئچه میدان، نئچه میدان اوخونورسان
بونجا میدانلاری نئجه اوخوتدورورسان

بوزقیرلیغا قاپی آسان سن
کیمسه سیزلیک چاتلاغینا بایاتی - بایاتی آسیلان سن
بو قارنی آج خیاوانلارا
عزیزینم… بو قارنی آج خیاوانلارا
تورکجه نی دیمدیکله ین، یئنه سن
آنا دیلیندن بیر قارین
بیرجه قارین دوغماغا یئریکله ین بیرده سن
عزیزینم بیرده سن…

یئری یئری ایپ توخو
ایپک تئلدن ایپ توخو
قوی بوینوما آسیلسین
یار کامانی، یار اوخو

سنی سندن باشقا کیم باشارار
تورکجه میزین قووغالی باشی
دونیانین دوغما قارداشی… !

28.10.1384
18Yanvar 2006

منبع :http://www.barama.org/?p=148#more-148

نوشته شده توسط در 14:29 |  لینک ثابت   • 

85/09/09

استاد میر هدایت حصاری اؤتوبيوقرافيياسی

اشاره:

اوستاد ميرهدايت حصاری حاققيندا، اوستادين اؤزوندن آلديغيميز اؤتوبيوقرافيياسی، اولدوغوکيمی، وارليغين سسی نين  اؤزل ساييندا،

حؤرمتلی اوخوجولاريميز اوچون درج اولونور!

 

 

    من ميرهدايت، ميرحبيب اوغلو، حصاری ايران آذربايجانيندا بير شاعر، يازيچی و تدقيقاتچی کيمی تانينميش و بير ژورناليست، تورکولوق و فولکلورشناس کيمی ده فعاليتده اولموشام.

    من 1929-جی ايل اوقتيابر آيی نين ايکيسينده (1308هجری، مهرآيی نين 10- ندا) آرازين قوزئی ساحلينده اولان جولفا شهرينده، ايرانلی بير عاييله ده دونيايا گلديم، 8 ياشينا دک عاييله نين ايستی و محبت لی قوجاغيندا راحاتجاسينا عؤمور سوردوم. آنجاق 1937-جی ايلين پاييزيندا نه ايسه بيردن- بيره، خزان يئلی يوخ، بلکه حادثه لر قاسيرقاسی يورد- يوواميزی ووروب، داغيتدی.  آيری سؤزله دئسه ک، او گونکی ساوئت حوکومتی او زامانا دک اونلارا تبعه اولمايان ايرانليلارا اورادان چيخيب وطن لرينه قاييتماقلاری اوچون واقت تعيين ائتدی. آتام آز فورصت ايچينده ائو- ائشيگی ديری- ديمزينه ساتاراق حاضيرلانيب، ايرانا گئچمه يه مجبور اولدوق. او تايدان گئچنده آنامين قيزيل سيرقاسی، بويون باغينی و بيله زيکلرينی (قيزل آپارماق قاداغاندير دئيه) اليندن آلديلار. بو تايدا ايسه گتيرديگيميز کيتابلاری هاميليقجا ضبط ائتديلر.

    آتامين آتاسی ميرباباسلطان علمداردا ياشاديغی اوچون بيزده بير باشا اورايا گئتديک. وطنه قاييتديغيميزا گؤره نهايت درجه سئوينديک. لاکين بو سئوينمک چوخ داوام ائتمدی. چونکی بورادا اوزون ايللردن سونرا وطن لرينه قاييدان ايرانليلار بير هموطن کيمی يوخ، بلکه بيگانه لر کيمی قارشيلانديلار. شاه رژيمی نين بوغونتولو شراييطنده اونلاری مهاجر آدلانديراراق، اؤز طبيعی وطنداشليق حوقوقونا مالک اولماقدان محروم ائتديلر. شاه رژيمی بو آيدين فيکيرلی انسانلاری او زامان غفلت ايچينده ياشايان ايران وطنداشلاری اوچون زيانلی ساياراق اونلارا جوربه جور چتين ليک لر تؤرتديلر. او جومله دن وطن عشقی ايله اوچان آتام شبهه لی آداملار کيمی هرگون گئديب نظميه ده اؤزونو گؤسترملی و معين بير دفتری امضالامالی ايدی.

   چونکی بو مهاجر دئييلن و روسلارا تابع اولماغا حاضير اولماييب اؤز وطن لرينه قاييدان انسانلارين فيکيرلری بو تايداکيلارا گؤره چوخ آيدين و مترقی ايدی. اونلار شاه رژيمی نين ظولمکارليغينی و خالقين بوغونتولو و فلاکت لی ياشاييشلارينی گؤردوکده ساکيت قالا بيلميرديلر. اونلار بو تايلی وطنداشلاريندا ظولمه قارشی موبارزه حيسينی اوياديرديلار. اونا گؤره ده مهاجرليک عنوانی بؤيوک بيرگوناهکارليق دامغاسی کيمی اونلارين آلنيلارينا وورولوب و هر يئرده اونلارا تبعيض قاييل اولونوب، قيراغا قويولوردولار.

   بو دوروم ميللی حوکومت، غدار شاه رژيمی نين الی ايله قانا بوياناراق، دئوريلديکدن سونرا داهادا گرگين لشدی. چونکی او مهاجرلر خالق کوتله لری نين آييلماسی نين و رژيم عليهينه باش وئرن موبارزه لرين اصلی باعث و بانی لری کيمی تانينيرديلار. اونا گؤره ده قولدور شاه و اونون منحوس رژيمی قانلی بيراينتقام آلماق قصدينه دوشدو. دئديگيميز حادثه نين ايلک گونلرينده شاهين  موزدورلاری اله گئچن مهاحرلری و فرقه فعال لارينی وحشی ليک له اؤلدورندن سونرا (بعضا هله ديری ايکن) آرابالارين داليسينا باغلاياراق خييابانلاردا سورودولر و جنازه لرينی ايسه هارايا آتديقلاری، معلوم اولمادی. سونرالاردا اله گئچن لر يا اعدام اولدولار يا آيری اوزاق ايالت لره سورگون اولونوب، ديدرگين دوشدولر.

   هرحالدا بيزيم علمداردا قالماغيميز ايکی آيدان آرتيق چکمدی. چونکی بيزيم آتا- بابا يوردوموز اولان کهريزيئکه ن (يازيلاردا يکان کهريز يازيلير) قصبه سينده کی حاصارلی قوهوملاريميز، بيزيم ايرانا  گلديگيميزی ائشيتديکده بيرگون گليب آتامی راضی لاشديراراق، بيزی کهريز يئکه نه کؤچورتدولر.    بئله ليک له بيزيم طالعيميز آيری بير استقامت تاپدی. چونکی اگر بيز بؤيوک شهرلره گئتسه ايديک، ترقی يوللاری بيزيم اوزوموزه آرتيق آچيق اولاردی. بير حالدا کی يئکه نده او زامان حتتا بير مکتب ده  يوخ ايدی.

   بوندان علاوه بورادا هئچ بير ايش ده يوخ ايدی. آنجاق آل- وئر ائتمک اولاردی کی او دا چوخلو سرمايه (پول) ايسته ييردی. بئله ليک له بير موددت ائو اثاثيه لرينی ساتماقلا گئچينديک. نتيجه ده گئت- گئده ائوده بوشالدی و عاييله نين ايقتصادی دورومو گرگين لشمه يه باشلادی. بئله ليک له من ده عاييله يه کؤمک ليک ائتمک اوچون ايشلمه لی اولدوم، او زامان کندين اهاليسی نين ايشلريندن بيری بو ايدی کی اونلارين بعضی لری يازدا«اورمو» - يا گئديب، شهردن نيسيه مال گؤتوره رک کوردوستان کندلرينه چرچی ليگه گئدرديلر و پاييز اولدوقدا قازانديقلاری پوللار ايله کنده قاييدارديلار.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 18:39 |  لینک ثابت   • 

85/09/04

پروفسور محمدتقی زهتابی ستاره‌ای که در آسمان ادب و فرهنگ آذربایجان درخشید

 

پروفسور محمدتقی زهتابی

 

ستاره‌ای که در آسمان ادب و فرهنگ آذربایجان درخشید

                                      

                                         اورین مقدم

 

 

 

 

اولین روز زمستان سال گذشته روزی بس حزن‌انگیز برای جامعۀ علمی کشور و مردم آذربایجان بود. چرا که در چنین روزی آذربایجان یکی از فرزندان برومند و دانشمند خود را از دست داد و در غم از دست دادن او در ماتم و عزا نشست. آری در آخرین روز پاییز سال 1377، پروفسور محمدتقی زهتابی ادیب و مورخ بزرگ آذربایجانی در خانۀ شخصی خویش در شبستر چشم از جهان فرو بست و دار فانی را وداع گفت.

اینک در آستانۀ سالگرد درگذشت آن عالم فرزانه، شرح حال مختصری از زندگی و آثار آن مرحوم ارائه می‌گردد.

                                                        *     *      *

پروفسور محمدتقی زهتابی (کیریشچی) در 22 آذر ماه سال 1302ه.ش در «چای محله‌سی» شهر شبستر در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش با زهتابی خرج عایله را در می‌آورد. در شش سالگی به کمک خواهرش در مکتب قرآن بانوان، قرائت قرآن و خواندن متون ترکی را یاد گرفت. چنانکه خودشان می‌گفتند در خانه، ایشان را بالای کرسی می‌نشاندند و همه دور کرسی جمع می‌شدند و او برای فامیل کتاب‌های داستان قرائت می‌کرد.

در سال 1309 وارد مدرسۀ دولتی جدید التاسیس شبستر شد و بعد از شش سال در سال 1315 تحصیلات ابتدایی خود را به اتمام رساند. پس از آن به وسیلۀ پدر از رفتن به مدرسه منع گردید و بدین ترتیب به مدت دو سال به کار کشاورزی و زهتابی پرداخت و سپس به خاطر علاقه‌ای که به آموختن داشت، به صورت پنهانی به تبریز نزد برادرش رفت و تا سال 1320 به مدت سه سال در دبیرستان فیوضات تا کلاس نهم درس خواند. پس از آن وارد دانشسرای پسران گشته، در مدت دو سال آن مقطع تحصیلی را نیز با موفقیت به اتمام رساند. طی سالهای 23 و1322 در دبیرستان‌های رشدیه و ادب تبریز به تدریس مشغول شد. در طول سال های 24 ـ 1320 در کلاسهای حاج یوسف شعار زبان عربی و در کلیسای کاتولیک‌ها زبان فرانسه را به خوبی یاد گرفت. در سال 1325 که دانشگاه تبریز به وسیله حکومت ملی آذربایجان تاسیس شد، استاد در دانشکدۀ ادبیات آنجا پذیرفته شده و به عنوان یکی از دانشجویان اولین دوره در آن دانشگاه مشغول تحصیل شد.

پس از انحلال حکومت دموکرات آذربایجان به وسیلۀ نیروهای ارتش پهلوی، استاد در سال 1327 برای فراگیری علم و تحصیل در زمینۀ ادب و تاریخ زبان ترکی به صورت قاچاقی وارد شوروی گردید.

منبع :http://xoyaz.blogfa.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 13:25 |  لینک ثابت   • 

85/09/03

دوقتور مير هدايت حصاری باره ده بير نئچه سؤز / دوقتور جواد هئيت

یازان : دوقتور جواد هئيت

         دوقتور مير هدايت حصاری باره ده بير نئچه سؤز.

آقا ميرهدايت حصاری اوزون ايللردير وارليق درگی سی نين گؤرکملی يازيچيسی و وارليق يازيچيلار هيئتی نين عضوو دور. او عين زاماندا شاعر، محقق، فولکلور شناس و آذربايجان ساحه سينده تورکلوق دور. تاريخ و ادبياتيميز ساحه سينده آپارديغی آراشديرمالار و  يازديغی مقاله لری وارليق درگيسی نين صحيفه لری نين بزگی اولموش و اوخوجولاريميزين ماراقينی  جلب ائتميشدير. حصاری بگين آراشديرما ساحه سی چوخ گنيش دير. او تورکجه و فارسجانين ديل و ادبياتينا درين دن بلد اولدوغو اوچون هر ايکی ديلده  تحقيقات آپارير و اونودولموش ادبی اثرلری و تاريخی شخصيتلريميزی اوزه چيخاردير و بيزلری اونلارلا تانيش ائدير.

حصاری بيگ عين زاماندا گؤرکملی شاعردير. اونون شعرلری مضمون و محتوالی  و دويغولودور. اوزون ايللردن بری وارليق ين بوتون سايلاريندا اونون  مقاله لری و شعرلری درگی نين ان ماراقلی و فايدالی حيصه لرينی تشکيل ائتمکده دير.

اونون مقاله و شعرلری باشقا درگی و قزت لرده ده چيخماقدادير. حصاری بيگ او قدر چاليشقان بير آراشديريجی و يازيچی دير کی، وارليق درگيسی اونون هامی مقاله و شعرلرينی يايماغا کفايت ائتمير و بير چوخ درگی و قزت لرده ده اونون اثرلری نشر ائديلير. بونا باخماياراق دئيه بيله رم کی حصاری بيگ وارليق درگی سی نين تمل پايالاريندان بيری دير.

حصاری بگين اوشاقليق حياتی چوخ چتين و محروميتله گئچميشدير بو اوزدن او مدرسه تحصيلينی آپارا بيلمه ميش وچاليشاراق ائشيکده اوخويوب امتحان وئرميش و ليسه تحصيلينی ببيتيرندن سونرا اوردويا داخل اولموش و 30 ايل خدمت دن سونرا آلبای(سرهنگ) درجه سيله امکلی اولموش، اوندان سونرا داها چوخ فرهنگی ايشلرله مشغول اولموشدور. او، اوردودا ايکن لندن اونيورسيته لريندن مهندسليک ديپلومو آلميش و اوردو فاکولته لرينده معلم- اوستاد وظيفه لرينده چاليشميشدير.

او باکی دا آذربايجان اونيورسيته سی نين فخری دوقتورودور.

بوگون اونون 76 ياشی واردير. او  جولفادا آنادان اولموش آمما اصلا يکانلی دير. اونون اثرلری چوخ شاخه لی و سايلاری دا بير يازيچی نين عؤمرونه  سيغماياجاق قدر چوخدور. بورادا ان موهوملرينی درج ائديريک.

ايندييه قدر 2250 مقاله و شعرلری ايران، آذربايجان تورکيه و آوروپادا ياييلميشدير. [ 60 ] جلد کيتاب مولفی دير. 450 مقاله سی آذربايجان و قشقائی شاعرلری باره ده آنکارادا بؤيوک ادبيات پروژه سينه گؤندريلميشدير.

فولکلور ساحه سينده ايکی کيتابی و اونلارلا مقاله سی چيخميشدير.

بير چوخ مطبوعات اورگانلارييلا همکارليغی اولموش و اوزون ايللردن بری وارليق درگی سی نين تحريريه هئيتی عضوو  و فعال يازيچيسی دير.

نوشته شده توسط جواد (اورمولو ) در 9:10 |  لینک ثابت   •